۱۵ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۵:۴۱
منبع: بیتوته
دروغ مصلحت آمیز و احکام آن

شکی نیست که دروغگویی یک عمل غیر اخلاقی است. اما هم عقل و هم شرع دروغگویی را در برخی مواقع مانند جائی که موجب نجات جان بی گناهی می شود، جایز می داند. در عرف مردم دروغی که گفتن آن جایز است را «دروغ مصلحت آمیز» گفته می شود. اما این اصطلاح دست خوش تفسیرهای شخصی از سوی افراد است.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ دروغ مصلحت آمیز، دروغی که با هدف نیل به یک مصلحت انجام می گیرد. قبح دروغ در اخلاق و فقه، با دلیل عقلی و نقلی اثبات می شود. بیشتر دانشمندان شیعی بر این باورند که قبح دروغ ذاتی نیست. آنها با استناد به ادلۀ عقلی و نیز روایات حکم کرده اند که بنا بر مصلحت، دروغ گویی جایز و گاه لازم است.


با تأمل در ادله ی مجوز دروغ مصلحت آمیز می توان دریافت که مقصود از مصلحت در دروغ مصلحت آمیز، مطلق مصلحت نیست، بلکه، ضرورت غیر قابل اجتناب و یا مصلحت روابط انسان هاست.

آنچه با بررسی روایات و کتب فقهی و اخلاقی علمای اسلامی به دست می آید، این است که عنوان «دروغ مصلحت آمیز» به این صورت ترکیبی، در لسان شرع و در کلام علمای اخلاق و فقهاء متقدم وارد نشده است. بلکه در این منابع دروغگویی به خاطر برخی مصالح جایز شمرده شده است. بنابراین، عنوان «دروغ مصلحت آمیز»، چیزی است که در عرف مردم جعل و رایج شده است.


احکام دروغ مصلحت آمیز در اسلام :

پرسش : دروغ مصلحت آمیز در اسلام چه حکمی دارد؟ و آیا پیامبران و پیشوایان بزرگ چنین دروغی می گفته اند؟


پاسخ : دروغ ذاتاً کار فوق العاده بدی است و بسیاری از مشکلات و بدبختی ها و نا به سامانی های اجتماع کنونی ما بر اثر همین دروغ است. در بعضی از بیاناتی که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) رسیده، دروغ را کلید سایر گناهان شمرده اند! در صورتی که انسان برای ایجاد الفت و محبت و رفع کینه و کدورت دروغ بگوید و بدین وسیله میان آنها صلح و صفا و صمیمیت برقرار کند دروغ حرام نیست.


اما در عین حال در بعضی از موارد استثنایی، اتفاقاتی می افتد که اگر انسان در آن جا راست بگوید فتنه و فساد بزرگی برپا می شود در حالی که اگر راست نگوید آتش فتنه خاموش می شود؛ به عنوان مثال، هرگاه میان دو نفر اختلاف شدیدی باشد و یکی از آنها پشت سر دیگری بدگویی کند و ما هم بشنویم و بدانیم که اگر در برابر سؤالاتی که می شود راست بگوییم و بدگویی های او را فاش کنیم، آتش فتنه ای برپا می شود که ممکن است تلفات و خسارات مهم و زیادی به بار آورد؛ بدیهی است در چنین مواردی راست گفتن کار غلطی است و هیچ عاقلی نمی تواند بگوید در چنین موردی هم باید راست گفت، این یک قانون مسلّم عقلی است که هرگاه فساد چیزی از اصلاح آن بیشتر باشد، ما باید از آن چیز بپرهیزیم.


قوانین اسلامی نیز این حکم عقلی را تأیید کرده و در چنین موارد استثنایی، از روی ضرورت دروغ گفتن را تجویز می کند.


ولی به دو موضوع باید مؤکّداً توجّه داشت: اول این که این موضوع کاملا جنبه استثنایی دارد و جز در شرایط خاصی دروغ گفتن جایز نیست و نباید عده ای موضوع «دروغ مصلحت آمیز» را دستاویز کرده و بدون جهت و یا برای به دست آوردن منافع شخصی دروغ بگویند و این عمل زشت را به نام این که مصلحت! ایجاب کرده، مرتکب شوند.


دوم این که اسلام به قدری به موضوع دروغ اهمّیّت داده که حتی در مواردی که ضرورت ایجاب می کند که انسان دروغ بگوید، دستور «توریه» داده است و در میان دانشمندان و فقهای ما این فتوا مشهور است.


منظور از «توریه» این است که در موارد ضروری به جای دروغ گفتن، جمله ای گفته شود که شنونده به گمان خود از آن مطلبی استفاده کند در حالی که منظور گوینده چیز دیگری بوده است; مثلا: کسی از ما بپرسد آیا فلان کس درباره من چنین حرف بدی زده؟ ما در جواب می گوییم: نه تا من اونجا (خانه شان) بودم حرف بدی نزد، در اصل زمانی که شما آنجا بودید حرفی نزد اما در جای دیگری زده است. شما دروغ نگفتید، ولی شنونده با شنیدن این سخن، چنین می پندارد که اصلا آن حرف درباره او گفته نشده است.


آیا دروغ مصلحتی گناه دارد ؟
از طرف دیگر، موقعیت هایی در زندگی انسان پیش می آید که آدمی در آن ها بر اثر ضعف و مانند آن نمی تواند راست بگوید و حتی اگر راست بگوید، ارزش اخلاقی دیگری را زیر پا نهاده و حقوق دیگران را نادیده گرفته است. اگر به دشمنی که می خواهد از راست گویی من سوء استفاده کند و اطلاعات نظامی کشورم را به دست آورد راست بگویم این کار من خیانت به کشور و نابود کردن هم وطنانم خواهد بود. بدین ترتیب به نظر می رسد که گاهی دروغ مجاز و حتی لازم است.


اگر در کلمات پیشوایان دین - به مقتضای ضرورت و حفظ جان و مال مردم و جلوگیری از اختلافات و فتنه ها - دروغ مصلحت آمیزی بوده باشد، حتماً از قبیل توریه است که دروغ محسوب نمی گردد.
روشن است که در آیات قرآن هیچ گونه دروغ مصلحت آمیز و توریه وجود ندارد، یعنی درباره آیات و احکام الهی اصولا چنین ضرورتی مفهوم ندارد.


در وصایای رسول خدا (ص) به امیر المؤمنین(ع) آمده است:

«یَا عَلِیُّ ثَلَاثٌ‏ یَحْسُنُ‏ فِیهِنَّ‏ الْکَذِبُ‏ الْمَکِیدَةُ فِی الْحَرْبِ وَ عِدَتُکَ زَوْجَتَکَ وَ الْإِصْلَاحُ بَیْنَ النَّاس‏.»

«یا علی! سه چیز است که دروغ در آن نیکو است: خدعه و نیرنگ در جنگ، وعده به همسر و اصلاح میان مردم.»

و از امام صادق(ع) آمده است:

«کُلُّ کَذِبٍ مَسْئُولٌ عَنْهُ صَاحِبُهُ یَوْماً إِلَّا کَذِباً فِی ثَلَاثَةٍ رَجُلٌ‏ کَائِدٌ فِی‏ حَرْبِهِ‏ فَهُوَ مَوْضُوعٌ‏ عَنْه‏ وَ ...»

«هر دروغی یک روز مورد بازخواست واقع می‏شود مگر در سه چیز: کسی که‏ در جنگ با دشمن خدعه می‌کند و ...»

از این احادیث استفاده می‌شود که دروغ در سه مورد جایز است که یکی از آنها جنگ است.


پی‌نوشت:
[بحار الانوار، چاپ بیروت، ج ٧٤- ص ٥١]
[اصول کافی، ج ٢- ص ٣٤٢، حدیث ١٨]

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha