خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع) - ابنا: برخی منابع روایی پرچم های سیاه به عنوان نشانه ظهور معرفی شده است . در این نوشتار به بیان روایات و اعتبار آنان اشاره می شود:
نشانه بودن پرچم های سیاه
بر خلاف سخن برخی که پرچمهای سیاه را از نشانه های ظهور دانسته اند، در روایات مربوط به ظهور حضرت مهدیQ از پرچمهای سیاه از خراسان بیشتر به عنوان پدیده ای همزمان با برخی نشانهها یاد شده است. این پدیده - صرف نظر از اعتبار روایات آن- در منابع اهل سنت به ویژه در کتاب الفتن نعیم بن حماد[۱] به گونه ای گسترده ذکر شده است؛ ولی در منابع شیعه به ندرت یافت می شود.
پرچم های سیاه از نگاه شیعه
روایاتی که از پرچمهای سیاه یاد کرده اند به دو دسته تقسیم میشوند:
روایاتی که فقط به بر افراشته شدن و خروج این پرچم ها اشاره کرده اند و در آنها هیچ ارتباطی با ظهور حضرت مهدی بیان نشده است. از آنجایی کــه در این دسته روایات هیچ گونه پیوندی با ظهور مهدی به چشم نمی خورد، در اینجا لزوم به نقل آنان نیست.[۲]
روایاتی که این پدیده را به گونه ای با امام مهدی و ظهور ایشان پیوند داده است. این روایات پدید آمدن این نشانه را در آستانه ظهور و اندکی پیش از او میداند؛ به گونه ای که حضرت مهدی آنان را به سوی خویش فرا میخواند. مضمون روایتها در این باره آن است که پیش از ظهور امام مهدیQ در
منطقه خراسان قدیم، خراسان(شامل قسمتهای گسترده ای از ایران، افغانستان، ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان) انقلابی برپا می شود و مردم در حالی که پرچم های سیاه برافراشته اند به حرکت در می آیند.[۳] امام باقر در این باره می فرماید: «پرچمهای سیاهی از خراسان بیرون می آید و به جانب کوفه به حرکت در می آید. چون مهدی آشکار شود اینان کسی را برای بیعت نزد آن حضرت میفرستند[۴]
از دیگر روایاتی که در این باره نقل شده روایتی است که ابوبکر حضرمی آورده است. وی میگوید من و ابان زمانی که پرچمهای سیاه در خراسان آشکار شدند بر امام صادق وارد شدیم و گفتیم: «مَا تَرَی؟ در این باره نظرتان چیست؟ فرمود: اجْلِسُوا فِی بُیُوتِکُمْ فَإِذَا رَأَیْتُمُونَا قَدِ اجْتَمَعْنَا عَلَی رَجُل فَانْهَدُوا إِلَیْنَا بِالسِّلَاح در خانه هایتان بنشینید. آنگاه که دیدید ما گرد یک نفر جمع شدیم پس به سوی ما با جنگ افزار بیایید»[۵]
در سند این روایت شش نفر از راویان حدیث وجود دارند که دو نفر از آنها توثیق شده اند؛ اما یوسف بن کلیب، حکم بن سلیمان، محمد بن کثیر و أبی بکر حضرمی مجهول اند؛ از این جهت روایت ضعیف میشود و از اعتبار کافی برخودار نیست؛ ضمن آنکه روایت ربطی به پرچمهای در آستانه ظهور ندارد و مربوط به پدیده ای تاریخی است.[۶]
در برخی روایات هم فقط به خروج گروهی از مشرق اشاره شده و یادی از پرچم آنان نشده است. ابو خالد کابلی از امام باقر روایت کرده است که فرمود: «کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَی عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّی یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَی صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لاستبقیت نفسـی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ؛ گویی می بینم قومی در مشرق خروج کرده اند و خواهان حقند ولی به ایشان داده نمیشود؛ باز خواهان آن می شوند و به آنان داده نمیشود پس چون چنین میبینند شمشیرهای خود را بر گردن خویش می افکنند اماده) کارزار میشوند پس آنچه میخواهند به ایشان می دهند؛ ولی ایشان از پذیرفتن آن خودداری میکنند تا اینکه قیام نمایند و آن را به کسی باز ندهند مگر به صاحب شما کشتگانشان شهیدند بدانید اگر من خودآن را در می یافتم به طور حتم خود را برای صاحب این امر نگاه میداشتم.[۷]
این روایت را نخستین بار نعمانی در کتاب الغیبة نقل کرده و علامه مجلسی آن را در بحار الانوار به نقل از همین کتاب نقل کرده است.[۸] هرکس هم بعدها این روایت را آورده یا از بحار الانوار یا کتاب الغیبة النعمانی نقل کرده است.
داود دجاجی از امام باقر روایت کرده که فرمود: «سئل امیر المُؤْمِنِینَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی فَاخْتَلَفَ الْأحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ[۹]: فَقَالَ انتظرُوا الفرج مِنْ ثَلَاثِ. فَقِیلَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَا هُنَّ ؟ فَقَالَ اخْتِلَافُ أَهْلِ الشَّامِ بَیْنَهُمْ و الرَّایَاتُ السُّودُ مِنْ خُرَاسَانَ وَ الْفَزْعَةُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ؛ از امیر مؤمنان درباره فرمایش خدای تعالی فَاخْتَلَفَ الْأحْزابُ مِنْ بَیْنِهِم سؤال شد. فرمود منتظر فرج باشید از سه چیز. گفته شد ای امیرالمؤمنین آنها کدام اند؟ پس فرمود: اختلاف اهل شام در میان خود و پرچمهای سیاه از خراسان و وحشتی در ماه رمضان»[۱۰]
با توجه به مجهول بودن داود الدجاجی در سند اعتبار روایت از جهت سند مخدوش است.[۱۱]
جابر جعفی از امام باقر روایت نموده که فرمود: «تَنْزِلُ الرَّایَاتُ السُّودُ حَتَّی تَخْرُجَ مِنْ خُرَاسَانَ إِلَی الْکُوفَةِ فَإِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِیُّ لا بُعِثَ إِلَیْهِ بِالْبَیْعَةِ: پرچم های سیاه از خراسان آمده در کوفه فرود می آیند. چون مهدی آشکار شد. آنها را فرا می خواند تا با وی بیعت کنند» [۱۲]
در بیشتر سخنانی که درباره پرچمهای سیاه نقل شده از آنها به نیکی یاد شده است؛ اما در برابر این روایات روایاتی نیز در دست است که در آنها پرچم های سیاه مذموم خوانده شدهاند؛ چنان که مجلسی به نقل از کتاب تاریخ بغداد[۱۳] از ابوهریره از پیامبر اکرم آورده است: «إِذَا أَقْبَلَتِ الرَّایَاتُ السُّودُ مِنْ ـل المَشْرِقِ فَإِنْ أَوَّلَهَا فِتْنَةٌ وَ أوْسَطَها هَرْجٌ وَ آخِرَهَا ضَلَالَةٌ: هرگاه رایات سود از مشرق روی آوردند، آغاز امرشان فتنه، میانه آن هرج و انجام آن گمراهی است» [۱۴]
البته اصل روایت نخست در الفتن نعیم بن حماد نقل شده است که درباره آن، افزون بر ضعف آن کتاب میتوان به راویان ضعیف آن مانند عبدالجبار الکوفی و راویان نامعلوم(رجل) اشاره کرد که سبب ضعف روایت شده اند.
پرچمهای سیاه از نگاه اهل سنت
بر خلاف نگاه شیعه که بیشتر روایات پرچمهای سیاه در آن از اعتبار کافی برخوردار نیست در میان اهل سنت روایاتی چند از جهت اعتبار پذیرفته شده است؛ برای نمونه بستوی در یکی از دو کتاب خود که در آن روایات صحیح را نقل کرده شماری از این روایات را معتبر اعلام کرده است. این در حالی است که مجموع روایات پذیرفته مهدوی را در کتاب خود کمتر از پنجاه روایت برشمرده است. توجه ویژه بستوی به سند و تعیین اعتبار حدیث بر پایه آن شده تا در دومین حدیث ارائه شده در کتاب خود، این روایت را که از نظر محتوا مخالف عموم روایاتی است که ظهور مهدی را از سرزمین مکه دانسته – صحیح بداند. بستوی این روایت را در دو جا صحیح دانسته و دیدگاه کسانی که روایت را ساختگی دانسته اند نادرست خوانده، این گونه نقل کرده است: «عن عبدالله قال: قال رسول الله عله الله: إذا أقبلت الرایات السود من خراسان فائتوها فإن فیها خلیفه الله المهدی آنگاه که پرچمهای سیاه از خراسان به تو روی آورد پس به سوی آن بشتاب که در آن خلیفه الهی مهدی است.[۱۵]
در این روایت به روشنی مهدی به عنوان خلیفةالله در سپاه خراسان و میان پرچمهای سیاه دانسته شده است که در تعارض با روایاتی است که طبق آنها قیام کنندگان خراسانی در طلب امام مهدی خروج و به سمت کوفه حرکت می کنند.[۱۶] بستوی در روایت شماره هفت نیز با همین مضمون روایت دیگری را صحیح دانسته است.[۱۷] این در حالی است که ابن حجر روایت را از نگاه افرادی مردود دانسته مینویسد: «أورده ابن الجوزی[۱۸] فی الموضوعات[۱۹] روایت را ابن جوزی در شمار روایات برساخته آورده است»
ترمذی در نقلی خروج پرچم ها را از خراسان و پایان آن را در بیت المقدس دانسته است.[۲۰] احمد بن حنبل نیز با اشاره به نکته یادشده ناگزیری آن خروج را به روایتی از پیامبراکرم نسبت داده است.[۲۱]
پرچمهای سیاه و ابومسلم خراسانی
برخی بر این دیدگاهاند که مقصود از خروج پرچمهای سیاه از خراسان قیام ابو مسلم خراسانی در سال ۱۴۰) قمری برابر حاکمیت بنی امیه است[۲۲] که به از هم گسستن حکومت بنی امیه و روی کار آمدن بنی عباس انجامید. مستند اینان روایاتی از امام صادق و برخی قرینهها و مؤیدات تاریخی است؛ از جمله روایتی که در آن با اشاره به نام و مشخصات ابومسلم خراسانی، از وی با نام صاحب پرچمهای سیاه یاد شده است[۲۳]
این دیدگاه از آن جهت نادرست مینماید که برجسته ترین مستند و دلیل آن که روایت یادشده است از نظر سند ضعیف و غیر قابل اعتماد است؛ افزون بر این تطبیق این نشانه بر شورش ابو مسلم خراسانی در بیش از یک قرن پیش از تولد امام مهدی و نشانه ظهور دانستن آن بسیار بعید است.
این نکته نیز درخور توجه است که حاکمان بنی عباس تلاش میکردند قدرت را از دست بنی امیه بگیرند؛ از این رو میخواستند شورش ابو مسلم خراسانی را در راستای قیام امام مهدی و نشانه ظهور وی قلمداد کنند بر این پایه بعید نیست حاکمان بنی عباس به دلخواه خویش در این روایات دست برده و آنها را بر خود تطبیق کرده باشند.[۲۴]
نعیم بن حماد در روایتی از محمد بن عبد الله أبو عبدالله التاهرتی التمیمی از عبدالرحمن بن زیاد بن انعم از مسلم بن یسار از سعید بن المسیب نقل کرده که پیامبر فرمود: «تخرج من المشرق رایات سود لبنی العباس ثم تمکث ما شاء الله ثم تخرج رایات سود صغار علی رجل من ولد أبی سفیان و اصحابه من قبل المشرق. پرچمهای سیاه از سمت شرق به سوی بنی عباس بیرون میآید، سپس به مدت طولانی میماند تا زمانی که خدا بخواهد، سپس پرچمهای سیاه کوچکی از سوی مردی از نسل ابوسفیان و یارانش از سمت شرق بیرون میآید»[۲۵]
بستوی روایت را در بخش روایات ضعیف آورده و ملاک ضعف خود را در ناشناخته بودن محمد بن عبدالله التاهرتی و تضعیف عبدالرحمن بن زیاد بن أنعم الإفریقی دانسته است.[۲۶]
در روایتی دیگر چنین آمده است: « وعن ثوبان رضی الله عنه قال: قال رسول اللهa: إِذَا رَأَیْتُمُ الرّایاتِ السُّودَ قَد أَقْبَلَتْ مِنْ خُراسان فَأْتُوها وَلَو حَبْوا عَلَی الثَّلْجِ فَإِنّ فیها خَلیفَةَ الله المَهْدِیQهنگامی که پرچمهای سیاه را دیدید که از خراسان میآیند به سوی آن بشتابید اگرچه با سُرخوردن بر روی برفها باشد به درستی که در، آن خلیفه خداوند مهدی است»[۲۷]
این روایت که از شهرت فراوانی برخوردار است هم از نظر سند و هم از نظر گوناگون نقل شده است. ابن حماد بدون استناد به رسول خدا، آن را از ابو قلابه از ثوبان غلام رسول خدا آورده است [۲۸] و بیشتر علمای اهل سنت آن را نپذیرفته اند. ابن جوزی از جمله کسانی است که به روشنی روایت را ساختگی دانسته است.[۲۹]؛ بنابراین روایت ضعیف و غیر قابل اعتماد است. افزون بر آن در روایات دیگر همین مضمون نقل شده در حالی که لقب مهدی نیامده است.
از برجسته ترین روایات معارض این روایت آنهایی است که محل ظهور حضرت مهدی را مکه و مسجد الحرام دانسته اند.[۳۰] یکی از نویسندگان معاصر بر این باورست اخباری که در آن ترکیب «فأتوه و لو حبوا علی الثلج» دربارة رایات سود و مهدی به کار رفته - و تعداد آنها هم کم نیست - تحریف حدیثی از رسول خداست که در آن به تبعیت از قائم آل محمد دستور داده است. [۳۱]
جابر از امام باقر نقل کرده که فرمود: «تَنْزِلُ الرَّایَاتُ السُّودُ حَتَّی تَخْرُجَ مِنْ خراسان إلی الکُوفَةِ فَإِذا ظَهَرَ المَهْدِی بَعَثَ إِلَیْهِ بِالبَیْعَةِ؛ پرچم های سیاهی از خراسان بیرون میآید و به جانب کوفه به حرکت در میآید. چون مهدی ظاهر شود اینان کسی را برای بیعت نزد آن حضرت می فرستند»[۳۲]
این روایت پیش از الغیبة شیخ، در الفتن ابن حماد آمده و شیخ نیز در سند روایت به نام وی تصریح کرده است. آشفتگی روایات و نیز اسناد ضعیف عموم روایات نشانه یاد شده سبب شده است یکی از پژوهشگران از بنیان این پدیده را ساخته اوهام معاصران اتفاق پرچمهای سیاه در سال ۱۳۰ قمری بداند و به طور کلی منکر پیوند آن با ظهور حضرت مهدی شود. ایشان دلیلهایی را در پیوند بین روایات پرچمهای سیاه و این رویداد تاریخی ارائه کرده که رد کردن آنها کاری مشکل مینماید.[۳۳] نتیجه اینکه با توجه به شمار روایات نقل شده در این باره نسبت جعل و ضعف به همۀ آنها کار مشکلی است؛ مگر اینکه گفته شود در برخی روایات قابل قبول پیش از آن، معصومان چنان اتفاقی را پیشگویی کرده اند؛ اما هیچ گونه پیوندی بین آن حوادث و ظهور حضرت وجود ندارد.
برخی از محققان معاصر پس از نقل روایات در این زمینه نوشته اند روایات پرچمهای سیاه پرشمارند که ممکن است اصل آن یک روایت بوده و نقل های فراوانی پیدا کرده باشد اما آنچه میتوان پس از بررسیها به آن اطمینان یافت اینکه اصل روایتی که ثابت میکند قومی از خراسان برای یاری مهدی قیام میکنند پیش از حرکت عباسیون موجود بوده است و عباسیون از آن بهره برده اند و آن را شعار پرچم های سیاه قرار داده اند و البته دگرگونی هایی در آمده است؛ از این رو روایاتی که راوی آن از مخالفان بنی عباس باشد معتبرتر و به دور از تردید است .[۳۴]
منابع
- قرآن کریم
- ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبه، تهران: نشرصدوق، ۱۳۹۷ ق.
- ابن حجر، احمد بن علی، القول المسدد فی مسند أحمد، بی جا، بی نا، ۱۴۰۴.
- ابن حماد، نعیم، الفتن مصحح: شوری، مجدی بن منصور، دوم، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۳.
- ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، =، قم: علامه، اول، ۱۳۷۹ ق
- ابن عقده کوفی فضائل أمیر المؤمنین، مصحح: حرز الدین، عبد الرزاق محمد حسین، اول، قم: دلیل ما، ۱۴۲۴.
- بستوی، عبدالعلیم، المهدی المنتظر فی ضو الاحادیث و الاثار الصحیحه، دار ابن حزم، بیروت، ۱۴۲۰.
- ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، تحقیق عبدالرحمن عثمان، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۳.
- جمعی از نویسندگان، چشم به راه مهدی، قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیقات اسلامی، ۱۳۸۷.
- خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، بیروت: درالکتب العلمیه، ۱۴۱۷.
- شیبانی، احمد بن حنبل، مسند، محقق: سید ابو المعاطی النوری، اول، بیروت: عالم الکتب، ۱۴۱۹ ه.
- صادقی، مصطفی، تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، چ ۲، قم: حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۵ ه. ش
- صدر، محمد، تاریخ الغیبة الکبری، چ ۱، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۱۲ ه. ق.
- طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، تصحیح عبادالله تهرانی وعلی احمد ناصح، قم: دارالمعارف الاسلامیه، ۱۴۱۱ ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷
- کورانی و همکاران. معجم الأحادیث الإمام المهدی، موسسه معارف اسلامی، چ ۲، قم: مسجد مقدس جمکران، ۱۴۲۸
- متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، کنز العمال محقق بکری حیانی - صفوه السقا، موسسه الرساله، بیروت، ۱۴۰۱ .
- مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، چ ۲، ۱۴۰۳.
- مقدسی شافعی سلمی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی أخبار المنتظرS، قم: مسجد مقدس جمکران، ۱۴۸۲.
- نیشابوری، محمد بن محمد، المستدرک، بیروت: دارالمعرفه، ۱۴۰۶.
نظر شما