خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: تحلیلی بر نقش راهبردی زنان از کربلا تا کارزارهای رسانهای معاصر
در تاریخ اسلام، زنان همواره نقشی فراتر از کلیشههای رایج ایفا کردهاند. درخشانترین نمونهاش حضرت زینب کبری (س) است؛ زنی که در میانهی فاجعهی کربلا، نهتنها فرو نریخت، بلکه با خطبههایش در کوفه و شام، پرده از چهرهی واقعی دشمن برداشت و تاریخ را به نفع حقیقت ورق زد. این نقش، نه صرفاً عاطفی یا حمایتی، بلکه راهبردی، رسانهای و تمدنی بود. امروز، در میانهی جنگ ترکیبی و شناختی علیه ایران، بازخوانی این نقش برای فهم جایگاه زن در جبههی مقاومت یا همصدایی با دشمن، ضرورتی تاریخی است.
حضرت زینب (س): رسانهی مقاومت در عصر سکوت
- زینب، صدای خون مظلوم: پس از عاشورا، در حالی که دشمن میکوشید با تبلیغات خود، قیام امام حسین (ع) را شورشی علیه حکومت مشروع جلوه دهد، حضرت زینب با خطبههای کوبندهاش در کوفه و شام، حقیقت را فریاد زد. او با شجاعت، یزید را رسوا کرد و افکار عمومی را علیه دستگاه ظلم برانگیخت.
- زن، حافظ حافظهی تاریخی: در شرایطی که مردان بسیاری به شهادت رسیده بودند، زینب (س) با روایت دقیق وقایع، اجازه نداد تاریخ تحریف شود. او رسانهی زندهی عاشورا شد؛ رسانهای که نه با تصویر، بلکه با کلام، حقیقت را جاودانه کرد.
- مدیریت بحران و رهبری کاروان اسرا: زینب (س) تنها پیامرسان نبود؛ او فرماندهی کاروانی بود که باید از دل فاجعه عبور میکرد و پیام آن را به جهان میرساند. این نقش، نشان از ظرفیت عظیم زنان در مدیریت بحرانهای تمدنی دارد.
دوگانهی تاریخی: زنِ روشنگر یا زنِ ابزار دشمن؟
تاریخ نشان داده است که زنان، بسته به جایگاه و آگاهیشان، میتوانند یا در صف اول جبههی حق بایستند و دشمن را رسوا کنند، یا ناآگاهانه به ابزار جنگ روانی و فرهنگی دشمن بدل شوند.
زنِ روشنگر:
- آگاه، باحیا، مقاوم: چنین زنی، همچون زینب (س)، نهتنها خود فریب نمیخورد، بلکه دیگران را نیز بیدار میکند. او با حفظ کرامت و حیا، به نماد مقاومت بدل میشود.
- نقشآفرین در جهاد تبیین: در عصر رسانه، زنانی که با بصیرت و آگاهی، در فضای مجازی و حقیقی به روشنگری میپردازند، ادامهدهندهی راه زینب (س) هستند.
زنِ همبازی دشمن:
- بیهویت، بیحیا، مصرفزده: دشمن با ابزارهای رسانهای، زن را از جایگاه الهیاش به ابزاری برای مصرف، لذتجویی و اغواگری تقلیل میدهد. در این حالت، زن بهجای رسوا کردن دشمن، به بازوی تبلیغاتی او بدل میشود.
- تبدیل به پیادهنظام جنگ شناختی: در پروژههایی مانند «زن، زندگی، آزادی»، دشمن تلاش کرد با شعارهای فریبنده، زنان را به میدان بیاورد، اما نه برای آزادی واقعی، بلکه برای تضعیف بنیانهای فرهنگی و اخلاقی جامعه.
«زن، زندگی، آزادی» یا «زن، بازیچه، اغوا»؟
شعار «زن، زندگی، آزادی» در ظاهر، دفاع از حقوق زنان است. اما در عمل، به ابزاری برای نفوذ فرهنگی و تخریب هویت زن مسلمان ایرانی بدل شد.
- تغییر معنای حیا و آزادی: در حالی که حیا در فرهنگ اسلامی، مایهی کرامت زن است، در این پروژه، حیا بهعنوان مانعی برای آزادی معرفی شد. این تحریف، زنان را از جایگاه زینبگونهشان دور کرد.
- تضعیف غیرت مردان: با ترویج بیحیایی و عادیسازی برهنگی، دشمن نهتنها زنان را هدف گرفت، بلکه غیرت مردان را نیز تضعیف کرد؛ غیرتی که حافظ امنیت و حرمت خانواده و جامعه است.
- حمله به بنیان خانواده و هویت ملی: زن، ستون خانواده است. وقتی زن از درون تهی شود، خانواده فرو میپاشد و جامعه بیریشه میشود. این همان هدف نهایی دشمن در جنگ ترکیبی است.
راهکار: بازگشت به الگوی زینب (س)
- بازتعریف زن در گفتمان مقاومت: باید زن را نه صرفاً بهعنوان مادر یا همسر، بلکه بهعنوان «رسانهی حقیقت»، «راهبردشناس فرهنگی» و «مدیر بحران» بازشناسی کرد.
- تربیت دختران زینبی: آموزش حیا، بصیرت، سواد رسانهای و قدرت تحلیل به دختران، آنان را در برابر فریب دشمن واکسینه میکند.
- فعالسازی ظرفیت زنان در جهاد تبیین: زنان میتوانند در فضای مجازی، رسانه، آموزش، خانواده و هنر، نقش کلیدی در افشای چهرهی واقعی دشمن ایفا کنند.
حضرت زینب (س) به ما آموخت که زن، اگر آگاه و باحیا باشد، میتواند تاریخ را تغییر دهد. امروز نیز، در میانهی جنگ شناختی، زنان ایرانی میتوانند یا همچون زینب، دشمن را رسوا کنند، یا ناآگاهانه به ابزار او بدل شوند. انتخاب با ماست: زینب یا بازیچهی رسانههای دشمن؟
نظر شما