۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۶
راهکارهای کاهش اثر مخرب رسانه‌ها و دستیابی به وفاق جمعی در ایران

«هابرماس» حوزه عمومی را آرمان‌شهری می‌داند که باید برای آن مبارزه کرد. در عصر رسانه‌های دیجیتال، تقویت سواد رسانه‌ای، شفاف‌سازی ساختار رسانه‌ها و ایجاد فضاهای گفت‌وگوی محافظت‌شده، می‌تواند گام‌هایی به سوی حوزه عمومی سالم‌تر و وفاق مبتنی بر استدلال باشد. کلید موفقیت، تعادل بین آزادی بیان و مسئولیت اجتماعی است.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در کتاب «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی» (۱۹۶۲) نظریه «حوزه عمومی» را مطرح کرد. حوزه عمومی فضایی عقلانی و انتقادی خارج از کنترل دولت و بازار است که در آن شهروندان آزادانه درباره مسائل عمومی بحث و از طریق استدلال منطقی به اجماع می‌رسند. از ویژگی‌های کلیدی آن عقلانیت ارتباطی است که تاکید بر استدلال مبتنی بر دلیل، نه زور یا منافع خاص دارد. و دیگر ویژگی آن، دسترسی آزاد و برابر برای همگان است. همه می‌توانند در گفتگو مشارکت کنند و در عین حال به نقد قدرت بپردازند، در واقع حوزه عمومی نهادهای قدرت را به چالش می‌کشد و از دولت و بازار، مستقل است؛ یعنی تحت سلطه بوروکراسی یا سرمایه نیست.

هابرماس معتقد است در جوامع مدرن، حوزه عمومی تحت سلطه نظام‌های بوروکراسی و سرمایه‌داری («استعمار زیست‌جهان») قرار گرفته و انحطاط یافته است.

نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری افکار عمومی چیست؟ 

رسانه‌ها در نظریه هابرماس، نهادهای محوری حوزه عمومی هستند اما می‌توانند هم تسهیل‌کننده و هم مخرب باشند. تأثیرات مثبت آن شامل گسترش دسترسی به اطلاعات و ایجاد فضای بحث، نظارت بر قدرت و شفاف‌سازی، شکل‌دهی به گفتمان‌های عمومی می‌باشد. و تأثیرات مخرب (در شرایط کنونی) آن، تجاری‌شدن به معنای اولویت دادن به جذب مخاطب بر حقیقت‌یابی (مثلاً رسانه‌های زرد) و قطبی‌سازی است.

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی باعث ایجاد «حباب‌های فکری» و تشدید شکاف‌ها می‌شوند و گسترش شایعات و اطلاعات غلط را به دنبال دارند. در این بین نقش گروه ها، احزاب و برخی شرکت ها را در استفاده ابزاری برای تحمیل ایدئولوژی یا منافع خاص، نمی توان نادیده گرفت.

چند روز گذشته ایران شاهد حوادث و صحنه هایی بود که تا کنون تجربه نکرده است. ماجرا از افزایش قیمتها و رکود اقتصادی و به دنبال آن اعتصاب بازاریان شروع شد ولی طولی نکشید که دشمنان اسلام و انقلاب از فضای حاکم سوءاستفاده کرده و کشور رابه آشوب کشیدند. شاید اگر فضایی امن و ساماندهی شده برای اعلام اعتراض توسط بازاریان وجود داشت، اوضاع قابل کنترل بود و تروریست ها و آشوبگران نمی‌توانستند دست به این حجم از قتل و جنایت بزنند. البته در این بین نقش فعال رسانه‌های معاند را نمی‌توان نادیده گرفت. در شکل‌گیری چنین فضایی رسانه‌ها نقش اصلی را ایفا می‌کردند. رسانه‌ها با بمباران اطلاعاتی بر مخاطبانشان امکان هرگونه تحلیل را از ایشان گرفته و به ایجاد فضایی دو قطبی دست یافتند. دو قطبی‌ای که موجب شد مردم علیه همدیگر و علیه حاکمیت دست به خشونت بزنند و علاوه بر حضور تروریست‌ها در میان ایشان، برخی از هموطنان نیز تبدیل به نیروی پیاده نظام دشمن شدند.

راه برون‌رفت

راه حل برون‌رفت از این مسئله، ایجاد وفاق جمعی است که برای تحقق آن لازم است ابتدا اثر مخرب رسانه ها کاهش یابد. از جمله راهکارهای کاهش اثر مخرب رسانه‌ها و حرکت به سوی وفاق جمعی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. در سطح فردی-اجتماعی: تقویت سواد رسانه‌ای به منظور آموزش تفکر انتقادی، تشخیص منابع معتبر، شناسایی اخبار جعلی، گفت‌وگوی میان‌گروهی: ایجاد فضاهای امن برای گفت‌وگوی افرادی با دیدگاه‌های مختلف، تشویق رسانه‌های جامعه‌محور: رسانه‌های غیرانتفاعی که مسائل محلی را منعکس کنند.

۲. در سطح رسانه‌ها: رعایت اخلاق حرفه‌ای جهت پایبندی به منشورهای اخلاقی مانند راستی‌آزمایی، انصاف و پاسخگویی، شفاف‌سازی به معنای افشای مالکیت، منابع مالی و خط مشی‌ها، تنوع دیدگاه‌ها: پخش نظرات گروه‌های مختلف، نه فقط نخبگان.

۳. در سطح حکمرانی و فناوری: قوانین شفاف برای حفظ استقلال رسانه‌ها: ممانعت از انحصار مالکیت، تنظیم‌گری هوشمند پلتفرم‌ها: الزام به شفافیت الگوریتم‌ها و مقابله با محتوای مضر بدون سانسور سیاسی، حمایت از رسانه‌های عمومی غیردولتی: تأمین مالی مشروط به بی‌طرفی.

با توجه به نظریه ی حوزه عمومی هابرماس می توان راه حل هایی را ارائه داد. از جمله بازسازی حوزه عمومی از طریق عقلانیت ارتباطی به این معنا که نهادهای گفت‌وگو محور مانند شوراهای مشورتی شهروندی که تصمیم‌گیری‌ها را پیشنهاد دهند، ایجاد شود. رسانه‌های دموکراتیک گسترش یابند، رسانه های دموکراتیک رسانه‌هایی هستند که به جای سلطه، گفت‌وگوی بین شهروندان را تسهیل می کنند. فضاهای عمومی فیزیکی و مجازی امن، مانند کتابخانه‌های عمومی، انجمن‌های محلی، پلتفرم‌های بحث با مدیریت جامعه‌محور، ایجاد شود. این فضاها می تواند در فراهم نمودن فضای گفتمانی میان مردم و ایجاد بستری برای تفکر و گفتگوی نقادانه نقشی اساسی داشته باشد.

چگونه به وفاق جمعی برسیم؟ وفاق در نظریه هابرماس نه به معنای «یکسان‌اندیشی»، بلکه نتیجه گفت‌وگوی آزاد و عقلانی است که پیش شرط‌ آن شنیدن فعال است به این تعبیر که استدلال‌ها بر اساس وزن منطقی‌شان سنجیده شوند. باید برای گفتگوی آزاد انحصار اطلاعات حذف شده و داده‌ها شفاف باشند. منافع مشترک شناسایی شده و تمرکز بر «خیر عمومی» باشد به جای آن که پیروزی جناح خاص لحاظ شود. نهادهای میانجی، مانند نهادهای حقوقی مستقل جهت تضمین انصاف، تشکیل شود.

با توجه به نظریه حوزه عمومی هابرماس که بر عقلانیت ارتباطی، گفتگوی آزاد و فضایی برای بحث عمومی بدون سلطه تأکید دارد، و با در نظر گرفتن بافت فرهنگی-سیاسی جمهوری اسلامی، پیشنهاد «گفت‌وگوی عمومی ساختاریافته در نماز جمعه» به عنوان یک راهکار سیاستی قابل بررسی است. این مدل می‌تواند در چارچوب ارزش‌های اسلامی و قانون اساسی، فضایی برای ابراز نظر شهروندان فراهم کند.

۱. چارچوب مفهومی: نماز جمعه به عنوان یک «فضای عمومی دینی-سیاسی» می‌تواند علاوه بر کارکردهای عبادی و سیاسی، به محلی برای «گفت‌وگوی مشروط و ساختاریافته» تبدیل شود. این طرح نه «میدان اعتراض آزاد» بلکه «مکانیسم شنیده شدن نظرات در چهارچوب پروتکل‌های مشخص» تعریف می‌شود.

۲. راهکارهای عملی:

الف) ایجاد «پلتفرم ثبت و دسته‌بندی مسائل مردمی» پیش از نماز جمعه: استقرار غرفه‌های ثبت شکایات و پیشنهادات در اطراف محل نماز جمعه، تحت نظارت نهادهای مردمی مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام یا شوراهای شهر.  مسائل ثبت‌شده در قالب دسته‌های «اقتصادی»، «اجتماعی»، «فرهنگی» و «اداری» طبقه‌بندی و خلاصه‌نویسی شوند.

ب) اختصاص «بخش پرسش و پاسخ نماز جمعه» با پروتکل‌های مشخص. ۲۰ دقیقه از برنامه پس از خطبه‌ها به «پرسش‌های منتخب مردمی» اختصاص یابد. امام جمعه یا نماینده‌ای از قوه مجریه (وزیر، استاندار، شهردار) به سوالات پاسخ دهد. سوالات از طریق غرفه‌های ثبت یا سامانه‌های الکترونیک پیش از نماز جمع‌آوری و فیلتر شوند.

ج) تشکیل «شورای منتخبین مردمی» در هر منطقه: انتخاب ۱۰-۱۵ نفر از معتمدان محلی (صنفی، فرهنگی، ورزشی) به عنوان رابط مردم با مسئولان. این شورا مسائل فوری را مستقیماً به مسئولان مربوطه منتقل کند.

د) ایجاد «سامانه پاسخ‌گویی پیگیر»: پس از نماز جمعه، پاسخ‌های مسئولان در سامانه‌ای ثبت و پیگیری اجرایی شود. گزارش اقدامات انجام‌شده در نماز جمعه بعدی اعلام شود.

۳. پروتکل‌های الزامی:

رعایت احترام به ارزش‌های اسلامی و قانون اساسی، ممنوعیت شعارهای تحریک‌آمیز، توهین به مقدسات و تهدید امنیت ملی، اولویت با مسائل «اجرایی» و «محلی» به جای مباحث ایدئولوژیک کلی، نظارت نهادهای ناظر (از جمله قوه قضائیه) بر رعایت انصاف در انتخاب سوالات.

۴. مزایای پیشنهاد:

کاهش احساس بی‌پناهی اجتماعی و افزایش مشروعیت نظام از طریق «شنیده شدن صدای مردم»، استفاده از ظرفیت‌های موجود (نماز جمعه) بدون نیاز به ایجاد ساختارهای موازی، تقریب گرایی و کاهش شکاف دولت-ملت در چارچوبی کنترل‌شده، جلوگیری از تبدیل نماز جمعه به عرصه تقابل، با مدیریت گفتگو، از جمله مزایای این طرح می باشد.

۵. چالش‌های پیش‌رو و راه‌حل:

چالش: امکان سیاسی شدن نماز جمعه و استفاده ابزاری از آن. راه‌حل: نظارت نهادهای فراجناحی بر اجرای پروتکل‌ها

چالش: مقاومت محافظه‌کاران در برابر تغییر کارکرد نماز جمعه. راه‌حل: آزمایش طرح در چند شهر به صورت پایلوت و ارائه نتایج.

چالش: ناتوانی مسئولان در پاسخ‌گویی فوری به برخی مسائل. راه‌حل: تعهد به پاسخ در بازه زمانی مشخص (مثلاً دو هفته).

این طرح نه تقلید کامل از مدل هابرماسی (که فضایی سکولار و بدون ساختار قدرت فرض می‌کند) بلکه «بومی‌سازی گفتگوی عمومی در چارچوب نظم اسلامی» است. نماز جمعه می‌تواند به جای آنکه صرفاً صحنه‌ای برای خطابه‌های یک‌سویه باشد، به عرصه‌ای برای تعامل مسئولانه تبدیل شود، شاید که از این مسیر بتوان صفوف خلوت نماز جمعه را به پرجمعیت ترین همایش های دینی ایران اسلامی تبدیل کرد. این امر نیازمند اراده سیاسی، طراحی نهادی دقیق و اعتمادسازی تدریجی است.

زهرا صالحی‌فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha