۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۵
نویسنده یمنی: سخنان رهبر انقلاب اسلامی چشم‌انداز ژئوپلتیکی جدیدی را به جهان ارائه داد/ حمله به ایران معادلات منطقه را تغییر می‌دهد

نویسنده یمنی در تحلیلی از آخرین تحولات منطقه و تهدیدهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نوشت: در سطح سیاسی، سخنرانی رهبر انقلاب اعلام رسمی شکست سیاست فشار حداکثری بود؛ به جای اینکه تحریم‌ها و تهدیدها باعث عقب‌نشینی تهران شوند، به نظر می‌رسد که سخنان تهدید آمیز تهران را به سمت افزایش سطح واکنش استراتژیک سوق داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ سخنرانی اخیر رهبر انقلاب اسلامی در رسانه‌های و محافل سیاسی جهان همچنان بعد از دو روز واکنش و تحلیل‌هایی را در پی داشته است. تحلیلگران عربی و غربی سخنان رهبر انقلاب را دارای ابعاد استراتژیکی می‌دانند که مستقیما ایالات متحده و هم‌پیمانان او را هدف قرار داد. شکستن هیمنه مغرور آمریکا و اینکه متجاوز هزینه سنگینی برای تجاوز خود باید پرداخت کند، دو پیام مهم سخنان رهبر انقلاب به آمریکا بود.

در همین راستا، «عبدالقوی السباعی» نویسنده یمنی طی یادداشتی در المسیره نوشت: در برهه‌ای حساس از سیاست، جایی که زبان تهدیدهای سخت با محاسبات پیچیده قدرت تلاقی می‌کند، آیت الله سید علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی ایران، تصمیم گرفت چشم‌انداز ژئوپلیتیکی جدیدی را به جهان ارائه دهد و سطح خطابه ها را به سطوح بی‌سابقه‌ای ارتقا دهد.

این سخنرانی از نظر واژگان تعیین‌کننده و از نظر زمان و مکان با دقت انتخاب شده بود. این سخنرانی دارای بُعد استراتژیکی بود که مستقیماً کاخ سفید را هدف قرار می‌داد و پیامی داشت مبنی بر اینکه ایران پیام‌های آمریکا را از منظر دیپلماسی سنتی نمی‌خواند، بلکه آنها را تلاشی مجدد برای تحمیل اراده قهری و شکستن معادله برابری می‌بیند که تهران دهه‌هاست توانسته این معادله را برقرار کند.

مطالعه دقیق سخنان رهبر انقلاب در  سه‌شنبه گذشته، تغییر اساسی در مدیریت این مناقشه و درگیری را آشکار می‌کند. پرونده هسته‌ای که مدت‌ها به عنوان یک مسئله فنی یا تکنولوژیکی تلقی می‌شد، در این سخنرانی به عنوانی گسترده برای مبارزه برای استقلال ملی و حاکمیت مطلق تبدیل شده است، که فراتر از جزئیات نسبت‌های غنی‌سازی و سازوکارهای نظارت بین‌المللی می‌رود تا به جوهره حق حکومت برای داشتن تصمیم استراتژیک مستقل خود، به دور از قیمومیت بین‌المللی یا فشارهای امپریالیستی، برسد.

این تشدید تنش از سوی ایران، پاسخی مستقیم به لفاظی‌های مکرر واشنگتن، به ویژه اظهارات دیوانه‌وار ترامپ بود که خواستار مذاکره مجدد تحت شرایط سختگیرانه‌تر و محدودتر بود.

با این حال، آیت الله خامنه‌ای،با نگاه تحلیلیخود به سیاست آمریکا، ایندرخواست‌ها را به عنوان یک «ابتکار گفتگو» تلقی نکرد، بلکه آنها را به عنوان تلاشی برای تحمیل پیش‌شرط‌هایی که بر موجودیت حکومت ایران تأثیر می‌گذارند، بی‌اثر دانست. نکته محوری سخنرانی در اینجا نهفته است: رد مطلق مذاکراتی که نتایج آنها در اتاق‌های بسته در واشنگتن از پیش تعیین شده بود.

از دیدگاه ایران، وقتی از کشوری خواسته می‌شود که به شرطی پای میز مذاکره بنشیند که ابتدا منابع قدرت خود را واگذار کند، این مذاکره نیست، بلکه تحمیل و تسلیم پنهان است. از این منظر، رهبر انقلاب اسلامی تأکید می‌کنند که اختلاف با غرب یک اختلاف فنی در مورد سانتریفیوژها نیست، بلکه یک مبارزه وجودی بین اراده برای آزادی ملی و اراده برای هژمونی جهانی است.

برای تهران، مسئله، حاکمیتی است که غیرقابل تقسیم و مذاکره نیست و امتیازدهی در پرونده هسته‌ای تحت فشار، لزوماً به معنای مجموعه‌ای از امتیازات است که تنها به تضعیف پایه‌های جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت مستقل منجر می‌شود.

در اوج چالش، آیت الله خامنه‌ای از دفاع سیاسی به بازدارندگی نظامی مستقیم روی آورد و ضربه روانی به نظریه «برتری مطلق» وارد کرد. وقتی ترامپ از داشتن قوی‌ترین ارتش جهان لاف زد، پاسخ ایران یک واقعیت تاریخی و استراتژیک را به او یادآوری کرد: اینکه بزرگی یک ارتش به معنای مصون بودن آن از شکست نیست. «قوی‌ترین ارتش‌ها ممکن است ضربه ویرانگری دریافت کنند که آنها را قادر به برخاستن نکند» و سلاحی که توانایی فرستادن ناوهای هواپیمابر به قعر دریا را دارد، در موازنه جنگ مدرن از خود ناو هواپیمابر خطرناک‌تر است.

این پیام دو بُعد بسیار خطرناک داشت؛ اول: شکستن پرستیژ قدرت نظامی آمریکا با تأکید بر اینکه برتری عددی و فناوری مانع از وقوع خسارات جدی که داخل آمریکا نمی‌تواند تحمل کند، نمی‌شود و دوم: هشداری آشکار علیه هدف قرار دادن منافع حیاتی یا دریایی بود؛ به این معنی که هرگونه رویارویی یک‌طرفه نخواهد بود، بلکه برای متجاوز نیز پرهزینه و مخرب خواهد بود.

علاوه بر این، تأکید بر این واقعیت که جمهوری اسلامی یک حکومت شکننده نیست که بتوان آن را با تهدیدها سرنگون کرد، نشان دهنده سطح بالایی از اعتماد به نفس در توانایی‌های دفاعی و انسجام داخلی آن است که تهدید خارجی را به عنوان سوختی برای تقویت هویت ملی وحدت‌آفرین می‌بیند.

در سطح سیاسی، سخنرانی رهبر انقلاب اعلام رسمی شکست سیاست فشار حداکثری بود؛ به جای اینکه تحریم‌ها و تهدیدها باعث عقب‌نشینی تهران شوند، به نظر می‌رسد که سخنان تهدید آمیز تهران را به سمت افزایش سطح واکنش استراتژیک سوق داده‌اند.

خوانش تحلیلی این موضع نشان می‌دهد که افزایش سقف سخنان لزوماً به معنای اعلام جنگ آشکار نیست، بلکه تاکتیکی برای تعیین قواعد درگیری در هرگونه فرآیند مذاکره احتمالی در آینده است. تهران از طریق این قاطعیت، پیامی را به دوست و دشمن می‌فرستد که پیشنهادی که در مذاکرات قبلی ارائه کرده است، «حداکثر چیزی است که می‌توان به دست آورد»، در واقع، این اوج سخاوت ایرانی است و آنچه پس از آن می‌آید چیزی جز پایبندی به حقوق بدون امتیازدهی نیست.

آیت‌الله خامنه‌ای با این تاکتیک، خطوط قرمزی را با جوهر قدرت و حاکمیت ترسیم می‌کند؛ هیچ مذاکره‌ای زیر بار دیکته شدن نخواهد رفت، هیچ خدشه‌ای به استقلال ملی وارد نخواهد شد و هرگونه تلاشی برای شکستن اراده ایران با پاسخی مواجه خواهد شد که معادلات کل منطقه را تغییر خواهد داد.

در نتیجه، سخنان رهبر انقلاب اسلامی ایران همچنان یک دستورالعمل سیاسی است که ثابت می‌کند قدرت فقط در لوله تفنگ نیست، بلکه قدرت در توانایی «نه» گفتن به کسانی است که جهان آنها را ابرقدرت می‌داند، آن هم با آمادگی کامل برای تحمل عواقب این حرف..

این موضوع، دری را به روی سوالات جدی در مورد آینده منطقه در چند روز آینده باز می‌کند. آیا واشنگتن این پیام را درک می‌کند و زبان دیکته خود را تغییر می‌دهد، یا ما به سمت برخورد اراده‌ها پیش می‌رویم که عواقب آن برای آمریکایی‌ها و متحدانشان مطلوب نخواهد بود؟

...............

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha