خبرگزاری اهلبیت(ع) ابنا:
تحولات بزرگ تاریخی همواره در بزنگاههایی رقم میخورند که سرنوشت ملتها در تلاقی خطر و امید شکل میگیرد. در چنین لحظاتی، ملتها ناگزیرند میان فروغ آینده و سایه تهدید، راهی تازه برای استمرار هویت و آرمانهای خویش بیابند. تاریخ ایران اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ تاریخی که در آن، هرگاه طوفان حوادث سهمگینتر شده، ارادهای تازه برای پاسداری از ایمان، استقلال و تمدن این سرزمین سر برآورده است.
نوشتار پیشرو به قلم «مهدی زنجانی» تلاشی برای تبیین یکی از همین بزنگاههای سرنوشتساز است؛ لحظهای که در پی فقدان رهبری بزرگ، نگاهها به آینده دوخته شده و پرسش از تداوم راه و پاسداری از میراث انقلاب اسلامی به مسئلهای بنیادین بدل گشته است. در این چارچوب، نویسنده در نوشتار خود با نگاهی تاریخی، فقهی و تمدنی، به بررسی جایگاه و ویژگیهای رهبری جدید و نقش او در استمرار مسیر انقلاب، مواجهه با چالشهای جهان معاصر و افقهای پیشروی ایران و جهان اسلام میپردازد که این نوشتار به شرح زیر است:
ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین. إنهم لهم المنصورون. و إن جند الله لهم الغالبون.
در زمانهای که ایران ما پس از امام شهید، در بزنگاهی تاریخی وسرنوشتساز، در اوج هجومی همهجانبه قرار گرفته است که از یورش ویرانگر و تمدنسوز مغولان هم جهنمیتر است، تقدیر چنین بود که در نخستین شب قدر، سرشک اندوه ما در فقدان خامنهای تاریخساز، به اشک شوق انتخاب خامنهای جوان آیندهساز بدل شود.
نه تنها ایرانِ جان که منطقه و جهان هم از شهوت شروران و شرر آتش و شرزگی زمخت ستمگری دندهکج و برهنهدندان رنج میبرد که میخواهد، با سرکوب تمدن و حقوق بینالملل و نظم جهانی و قدرتهای رقیب، هژمونی یکجانبه آمریکای بردهکُش تاریخ و حامی رژیم کودککش صهیونی را بر انسان وخرد انسانی، پیش از عباد و بلاد و ملک و ملت و حجر و شجر و دانش و انرژی و مقدرات جهان حاکم کند؛ غافل از آن که انسان وخرد ایرانی، تاریخی از شکستن شاخ شاهان شرفسوز عالم دارد که در این نبرد روزهای اخیر، بار دیگر بهمنصه ظهور رسید.
انتخاب سید مجتبی خامنهای، نه از آنرو که نماد اجرای قانون در کشوری قانونبنیاد و نهادبنیان، آن هم در کارزار نبرد با نامردان و ناامنی ناشی از آن یا نشانگر توان مردمان سرزمین ما ایران در عبور از بحران و هدایت سکان کشتی میهن به ساحل امن بوده، ارجمند و اثرگذار است، بلکه در دوران جدید پس از امامین انقلاب و بایستههای دنیای نوین، پایههای روندی ماندگار در مدیریت جامعه و جغرافیای میهن و منطقه و جهان خواهد گذاشت و برساخت تمدن نوین اسلامی تمهیدگر ظهور را نفسی تازه خواهد بخشید.
سومین ولی فقیه، منتخب خبرگانی است که نسل دوم اهل حل و عقد در ایران اسلامی پسا انقلاب هستند. او هم سنت امامین فقید و شهید را بر دوش خواهد کشید و هم سازوکارهای زیست مجازی و دیجیتال و نسلهای نوین و نظام مسایل دنیای معاصر را با آن سنت آشتی خواهد داد.
سید مجتبی گرچه خود در نکوداشت مقام علمی پدر شهیدش میگوید، بهرغم داشتن امهات کتب فقهی و اصولی در کتابخانه خود، اما نسخ موجود در کتابخانه پدری را میگرفته تا با مطالعه آنها، از حاشیههای عالمانه پدر بر اغلب کتب و مصادر بهره جوید، اما او در فقاهت وعلم، بیگمان در مواردی فرصت آن را یافته تا بر پدر پیشی گیرد.
امام شهید در تسلط بر علم رجال وتاریخ اسلام و بهکارگیری آن دو در فرآیند استنباط فقهی شهره بود، اما فرق است میان پدر که رجال وتاریخ را در بحث حجیت نص ضروری میداند، تا فرزند که علاوه بر آن، تاریخ و گفتمان حاکم بر عصر صدور را در درایة الحدیث و فهم نص ودلالتهای آن بهکار میگیرد.
دو دیگر آنکه خامنهای دوم هم مانند خامنهای پدر متتبع نگارشها و تالیفات عالمان پیشین و همعصر خود بود، اما چهبسا بیش از پدر فرصت غور در مصادر فقه واصول وعلوم دینی را یافتهبود. امام شهید، در میان مجذوبان خود به مرحومان آیتین شیخ اسدالله زنجانی و سید علینقی حیدری ارادتی خاص داشت؛ زنجانی که مخطوطات او را در علوم غریبه در کتابخانه آستان قدس رضوی، نزدیک به نیم قرن پیش مطالعه کرده بود و تا پایان عمر شریفش، نکاتی از آن را به تفصیل و با دقت به یاد داشت و سید حیدری که ظاهراً کتاب اصول الاستنباطش را خوانده و پسندیده و همیشه از آن به نیکی یاد میکرد. امام شهید تنها از مخطوطات زنجانی در علوم جفر وجامعه یاد میکرده، در حالی که فرزند، از چندین رساله مخطوط دیگری از وی در کتابخانه آستان قدس یاد میکند که به گفته و گمان او چه بسا از چشم پدر دور مانده، اما او آنها را دیده و مطالعه کرده است. گمان دارم، پدر در ایام جوانی بهدنبال علوم غریبه و جاذبههای آن بوده اما فرزند در روند مطالعات علمی حوزوی به مصادر بیشتر و کتب فقهی مرحوم شیخ اسدالله زنجانی توجه کرده است.
سوم آنکه آنچه سید مجتبی را از پدر و امام شهید در حوزه علم وفقاهت متمایز میکند، آن است که او در جوانی فرصت تدریس سطوح عالی و درس خارج فقه را یافته، اما امام شهید در این بازه سنی، در کار مبارزه و فرار و تبعید و زندان بوده و تنها پس از رهبری فرصت شاگردپروری داشته است. در درس پسارهبری هم وجهه سیاسی و اداری و نه حوزوی به معنای اتم کلمه بر نوع شاگردان ایشان غالب بود و جز در یکی دو مورد، احدی از تلامذه او به تدوین تقریرات درس ایشان همت نگماشت، در حالی که فقها را به شاگردان و آثار و تقریرات دروسشان معمولا میتوان شناخت. افسوس که درس خارج پرارج سید مجتبی هم به دلایلی که جای ذکرش نیست، ناتمام ماند و گمان میرود با شرایط روزگار چنان بماند.
در تقوای سید مجتبی هم بسیار میتوان گفت. گمان دارم که بعضی از آنچه شنیده و دیدهایم، اگر بازگفته شود، به مذاق ایشان خوش نیاید. نمیخواهم در نخستین روز زعامتش، خاطرش را برای بیان فضائلش که به ویژه در تقوای مالی ملاک انتخاب خبرگان امت بود، مکدر بدارم. همین که او درس خود را تعطیل کرد تا در اثر اقبال طلاب علم، بر دروس سایر اساتید سایه نیندازد و همین که در این روزهای پس از شهادت امام شهید، از پذیرش بار مسئولیت رهبری امتناع میکرد، خود گویای اوج تقوای او بود. زندگی او از نوجوانی که در دفاع مقدس شرکت کرد و جانباز جنگ رمضان شد تا رمضان سخت امسال که در میانه این نبرد سنگین و پس از شهادت عزیزترین بستگان خود و با همه تهدیدها رهبری امت را برعهده گرفت، گویای روشن شجاعت اوست، اما در این مقال، از آگاهی به زمان وشجاعت و تدبیر که از صفات مقرر در قانون اساسی برای رهبری است، بیشتر باید گفت.
سالها پیش، در همایشی پیرامون مبانی فقهی امام شهید، با اشاره به تجربه بیبدیل وزیست دوجانبه او در مبارزه وحکومت، در دانش حوزوی و علوم و ادبیات و هنر معاصر، در جنگ و صلح، در رهروی امام و انقیاد در برابر او و رهبری و قیادت خود، در هدایت معنوی و مدیریت این دنیایی جامعه، در کنار احاطه بر علوم دینی وفقه واصول، از او فقیهی ساخته بود که اعلم از هر فقیهی دیگر در مقام رهبری جامعه وحکومت و تعامل با فضای بینالملل بود.
سید مجتبی تنها کسی است که در این زیست همهجانبه وتجربه زیسته بیمانند، همواره در کنار پدر و امام شهید بوده است. در طول سالها، او در تمام موضوعات مربوط به ولایت و رهبری، سیاستها، ارتباط با همه سران کشوری و فرماندهان لشکری و حضور در تصمیمسازی ها وانتقال پیام میان رهبری و مدیران عالی جامعه نقشی یگانه ایفا کرده است؛ نقشی که از او امام خامنهای دیگری، اما جوانتر وشادابتر و احتمالا با تحولات زمانه همگامتر ساخته است.
سید مجتبی انقلاب اسلامی ایران را که احیاگر ستمستیزی وحقمداری بوده و با مقوله تمدنی «ما میتوانیم» به یاری مستضعفان، در برابر ستم مستکبران برخاسته و ایستادگی کرده، دفاع از فلسطین را به عرصه بازآورده، معادلات سیاسی استعمارساخته را برهمزده، موازنه قدرتی نو در منطقه درانداخته که در آن، سرنوشت ملتها را ملتها تعیین کنند، نه بیگانگان بنیانبرافکن غارتگر، و در برابر یکهتازی جریان صهیوآمریکایی و بازمهندسی استکبارخواسته منطقه ایستاده است، با تمام وجود درک کرده، وقتی در عنفوان جوانی، به رغم آقازادگی در جبهههای دفاع مقدس حضور و اصرار بر حضور داشته، هرگز نمیتواند بار دلت وخفت و شکست را از مغولان عصر جدید در نبرد جاری تحمل کند.
باید افزود که مسأله امروز جهان ما تنها توحش افسارگسیخته ترامپیسم ودولت عمیق سرمایهسالار پشت سر آن نیست که در پی ناکامی در تحمیل سلطه بر همه کشورها و پس افتادن اقتصاد اول چهل درصدی جهان و افول سیطره دلار، سر در سودای سلطه مطلق بر جهان وانرژی دارد و براندازی ایران و سپرسازی در برابر نوصعودها را در دستور کار دارد. مسأله امروز ما و انسان وجهان، بازی وقیحانه ارادهای دریده و چاکبریده و بیبنیاد، با خرد انسانی و فرهنگ وتمدن بشری، ستاندن اراده انسان وستیز با فطرت انسانی و جایگزینی تمدنوارهای برساخته نئوکانهای مدافع سرمایه انسانکش در غرب غروب ارزشهای انسانی است.
ایران فرهنگی، ایران تاریخی، فرهنگ و تمدن کهن ما که در سایه اسلام ناب وجاودانه و فصلالخطاب وخاتم رسالتهای آسمانی، شکوهی دوچندان یافت و زنجیره مبارزات هزار و چهارصد ساله مردم ما و پیروان مکتب ولایت اهل بیت(ع) را به پیروزی و بنیانگذاری نظام مقدس جمهوری اسلامی به رهبری امام راحل فرزانه مبدل ساخت و راه ماندگار او را در عصر رهبری بیمانند امام خامنهای شهید، تنها رهبر تاریخ این سرزمین که پاسدار آگاه و مدیر وشجاع ملک و ملت در برابر توفانهای سهمگین دشمنان مرزوبوم بوده است، ادامه داد، این ملت، امروزه در پیشانی وخط مقدم این نبرد تاریخی تمدنی وانسانی بهرهبری فقیهی قرار گرفته است که تداوم این راه طی شده پرخار و طریق ذاتالشوکه تنها با زعامت او امکان دارد.
نه تنها ایرانیان که همه جهانیان، امروزه در مبارزه با روندهای متعارض با فطرت بشری و برای دفاع از عدالت، هنجارهای قانونی، برابری ابناء بشر در بهرهمندی از امکانات و فرصتهای جهان و میراث مشترک بشریت، حقوق بنیادین بشر واصول حقوق بینالملل ایستادهاند تا ضمن ابراز نگرانی از روندهای کنونی و بازتابهای شوم آن بر اندیشه، فرهنگ و تمدن بشری واراده، حاکمیت و استقلال ملتها وبا اعلام ایستادگی در پای آرمانها بهرهبری انسان اندیشمندی که دیدگاه های فرهنگی و دوراندیشی او چهبسا در سایه صلابت و ستیز امام شهید با ستمگران کمتر برای جهانِ زیر بمباران رسانههای روایتساز عالمسوز شناخته است.
سید مجتبی خامنهای امتیاز دیگری هم بر نوع رهبران وزعمای مسلمان دارد. او بقیة السیف امام شهید و امام راحل بنیانگذار بود و با از دست دادن والدین و همسر و خواهر و برخی دیگر از بستگان و همرهان سختکوش، هم غمی جانکاه در دل دارد وهم از یاری یاران همراه نابرخوردار.
افسوس که او در فقدان سیدی بزرگوار که یاور امام شهید بود و فراق او را برنتافت و به خیل شهیدان راه حق پیوست و در زمانه پوستاندازی انقلاب و فقدان مردان ِمرد آن و یاران امام شهید، چه بسا راهی دشوارتر از امام شهید در پیش دارد. اگر امام راحل جمهوری اسلامی را بنیاد نهاد و اگر امام شهید بنیادهای این جمهوری را پایهگذاری کرد و آن را نهادینه ساخت، سومین رهبر جمهوری اسلامی باید در این کارزار سخت و دشوار وترکیبی دشمن، از آن بنیادها محافظت کند.
خدا یار و یاور او باد و امت اسلامی هم با بیعت با او اعلام میدارد که تا پای جان و آخرین نفس و قطره خون خود، پای ایران و اسلام وعدالت وصلح ونظم جهانی انسانمدار و نهستمگرمحور، ایستاده است و همه اهل فرهنگ، آزادیخواهان جهان، مدافعان خرد و تعقل وحاکمیت اراده و فطرت انسانی را به همبستگی در برابر موج تمدنبرانداز سرمایهداران غارتگر جهان به رهبری ترامپ جنایتکار و قمارباز، برای آن که برنده این قمار تحمیلی او، انسان و انسانیت و فرهنگ وتمدن اصیل و الهی بشر باشد، فرامیخواند.
ولقد کتب فی الزبور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون.
مهدی زنجانی
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما