خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: با جرأت می توان گفت: آن چه در دوران جاهلیت بشر و اعصار و قرون تاریک پیشین وجود داشت، با مقیاس بزرگتر و وسیعتری در عصر ما در میان ملل به اصطلاح مترقّی خودنمایی می کند. از مشخصات عصر جاهلیّت طبق بیان نهج البلاغه این بود که «شِعَارُهَا الْخَوْفُ وَ دِثَارُهَا السَّیْفُ» (۱) یعنی در باطن ترس و وحشت و در ظاهر شمشیر بر دل ها و بدن ها حکومت می کرد.
آیا در عصر ما نیز نگرانی و ترس دائمی از جنگ که با یک لبخند دوستانه سران بزرگ! موقتاً تسکین می یابد و با یک نگاه تند آنها شدید می شود بر افکار مردم جهان [همان مردمی که از سر چشمه تمدّن کنونی غرب سیراب می شوند] حکومت نمی کند!؟ و آیا مسابقه وحشتناک و روز افزون، برای به دست آوردن اسلحه بیشتر و خطرناکتر، یکی از پدیده های تمدّن ماشینی غرب نیست که در هر نقطه ای این تمدّن قدم گذارده آن را همراه خود به سوغات برده است!؟
آیا آن ترس از جنگ، جنگی که غالب و مغلوب ندارد و خرمن زندگی طرفین و تماشاچیان را آتش می زند، و این مسابقه تسلیحاتی که نیرومندترین کشورها در زیر بار آن ناله غم انگیزی سر داده اند، تکرار همان شعار دوران جاهلیت در یک مقیاس بزرگتر نیست!؟
چرا آتش جنگ ها خاموش نمی شود؟
بعضی تعجّب می کنند که چرا در عصر ما هر روز آتش جنگ از یک یا چند نقطه جهان زبانه می کشد؟ هنوز آتش جنگ در کره خاموش نشده در ویتنام روشن می شود و هنوز در ویتنام خاموش نشده از قلب الجزایر و کنگو سر می زند و هنوز در آنجا خاموش نشده خاورمیانه را در کام خود فرو می بلعد.
مردم جهان آرزوی روزی را دارند که انسان متمدّن عصر فضا حتی یک گلوله هم شلیک نکند. در حالی که هم آن تعجب بی جاست و هم این آرزو بی مورد است، و تمدّن ماشینی آن چنان با جنگ آمیخته شده، که تفکیک میان آن دو مانند تفکیک حرارت و سوزش از آتش است. اجازه بدهید این موضوع را با تجزیه و تحلیل روشنتری تشریح کنیم:
۱- مصنوعات جنگی
قسمت مهمّی از صنایع سنگین کشورهای غربی را صنایع جنگی و کارخانه های عظیم اسلحه سازی تشکیل می دهد و میلیون ها نفر کارگر و کارمند و کارشناس و مهندس در این کارخانه ها کار می کنند و رقم بزرگی از درآمد این دولت ها از طریق فروش انواع سلاح جنگی تأمین می گردد.
بدیهی است برای این که این کارخانه ها نخوابد، و این همه کارگر و کارشناس و مهندس بی کار نشوند، و به عواید سرشار این دولت ها نیز لطمه ای وارد نگردد، باید این فرآورده های صنعتی به هر طریق ممکن، مصرف شود؛ یعنی الزاماً باید آتش جنگ را در نقاط مختلف روشن نگاه داشت تا چراغ این کارخانه ها خاموش نگردد.
مثلًا همین جنگ چند روزه خاورمیانه که به تحریک و تشویق و رقابت سردمداران تمدن غرب روی داد و مصیبت بزرگی برای بشریّت بوجود آورد و آثار نفرت انگیز آن مسلماً تا سالیان دراز باقی خواهد ماند، برای صاحبان کارخانه های اسلحه سازی، موفقیت بزرگ و کم نظیری بود؛ زیرا چندین میلیارد دلار! [یعنی معادل بودجه چندین سال کشور ایران] سلاح های جنگی در این مدّت کوتاه نابود گشت، و به دنبال آن سفارش پارتی های جدیدی به کارخانه ها داده شد! کدام تجارت باازرش به این داغی و درآمدش این قدر سرشار است!؟
و اگر از دریچه چشم شرقی ها به این موضوع [موضوع تجارت اسلحه] نگاه کنیم باید گفت: کشورهای شرقی پر ارزشترین منابع زیر زمینی خود را در برابر مبلغ ناچیزی در اختیار غربی ها می گذارند و سپس بر می گردند و همان مبلغ را نیز در برابر یک مشت آهن پاره خطرناک [و احیاناً سلاح هایی که با پیدایش سلاح های مدرن از گردش خارج شده است] به خود آنها باز می گردانند. یعنی همه چیز خود را با هیچ معامله می کنند، چه معامله پربرکتی!؟ تازه یک منت ابواب جمعی هم به ضمیمه آن تحویل می گیرند.
با توجّه به این حقیقت دلیل ندارد غربی ها طرفدار خاموش شدن آتش جنگ در جهان باشند. پس برای برچیدن بساط جنگ از جهان، نخست باید بساط این تمدّن ماشینی را برچیده، طرح نوین و صحیحی به جای آن ریخته شود. بنابراین آرزوی آمدن روزی که حتی یک گلوله هم در دنیا شلیک نشود مساوی است با آرزوی گرسنه ماندن جمعی کارگر و ورشکست شدن عده ای سرمایه دار غربی و آن هم چیزی است که اظهار آن زبان گوینده اش را می سوزاند.
۲- فرآورده های اضافی صنعتی
در مورد فرآورده های صنعتی دیگر، جای تردید نیست که با پیشرفت صنایع سنگین، تولید بیشتری در مدّت کمتر صورت خواهد گرفت، و رقم بزرگی از این محصولات، زاید بر احتیاجات کشور تولید کننده است و باید به هر طریق که ممکن است، به صورت صادرات به خارج فرستاده شود و در بازارهای بیرون مصرف گردد.
این موضوع به قدری ضروری است که اگر حتی یک ماه درهای بازارهای خارجی به روی آنها بسته شود فرآورده های گوناگون در انبارها متراکم شده، کارخانه ها می خوابد، و یک بحران شدید اقتصادی به دنبال آن بروز خواهد کرد. با این حال تصدیق می کنید که مسأله صادرات برای این گونه کشورها یک مسأله کاملًا حیاتی است.
خوب، صادرات نیازمند بازار مصرف است و یکی از شرایط اساسی بازار مصرف و مصرف کنندگان خوب این است که خود آنها قادر به تولید مشابه نباشند و یا اگر قادر به تولید مشابه باشند قادر به رقابت نباشند یعنی مصنوعات آنها گرانتر از مصنوعات بیگانه تمام شود. برای تأمین این منظور چاره ای جز این نیست که کشور های عقب نگاه داشته شده! و به اصطلاح دیپلوماتیک: توسعه نیافته و در حال رشد! همیشه به همان حال توسعه نیافته و در حال رشد بمانند، یعنی جلوی جنبش های مترقیانه آنها به هر قیمتی ممکن است گرفته شود.
از طرف دیگر این بازار های صادراتی هر چه باشد بالاخره محدود است و بر سر آنها یک رقابت و کشمکش دائمی در میان کشورهای تولید کننده وجود خواهد داشت و هر کدام برای ربودن یک بازار داغ از دیگران و یا برای پیدا کردن جای پای مطمئنی در یک منطقه وسیع نقشه ها طرح می کنند، ولذا راز کودتاهای پی درپی را در کشورهای ضعیف و مصرف کننده در همین رقابت های دائمی پشت پرده باید جستجو کرد.
گاهی نیز دولت های بزرگ تولید کننده با یکدیگر سازش می کنند و کشورهای کوچک را مانند توپ فوتبال به یکدیگر پاس می دهند! و یا هر کدام طبق قرارداد های محرمانه منطقه نفوذ دیگری را به رسمیّت شناخته و از مزاحمت یکدیگر در مرزهای تعیین شده خودداری می کنند.
۳- تهیه مواد خام
وجود فراوان مواد خام و منابع پر ارزش زیر زمینی در کشورهای غیر صنعتی نیز یکی از علل اصلی جنگ هاست! در هر کجا منبعی برای مواد اولیّه پیدا شود شامه قوی دولت های صنعتی مانند گربه گرسنه ای که بوی گوشت و چربی به مشامش برسد فوراً خبردار شده، همدستان خود را خبر می کنند، آنها هم بلافاصله با یک مشت ابزار و ادوات فنی! به نام کارشناس، دیپلمات، وابسته مطبوعاتی، هیئت های حسن نیّت، و بالاخره کشیش و میسیون مذهبی راه می افتند، تا نیّات سوء خود را که تصاحب این منابع با نازلترین قیمت است عملی سازند.
ای بسا موقعی سر می رسند که می بینند رقبای آنها پیش از آنان مناقصه را برده، و معامله را انجام داده اند و در این موقع است که تحریکات شروع می شود، همان تحریکاتی که در بسیاری از اوقات منجر به جنگ های خونین می گردد، همان جنگ های خونینی که میدان آن کشورهای ضعیف و طعمه آن جان و مال آنهاست.
مجموع این جهات سه گانه است که به تمدّن کنونی غرب رنگ جنگ داده و جنگ را به صورت یک اثر لاینفک آن درآورده است. بدیهی است برای پایان دادن به این جنگ ها باید تمدّن کنونی غرب از شالوده زیر و رو شود و بشریّت در مسیری غیر از مسیر کنونی به حرکت در آید.
باید این اقتصاد ناسالم که بدون استعمار و استثمار دیگران متوقّف یا مواجه با بحران می گردد جای خود را به اقتصاد سالمی که بر اساس تولید و مصرف نیازمندی های واقعی زندگی بشر آن هم در داخل هر کشور، استوار باشد بدهد و به این وضع که همیشه اکثریت مردم دنیا برده صنعتی اقلیتی باشند خاتمه داده شود در غیر این صورت هرگز نباید انتظار داشت آتش جنگ خاموش شود. (۲)
پی نوشت:
(۱). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ۱۴۱۴ قمری، چاپ اول، ص ۱۲۲، (خطبه ۸۹).
نظر شما