۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۸
نگاهی به داستان قتل قبل  از اثبات جرم در قرآن کریم

قتل این نوجوان به خاطر جرمی که مرتکب شده بود نبود، بلکه به خاطر جلوگیری از خطری بزرگ در آینده بود. علم الهی و آگاهی حضرت خضر (ع) که برگرفته از "علم لدنی" بود، نشان میداد که این نوجوان در آینده باعث گمراهی و کفر والدین باایمان خود خواهد شد .

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: سوال: آیا قتل و محکوم کردن شخصی قبل از انجام جرم جایز است؟

اول باید در پاسخ به این سوال میان دو ساحت کاملاً متفاوت "نظام تکوین" (هستی و آفرینش) و "نظام تشریع" (قانون و قضاوت) تفکیک قائل شویم. در ادامه، ابتدا به تفسیر آیه و سپس به چالش اصلی شما میپردازیم.

۱. تفسیر آیه ۸۰ سوره کهف

خداوند در این آیه از زبان حضرت خضر (ع) میفرماید:

وَأَمَّا الْغُلَامُ فَکَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینَا أَنْ یُرْهِقَهُمَا طُغْیَانًا وَکُفْرًا
"و اما آن نوجوان، پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند؛ پس ترسیدیم [مبادا] آن دو را به طغیان و کفر بکشاند" .

بر اساس تفاسیر معتبر، نکات زیر در مورد این آیه قابل توجه است:

· علت قتل: قتل این نوجوان به خاطر جرمی که مرتکب شده بود نبود، بلکه به خاطر جلوگیری از خطری بزرگ در آینده بود. علم الهی و آگاهی حضرت خضر (ع) که برگرفته از "علم لدنی" بود، نشان میداد که این نوجوان در آینده باعث گمراهی و کفر والدین باایمان خود خواهد شد .
· مصلحت برتر: در اینجا مصلحتی بالاتر وجود داشت: حفظ ایمان والدین مؤمن. خداوند میخواست به جای این فرزند، فرزندی بهتر و پاکتر و مهربانتر به آن والدین عطا کند. در روایات آمده است که به جای این پسر، دختری به آنها داده شد که نسل آن دختر به پیامبران بسیاری رسید .
· نظام تکوین: این واقعه در چارچوب "نظام تکوین" رخ داد. یعنی حضرت خضر (ع) مجری اراده تکوینی خداوند در جهان هستی بود، نه مجری قوانین شرعی و قضایی . این نظام، قوانین و مصلحتهای خاص خود را دارد که گاه با قوانین ظاهری شرع متفاوت است.

۲. پاسخ به چالش اصلی: "قتل قبل از اثبات جرم" و "علم غیب"

شما به درستی به این مسئله اشاره کردهاید که چگونه میتوان کسی را به جرمی که هنوز مرتکب نشده، مجازات کرد. پاسخ به این چالش، همان تفکیک یاد شده را تکمیل میکند:

الف) تفاوت میان "قاضی" و "مجری اراده الهی"

· نظام تشریع (قضاوت انسانی و شرعی): در این نظام که قضات و حاکمان شرع بر اساس آن حکم میدهند، اصل بر "اصالت برائت" و "درء الحدود بالشبهات" (اجرای حدود در صورت وجود شبهه) است. هیچ قاضی حق ندارد کسی را به خاطر جرمی که هنوز انجام نداده یا با استناد به علم غیب خود محکوم کند. امام علی (ع) با وجود آنکه میدانستند ابن ملجم مرادی قاتل ایشان خواهد بود، از کشتن او پیش از اقدام به جرم خودداری کردند و فرمودند: "آیا میخواهید مرا به قصاص قبل از جنایت بکشانید؟" این نمونهای بارز از حاکمیت نظام تشریع در زندگی اجتماعی و قضایی است .
· نظام تکوین (افعال الهی): در این نظام، خداوند به عنوان مدبر و گرداننده جهان هستی، گاهی بر اساس علم مطلق خود و برای مصالحی که بندگان از آن آگاه نیستند، دست به اقداماتی میزند. کشته شدن آن نوجوان به دست خضر (ع) از این قبیل است. این یک اقدام قضایی نبود، بلکه یک "تدبیر تکوینی" برای حفظ ایمان دو انسان مؤمن و به جریان انداختن نسلی پاک بود .

ب) آیا علم غیب کفایت میکند؟·

برای خدا و اولیای خاصش (در نظام تکوین): بله، علم غیب الهی که به اولیای برگزیدهای مانند خضر (ع) اعطا میشود، در "نظام تکوین" برای عمل کافی است. آنان با الهام الهی و آگاهی از عاقبت کارها، مأمور به اجرای فرمانی میشوند که از سر حکمت و رحمت است، هرچند ظاهر آن خشن به نظر برسد.
· برای قضات و مردم (در نظام تشریع): خیر، علم غیب شخصی هرگز برای قضاوت و اجرای مجازات در جامعه کفایت نمیکند و معتبر نیست. نظام قضایی اسلام بر ادله و شواهد ظاهری استوار است، نه بر علم قلبی قاضی. اگر قرار بود با علم غیب قضاوت شود، بسیاری از پیامبران و ائمه (ع) میتوانستند پیش از وقوع جرم، مجرمان را کیفر دهند، اما چنین نکردند، زیرا سنت الهی بر جریان زندگی بر اساس اختیار و آزمایش استوار است.

نتیجه گیری نهایی

بنابراین، تناقضی میان آیه ۸۰ سوره کهف و مسئله "قتل قبل از اثبات جرم" وجود ندارد، زیرا:

1. مأموریت خضر (ع) قضاوت نبود، بلکه اجرای یک فرمان تکوینی بود. او بر اساس قوانین شرع و برای جرمی که رخ داده بود، آن نوجوان را نکشت، بلکه برای جلوگیری از فسادی عظیم در آینده و به امر خداوند این کار را کرد .
2. در نظام قضایی اسلام (نظام تشریع)، اصل بر برائت است و علم غیب معتبر نیست. سیره امام علی (ع) در برخورد با ابن ملجم بهترین گواه بر این مدعاست .
3. خداوند بر اساس علم مطلق خود و بر اساس نظام احسن، جهان را تدبیر میکند. گاهی این تدبیر شامل اقداماتی میشود که درک کامل آنها برای عقل جزئینگر بشر ممکن نیست، اما همه آنها بر اساس حکمت، رحمت و مصلحت است .
به بیان ساده، قصاص و مجازات در دادگاه‌های انسانی، یک بحث است و تدبیر الهی در جهان هستی، بحثی کاملاً جداگانه. داستان خضر و موسی (ع) مرز میان این دو ساحت را به ما می‌آموزد.

نویسنده: فاطمه پورعباس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha