۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۴
برتری علمی امام علی(ع) بر سایر صحابه از منظر روایات شیعه و سنی

سیاست بازانِ حرفه ای برای رسیدن به مقصود خود، گاه واضح ترین مسائل را انکار می کنند یا با توجیهات نادرست از کنار آن می گذرند، یکی از این مصداق ها، مسأله برتری بخشیدن بعضی از صحابه بر حضرت علی(ع) است؛ در حالی که روایات شیعه و اهل سنت بر داناتر بودن حضرت علی(ع) نسبت به همه صحابه دلالت دارد که از جمله آنها می توان به حدیث ثقلین، حدیثِ معروف «اَقْضَاکُمْ عَلِیٌّ»، حدیث «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونی» و سخن عمر «لَوْلَا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ» و ... اشاره کرد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:

سیاست بازانِ حرفه ای برای رسیدن به مقصود خود، گاهی واضح ترین مسائل را انکار می کنند یا با توجیهات نادرست از کنار آن می گذرند، که یکی از مصداق های آن، مسأله برتری بخشیدن بعضی از صحابه بر حضرت علی(علیه السلام) را باید شمرد، تا آن جا که «ابن عباس» را که به شاگردی علی(علیه السلام) در تفسیر افتخار می کرد، بر او مقدّم داشتند! (۱)، و «زید بن ثابت» را در آگاهی بر احکام میراث، و «اُبَیّ بن کعب» را در قرائت! و حدیث مجعولی نیز در این زمینه به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) نسبت می دهند.


مدارک روشنی در کتب فریقین - شیعه و اهل سنت - بر داناتر بودن حضرت علی(علیه السلام) نسبت به همه صحابه به طور عام داریم که جای انکار نیست، از جمله:


۱. حدیث ثقلین که از معروف ترین احادیثی است که اهل سنت در کتاب های خود آورده اند، به روشنی می گوید: که علی(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) هرگز از قرآن جدا نیستند و قرآن از آنها جدا نمی شود و همه باید به این دو تمسّک جویند و همه می دانیم علوم دین و معارف اسلام از قرآن سرچشمه می گیرد.


۲. حدیثِ معروف «اَقْضَاکُمْ عَلِیٌّ» (۲)؛ (قضاوت و داوری علی(علیه السلام) از همه شما بهتر است). شاهد دیگری بر این مقصود است، چرا که، قضاوت و داوری در مورد احکام اسلام نیاز به احاطه علمی به اصول و فروع اسلام دارد، و آن کس که از همه آگاهتر است، داوری او برتر است.


۳. حدیث معروف علی(علیه السلام) که می گوید: «عَلَّمَنِی رَسُولُ اللهِ أَلْفَ بَابٍ کُلُّ بَابٍ یَفْتَحُ مِنْهُ أَلْفَ بَابٍ» (۳)؛ (پیغمبر(صلی الله علیه وآله) هزار باب علم به من آموخت که از هر باب، هزار باب دیگر گشوده می شود). دلیل روشنی است بر این که: کسی در میان امت از نظر علم و دانش به پای آن حضرت نمی رسد، چرا که این حدیث درباره کسی جز او وارد نشده است.


۴. در حدیثی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در تفسیر آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الکِتَابِ»؛ می خوانیم که فرمود: «إنَّمَا هُوَ عَلِیٌّ» (۴)؛ (علم الکتاب نزد علی بن ابی طالب است).
توجه داشته باشید، که بنا به آیه ۴۰ سوره نمل، «آصف بن برخیا» که بخشی از علم کتاب را در اختیار داشت، «الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الکِتَابِ»، توانست تخت بلقیس را از یمن به شام آورد، حال فکر کنید کسی که تمام علم کتاب نزد او است چه توانایی هایی دارد.


۵. این سخن، معروف است که علی(علیه السلام) فرمود: «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونی» (۵)؛ (هر چه می خواهید از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست دهید). به گفته بزرگان اهل سنت کسی غیر از علی(علیه السلام) چنین ادعایی نکرد، مگر اینکه رسوا شد.


۶. آگاهان از تاریخ اسلام در عصر خلفا می دانند که علی(علیه السلام) همواره پناهگاه علمی امت بود، تا آن جا که بارها خلیفه دوّم این جمله را تکرار کرد: «لَوْلَا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ». و در تعبیر دیگری گفت: «اَللَّهُمَّ لَا تُبْقِنِی لِمُعْضَلَةٍ لَیْسَ لَهَا إبْنُ أَبِیطَالِبٍ»؛ (خداوندا! مرا زنده مگذار هرگاه مشکلی پیش آید و علی [علیه السلام] برای حل آن نباشد). و در تعبیر دیگر: «لَا اَبْقَانِیَ اللهُ بِأَرْضٍ لَسْتَ فِیهَا یَا أَبَا الْحَسَنِ» (۶)؛ (ای أبو الحسن! خداوند مرا در سرزمینی که تو در آن نیستی زنده مگذارد).


این مطلب به اندازه ای واضح بود که به گفته «ذهبی» در «التفسیر و المفسّرون» این جمله به صورت ضرب المثلی در میان مردم درآمد که هر کجا در مطلبی در می ماندند و شخص مورد نظر برای حل نبود می گفتند: «قَضِیَّةٌ وَ لَا أَبَا حَسَنٍ لَهَا» (۷)؛ (این حادثه ای است که ابو الحسن برای حل آن نبود).(۸)


پی نوشت:

(۱). دکتر «ذهبی» در کتاب خود «التفسیر و المفسرون» از ابن عباس چنین نقل می کند: «مَا اَخَذْتُ مِنْ تَفْسیرِ القُرآنِ إلّا مِنْ عَلِیِّ ابْنِ أبِیطَالِب: آنچه را از تفسیر قرآن فرا گرفتم از علی ابن ابیطالب بود» (التفسیر و المفسرون، الذهبی، محمد حسین، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی ‌تا، بی ‌نا، ج ۱، ص ۸۹) و نیز از ابن عباس نقل شده است که می گوید : «وَ مَا عِلْمِی وَ عِلْمُ اَصْحَابِ مُحَمَّدٍ فِی عِلْمِ عَلِیٍّ إِلَّا کَقَطْرَةٍ فِی سَبْعَةِ أَبْحُرٍ؛ علم و دانش من و تمام اصحاب محمّد(صلی الله علیه وآله) در برابر علم علی(علیه السلام) مانند قطره ای است در برابر هفت دریا!» (الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، امینی، عبدالحسین، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، قم، ۱۴۱۶ قمری، چاپ: اول، ج ۲، ص ۸۱).

(۲). این حدیث را جمعی از حفاظ اهل سنت مانند «ابن عبدالبر» در الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ابن عبد البر، أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد، تحقیق: البجاوی، علی محمد، دار الجیل، بیروت، ۱۴۱۲ قمری / ۱۹۹۲ میلادی، چاپ: اول، ج ۱، ص ۶۸؛ «قاضی» در المواقف، الإیجی، عضد الدین عبد الرحمن بن أحمد، تحقیق : عمیرة، عبد الرحمن، دار الجیل، بیروت، ۱۹۹۷ میلادی، الطبعة الأولی، ج ۳، ص ۶۲۷؛ «ابن ابی الحدید» در شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، أبو حامد عز الدین عبد الحمید بن هبة الله بن محمد بن محمد، محقق / مصحح: محمد ابوالفضل ابراهیم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، ‌ ۱۴۰۴ قمری، چاپ: اول، ج ۱، ص ۱۸؛ «ابن طلحه شافعی» در مطالب السئول فی مناقب آل الرسول، شافعی، محمد بن طلحه، البلاغ، بیروت، ۱۴۱۹ قمری، چاپ: اوّل، ص ۱۰۱؛ «علامه امینی» در الغدیر، همان، ج ۳، ص ۱۴۰ و «ابن عساکر» در مختصر تاریخ دمشق، ابن منظور الانصاری، محمد بن مکرم بن علی، المحقق: روحیة النحاس، ریاض عبد الحمید مراد، محمد مطیع، دار الفکر، دمشق، ۱۴۰۲ قمری / ۱۹۸۴ میلادی، الطبعة: الأولی، ج ۲۱، ص ۳۶۹ آورده اند.
(۳). این حدیث را در کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، محقق: بکری حیانی، صفوة السقا، مؤسسة الرسالة، بیروت، ۱۴۰۱ قمری / ۱۹۸۱ میلادی، چاپ: پنجم، ج ۱۳ ص ۱۱۴ آورده است.
(۴). مدارک این حدیث را از کتب اهل سنت در احقاق الحق و ازهاق الباطل، شوشتری، قاضی نور الله، مکتبه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۹ قمری، چاپ: اول، ج ۳ ص ۲۸۰ مطالعه فرمایید. در شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، حسکانی، عبید الله بن احمد، تحقیق: محمودی، محمد باقر، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، ۱۴۱۱ قمری، چاپ: اول، ج ۱، ص ۴۰۰ روایاتی در این زمینه آمده است.
(۵). شرح این مطلب در پیام امام امیر المؤمنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ: اول، ج ۴، ص ۲۲۱ آمده است.
(۶). مرحوم «علامه امینی» این تعبیرات را از کتب اهل سنت با مدارک دقیق نقل فرموده است. (الغدیر، همان، ج ۳، ص ۱۴۲).
(۷). التفسیر و المفسّرون، همان، ج ۱، ص ۸۹.
(۸). گردآوری از کتاب: پیام امام امیر المؤمنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ: اول، ج ۵، ص ۶۱۳.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha