۲۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۳
غفلت از سنن الهی و شکست‌پذیری قدرت‌های متکی بر تکنولوژی

تکیه‌ صرف بر قدرت نظامی و فناوری، بدون توجه به سنن الهی و نظام معنوی حاکم بر جهان، سرانجامی جز شکست و فروپاشی ندارد. راه برون‌رفت از بحران، بازگشت به فهمی عمیق از حضور همه‌جانبه خدا در هستی و پذیرش پیوند ذاتی میان نظام تکوین و تشریع است؛ پیوندی که نادیده‌گرفتن آن، انسان و جامعه را به سردرگمی و ناکامی می‌رساند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) _ ابنا: در طول تاریخ، شاید تمدنی مانند فرهنگ غرب یافت نشود که اساساً معنویت و ایمان را منکر باشد و نه‏‌تنها منکر که به جنگ آن آمده باشد، به‌طوری‌که دامن زدن به میل‏‌های نفس امّاره را به عنوان ارزش‏ جلوه دهد. در گذشته هم گناه و فساد بوده ولی فرد در عین انجام گناه، پذیرفته بود که گناهکار است، هر چند انجام می‌‏داد. ولی در فرهنگ غربی گناه‌کاری تئوریزه شده و به عنوان یک نوع از زندگی مطرح است. تربیت‏‌شده‏‌ی فرهنگ غربی اساس را در نپذیرفتن هر گونه سخن معنوی گذاشته، و نه‌‏تنها به دنبال اندیشه معنوی نیست، بلکه در صدد سرکوب‏ کردن آن است، یعنی زمان «نِقْمت» بر او حاکم است نه زمان «لطف الهی». زمانی است که سراسر روح غربی را کینه‏‌توزی نسبت به اولیاء الهی فرا گرفته است. بشر مدرن از نظر نسبت داشتن با عالم معنا بدترین بشر است، و حاصل تربیت آن، روحیه‏‌ی عنادگونه‏‌ای است که تحصیل کرده‏‌هایی که در سایه فرهنگ غربی تربیت شده‏‌اند با معنویت و عبودیت دارند.

حال در این بحران اگر قصد اصلاح امور باشد توجه به این نکته ضروری است که جهان از آن خداوند است و پروردگار برای پروراندن و تعالی‏ آدمی، او را خلق کرده و زمین و عالم را در اختیار قرار داده است؛ بنابراین به اذن او و به روشی که او فرمان داده، می‌‏توان در جهان هستی تصرف کرد. اما بشرِ امروز با غفلت از حضور همه جانبه‌‏ی خدا، از حقیقت بزرگی محروم است و لذا از ارتباط با معنویات که دریچه‌‏های ارتباط با خداست محروم مانده است. بشری که معنویت و قیامت را فراموش کرد، مهم‏ترین بُعد زندگی، یعنی حضور در ابدیت را فراموش می‏‌کند، چنین بشری زندگی را، کوچه‏‌های بن‏‌بستی می‌‏داند که از هر راهی برود به بن‌‏بست برخورد می‏‌کند و مجبور است دل‌خوشی‏‌های دروغین برای خود بسازد تا از سردی زندگی که خود برای خود پدید آورده بکاهد. این‌‏همه سرگرمی که بشر جدید برای خود فراهم کرده، انعکاس محرومیت‌‏های معنوی است که می‏‌خواهد آن‏ها را نادیده بگیرد. تکنولوژی مدرن را مطلوب مطلق قرار دادن یک نحوه از عکس‏‌العمل محرومیت از عالم قدس است. بشر جدید تاوانِ پشت‏ کردن به ساحت قدس را می‏‌دهد.

وقتی انسان از رابطه تکوین با تشریع در عالم هستی غافل شد و گمان کرد نظام الهی نسبت به هر فکر و عملی بی‏‌تفاوت است، بدون رعایت هیچ محدودیتی به هر اقدامی دست می‏‌زند و تلاش می‌‏کند هر تصوری را که در خیال خود دارد در خارج از خیال صورت عملی بدان بپوشاند، تنها مانع عملی نشدن صورت‏‌های وَهمی خود را نداشتن ابزار مناسب می‏‌داند و لذا اگر توانست ابزار مناسب آن را بسازد دیگر بدون هیچ فکری دست به اقدام می‌‏زند. با چنین روحیه‏‌ای ماشین‏‌های غول‌‏آسا و اسلحه‌‏های مخوف ساخته شد، تا بدین وسیله‌‏ هر کار خواهند در تغییر نظام طبیعت انجام دهند و هر ملتی را نابود کنند. غافل از این که در اوج رسیدن به امیال خود، با سنن الهی روبه‏‌رو می‌‏شوند. روس‌‏ها هشتاد سال با تفکر الحادی شب و روز تلاش کردند تا ثابت کنند با نظام به اصطلاح سوسیالیسم می‏‌توان جهان را اداره کرد، در اوج امیدواری، همه چیز از هم گسست، تا آن‏جایی که بعضی از تئوریسین‏‌های آن فکر، خودکشی کردند، چون سقوط نظام مارکسیسم لنینیسم را مساوی سقوط همه افکار و عقاید خود می‏‌دانستند. فکر کردند با دیواری که بین آلمان می‏‌کشند می‌‏توانند مردم یک ملت را تقسیم کنند، ولی به‌یک‌باره همه چیز به‌هم خورد و دیوار برلین با همان ماشین‏‌های‏ غول‏‌آسا تخریب شد. آمریکایی‏‌ها به امید اسلحه‏‌های مخوف ملت ضعیف و بدون هرگونه امکاناتِ ویتنام را سرکوب کردند ولی در اوج ناباوری، در شرایطی که به اندازه برگ درختان جنگل‌‏های ویتنام بمب بر سر مردم ریختند، مجبور شدند شکست اسلحه‏‌های مخوف را بپذیرند و از ویتنام خارج شوند. باز به امید همان اسلحه‏‌ها بنیان‏‌گذاران اسرائیل به فکر اخراج مردم فلسطین افتادند و صدها هزار برابر بیش از مردم فلسطین گلوله و تانک و بمب به آن‏ها شلیک کردند، ولی در اوج امیدواری به تعیین قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، انتفاضه اول همه تصوراتشان را بر باد داد. خون‌‏آشام‌‏ترین شخصیت‏‌های اسرائیلی مجبور شدند از نوار غزه عقب‏‌نشینی کنند. به امید احیاء آبروی از دست رفته درصدد بودند به جنوب لبنان حمله کنند و تا بیروت را اشغال کنند، اسارت دو سرباز اسرائیلی را بهانه کردند و حمله را شروع نمودند و شکست از حزب الله چیزی بالاتر از شکست اسرائیل را به بشریت گوشزد کرد و آن این‏که این تکنولوژی مدرن و اسلحه‏‌های مخوف نیست که تعیین تکلیف می‌‏کند، بلکه خداوند است که در جهان مدیریت خود را اعمال می‌‏نماید. در حادثه‏‌ی بحران اقتصادی آمریکا نیز روشن شد که نظام الهی نسبت به هر فکر و عملی بی‏‌تفاوت نیست. غفلت از این موضوع رضاخان‏‌ها، شارُن‏‌ها، استالین‏‌ها، بوش‏‌ها، صدام‏‌ها و ... را به‌‏وجود آورد و باز به‌‏وجود می‏‌آورد.

آدمی در زندگی فردی و اجتماعی خود، به همان اندازه که از این قاعده غافل باشد نهایتاً در تصمیمات خود، با ناکامی و شکست روبه‏‌رو می‏‌شود. شاخص‏‌ترین تفکر غربی، غفلت از رابطه میان نظام تکوین و نظام تشریع است و اینکه عالم هستی نسبت به هر فکر و هر عمل بی‏‌تفاوت نیست. چنین تفکری  که خداوند فقط جهان را خلق کرده و به دست انسان داده تا هر طور خواست در آن تصرف کند و حالا بازنشسته شده است، ریشه در یهودی‏‌گری دارد، یهودیان معتقدند خداوند جهان را در شش روز ساخت و روز هفتم به استراحت پرداخت و دیگر رابطه او با جهان قطع است، در این رابطه خداوند می‌‏فرماید: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ وَ لَیَزیدَنَّ کَثیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلی‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ» (۱).

خداوند روحیه‌‏ی یهودی‏‌گری را لعنت می‌‏کند. یهودیان، متوجه عین ربط بودن مخلوق در رابطه با خالق خود نیستند و رابطه خدا و مخلوق را مثل رابطه بنّا و ساختمان گرفته، نه مثل رابطه انسان با صُوَر ذهنی‌اش. خداوند در مقابله با آن فکرِ غلط می‏‌فرماید: «بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاء»؛ قدرت خداوند محدود نیست و هر طور اراده کند فیض خود را می‏‌رساند. بنا به فرمایش علامه طباطبائی، یهودیان معتقد بودند تورات نسخ نمی‏‌شود و همواره توراتِ خود را به رخ بقیه می‌‏کشیدند، به همین دلیل نزول قرآن، موجب طغیان و کفر بیشترشان شد البته این کفر و طغیان، ریشه در شخصیت خودشان دارد.

بر اساس این آیه می‌توان گفت یهود تا قیامت باقی است، کینه و دشمنی آن‏‌ها همچنان ادامه دارد؛ هربار آتشی جهت مبارزه با مسلمین به پا کنند خداوند آن را خاموش می‌‏کند. آخر آیه شخصیت یهود را ترسیم شده است که علاوه بر آن‌که از نظر فکری و عقیدتی، عقیده‌‏ای باطل و غلط نسبت به خدا و نوع حضور خداوند در هستی دارند، از نظر عملی هم ملّتی هستند که در زمین فساد به راه می‏‌اندازند و به همین جهت مورد رحمت خداوند نیستند و به سامانی نمی‏‌رسند (۲).


پی‌نوشت 

۱. «و یهود گفتند دست‏ خدا بسته است دست‏‌های خودشان بسته باد و از رحمت‏ خدا دور شوند به سبب آنچه گفتند، بلکه هر دو دست او گشاده است، هر گونه بخواهد می‌‏بخشد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو فرود آمده بر طغیان و کفر بسیاری از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم، هر بار که‏ آتشی برای پیکار برافروختند خدا آن را خاموش ساخت. و در زمین برای فساد می‏‌کوشند و خدا مفسدان را دوست نمی‏‌دارد» سوره مائده، آیه ۶۴.
۲. طاهر زاده، اصغر، گزینش ‏تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی‏، چهارم، اصفهان: لب المیزان‏، ۱۳۹۰، ص۱۵۴-۱۴۶.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha