۲۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۳
نگاهی به سرقت‌های ادبی توسط مخالفان حکومت علوی

تلاش برای حذف احادیث مرتبط با ولایت و امامت همچنین کوشش‌های فراوان برای جعل و گسترش احادیث جعلی برای استقرار اندیشه‌های اموی، از موضوعاتی است که در منابع مختلف به آن پرداخته شده، اما موضوع «سرقت‌های ادبی» و انتساب سخنان پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) به دیگران، از موضوعاتی است که در منابع تاریخی به آنها کمتر پرداخته شده است. خطبه ۳۲ نهج‌البلاغه نمونه‌ای از این «سرقت‌های ادبی» توسط دشمنان اهل‌بیت(ع) است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در طول تاریخ، جعل و احادیث ساختگی زیادی توسط دشمن اهل‌بیت(ع) انجام شده که نمونه‌های فراوانی از آن در منابع مختلف معرفی و نقد شده است، همچنین تلاش‌های فراوانی برای حذف روایت‌های مرتبط با امامت و ولایت نیز به‌ویژه در سال‌های نخستین خلافت نیز انجام شده که اثرات سوء هر کدام از این در تاریخ ماندگار شده است، حتی وجود برخی از «صحابه ساختگی» برای سندسازی این «جعل‌ها و حذف‌ها» نیز در تاریخ انجام شده که شخصیت‌هایی مانند علامه عسکری به نقد آنها پرداخته‌اند.

اما آنچه معمولا در این پژوهش‌های تاریخی کمتر به آن پرداخته شده، «سرقت‌های ادبی» انجام شده از سوی مخالفان اهل‌بیت(ع) است، اگرچه امکان بررسی نمونه‌های مختلف این سرقت‌ها همچنین آثار و نتایج آن در طول تاریخ، در این نوشته میسر نیست، اما بررسی خطبه ۳۲ می‌تواند به‌عنوان نمونه‌ای از این موارد سرآغازی بر این پژوهش باشد.

شیوه سید رضی در نهج‌البلاغه، گزیده‌گویی و انتخاب قطعات ادبی در تدوین سخنان امام علی(ع) بوده  و بر همین اساس نیز نه سلسله روایان را نقل کرده و نه منابع خود را معرفی کرده است. اما ایشان در پایان خطبه ۳۲ نهج‌البلاغه با اشاره برخی از نادانان که  این سخنان را از معاویه نقل کرده‌اند، به نقد این دیدگاه می‌پردازد و برای نخستین‌بار از یکی از منابع خود به نام «البیان و التبیین» نوشته «جاحظ» نام می‌برد که نشانگر اهمیت مقابله با این دروغ تاریخی توسط ایشان است.

اما گاه این سرقت‌های ادبی، فراتر از یک خطبه بوده، به‌عنوان نمونه بر اساس شواهد تاریخی، در ماجرای تصرف مصر و شهادت محمد بن ابی‌بکر، مجموعه‌ای از نامه‌ها، از جمله نامه ۲۷ نهج‌البلاغه، به سرقت رفته و متن‌های اخلاقی و اعتقادی، مورد استفاده معاویه در خطبه های خود قرار گرفت.

معاویه برای آنکه مبادا گروهی او را برای استفاده از عبارت‌های امیرالمومنین(ع) مذمت کنند، این نامه‌ها را به‌عنوان نامه‌های ابوبکر به فرزندش محمد معرفی کرد. این در حالی است که محمد هنگام مرگ پدرش ابوبکر، تنها سه سال داشته و مخاطب قرار دادن یک کودک و انتصاب او به «فرماندهی بزرگترین لشکر یعنی لشکر مصر» دور از عقل است! در حالی که محمد بن ابی‌بکر هنگام انتصاب به حکومت مصر در دوران حکومت امام علی(ع)، حدود ۲۶ سال داشته و روشن است که می‌توانسته مخاطب این عبارت «أَنِّی قَدْ وَلَّیْتُکَ أَعْظَمَ أَجْنَادِی فِی نَفْسِی أَهْلَ مِصْرَ؛ آگاه باش که من تو را به سرپرستی بزرگترین لشکرم که لشکر مصر است برگزیده‌ام» باشد.

برخی از منابع تاریخی نیز از حضور جاسوسانی در مدینه و کوفه برای فرستادن اخبار همچنین نگارش متن خطبه‌های نماز جمعه امام علی(ع) به معاویه خبر داده‌اند تا معاویه علاوه بر اطلاع از حوادث این دو شهر، از بخش‌های اخلاقی و مواعظ حضرت، در خطبه‌های نماز جمعه خود استفاده کند و فصاحت و بلاغت آن را به نام خود ثبت کند.

در میان کتاب‌های تاریخی، نمونه‌های فراوان دیگر از این سرقت‌های ادبی نقل شده است که امید است زمانی به صورت کامل مورد بررسی قرار گیرد.

سید علی‌اصغر حسینی/ ابنا

.................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha