۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۳
منبع: ایسنا
روایتی از غرق شدن ناو دنا از زبان یک بازمانده‌ی قهرمان

صدایش هنوز می‌لرزد وقتی لحظه‌ای را به یاد می‌آورد که سکوت سحرگاهی دریا با صدای اژدر شکسته شد؛ لحظه‌ای که به آسمانی شدن جمعی از دوستانش منجر شد و دیدارشان را به قیامت انداخت.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ حمله وحشیانه آمریکا در روز ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ به ناو دنا که برای یک ماموریت آموزشی در دریای هند و آب‌های بین‌المللی حضور داشت، موجب شهادت ۸۴ نفر و جاویدالاثر شدن ۲۰ نفر از خدمه و کارکنان آن و همچنین مجروح شدن ۳۲ نفر از ارتشیان دلاور این ناوشکن شد.

شش نفر از پرسنل ناو دنا کرمانشاهی بودند که چهار نفر آنان شهید و یک نفر جاویدالاثر شد. ناوبان سوم «حامد مومنه» هم در جریان حمله آمریکا به ناو دنا مجروح شد.

حامد مومنه، از بازماندگان ناو دنا که اخیرا به زادگاهش برگشته، در گفت‌وگویی، از شبی می‌گوید که هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد. او که بیش از نیمی از عمرش را در دریا گذرانده، می‌گوید: بدون هیچ هشداری ما را هدف قرار دادند…

سحرگاهِ انفجار

ناو دنا بامداد چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ در آب‌های آزاد و نزدیک سریلانکا، هنگام بازگشت از رزمایش هند، هدف اژدر یک زیردریایی آمریکایی قرار گرفت. 

مومنه در خصوص آن روز گفت: ساعت حدود سه و نیم صبح بود. برای سحری بیدار شده بودیم و بعضی از بچه‌ها در حال بیدار کردن بقیه بودند… هنوز خواب از چشم خیلی‌ها نرفته بود که ناگهان ضربه‌ای وحشتناک ناو را لرزاند.

او ادامه داد: اصابت اول باعث آسیب شدید ناو شد، اما هیچ‌یک از خدمه جان خود را از دست ندادند. همه شوکه شده بودیم، ولی کسی داخل دریا نپرید… همه پای ناو ایستادند. اگر می‌پریدند، تلفات کمتر می‌شد.

مومنه تاکید کرد: اگر همان بار اول خیلی‌ها به دریا می‌پریدند، شاید تلفات کمتر می‌شد، اما کسی حاضر نبود دنا را ترک کند. برای ما ناو دنا، خاک ایران بود.

مومنه افزود: دقایقی بعد، اژدر دوم شلیک شد؛ همان اژدری که سرنوشت ناو و ده‌ها تن از خدمه‌اش را رقم زد. بار دوم که زدند قیامت شد. ناو خیلی سریع رفت زیر آب. صداها، فریادها، تاریکی و...

مومنه گفت: در زمان حمله ۱۳۶ نفر روی ناو بودند، افزود: ۸۴ نفر شهید شدند و پیکر حدود ۲۰ نفر هنوز پیدا نشده، همه‌شان را جلوی چشممان از دست دادیم. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

نجات در دل دریا

مومنه با بیان اینکه پس از غرق‌شدن ناو، بازماندگان ساعت‌ها با امواج جنگیدند تا نیروهای دریایی سریلانکا به کمکشان رسیدند، عنوان کرد: با کمک آنها به بیمارستان منتقل شدیم. چند روزی آنجا بستری بودیم تا بالاخره با هواپیما به ایران برگشتیم.

باز هم می‌روم، بدون ذره‌ای تردید

وی که با وجود تمام سختی‌هایی که پشت سر گذاشته از خدمت در دریا پشیمان نیست، گفت: همه عمرم در دریا گذشته. دختر شش‌ ساله‌ام فقط یک سال روز تولدش کنارش بودم، اما باز هم اگر لازم باشد می‌روم، بدون حتی یک لحظه تردید.

روایت او، روایت ایستادگی و داغ است؛ روایت دریانوردانی که در دل تاریکی ایستادند، حتی وقتی می‌دانستند شاید بازگشتی در کار نباشد.

.............................

پایان پیام/ 167

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha