۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۸
تاثیر دعا در تقدیر یک سال

تقدیر، نه سرنوشتی محتوم، بلکه نظامی پویا از علت‌ومعلول است که از طریق اختیار، دعا و اعمال انسان شکل گرفته و تغییر می‌یابد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: آیا عجیب نیست که با گریه و دعا در یک‌شب، بتوان سرنوشت یک سال را رقم زد؟

شب‌های قدر، با جایگاه ویژه‌ای که در متون دینی دارد، نقطه تلاقی مفاهیمی چون تقدیر الهی، اختیار انسان و دعا به‌شمار می‌آید. ازاین‌رو، فهم درست نسبت به این مفاهیم، نیازمند نگاهی عمیق‌تر و تحلیلی‌تر است. شگفتیِ پیوند میان یک‌شب و سرنوشتی به گستره یک سال، بیش از آنکه ناشی از ناسازگاری عقل و دین باشد، ریشه در برداشت‌های ساده‌انگارانه از معنای «تقدیر»، سازوکار تحقق آن و نقش واقعی دعا و تضرع در نظام حکیمانه الهی دارد. تبیین این نسبت، می‌تواند افق روشن‌تری از حقیقت شب قدر و کارکرد دعا در حیات انسانی ارائه دهد.

 در ادامه در قالب نکاتی توضیحات بیشتر بیان می‌شود.

نکاتی در باب تقدیر و دعا

نکته اول: تقدیر؛ تابع علل و اسباب و ذاتاً تغییرپذیر

در معارف قرآنی و تفسیری، تقدیر به معنای اندازه‌گذاری و تعیین حدود پدیده‌ها بر اساس سلسله‌ای از علل و اسباب است، نه تحمیل سرنوشتی گسسته از واقعیت‌های عینی عالم. شب قدر ازآن‌رو «قدر» نامیده شده که در آن، هر پدیده با لحاظ همه عوامل مؤثرش سنجیده می‌شود. (۱) در این نظام، هیچ حادثه‌ای بدون پیوند با علل خود رقم نمی‌خورد و در حوزه انسانی، مهم‌ترین علت، اراده و اختیار انسان است. ازاین‌رو، تقدیر نه امری ایستا و بسته، بلکه فرآیندی پویا و وابسته به علل است(۲) و دعا و گریه در شب قدر نیز خود یکی از همین علل واقعی و مؤثر به‌شمار می‌آید، نه عاملی بیرون از نظام علیت.

نکته دوم: علل تغییر تقدیر؛ از گذشته تا شب قدر و پس‌ازآن

تمایز میان «تقدیر» و «قضا» در اینجا نقش کلیدی دارد. تقدیر، مرحله اندازه‌گذاری است و قضا، مرحله قطعیت و تحقق نهایی پس از تکمیل همه علل. (۳) بسیاری از مقدرات شب قدر از سنخ تقدیرهای مشروط‌اند، نه قضای حتمی. این بدان معناست که آنچه اقتضای اعمال گذشته انسان بوده، می‌تواند در شب قدر، به‌واسطه دعا، توبه، صدقه و تضرع، دگرگون شود. روایات تصریح دارند که دعا حتی می‌تواند قضای محکم را نیز تغییر دهد. (۴) همچنین ممکن است تقدیری که بر اساس گذشته و اعمال شب قدر شکل گرفته، در ادامه مسیر زندگی و براثر کنش‌های بعدی انسان دستخوش تغییر گردد. بدین‌سان، تقدیر حاصل ‌کنش مستمر علل پیشین، اعمال شب قدر و رفتارهای بعدی است، نه تصمیمی یک‌باره و غیرقابل‌بازگشت.

نکته سوم: تقدیر؛ تعیین میدان آزمون، نه پاسخ انسان

حتی با فرض ثبت مقدرات، کار انسان پایان نمی‌یابد. آنچه در شب قدر نوشته می‌شود، «زمینه‌های امتحان» است، نه «نتیجه امتحان». بسترها، فرصت‌ها، چالش‌ها و رویدادهایی که انسان در طول سال با آن مواجه می‌شود، تعیین می‌گردد، اما واکنش او در برابر این رویدادها، کاملاً اختیاری است. امام باقر علیه‌السلام در تفسیر آیه «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ» (۵) می‌فرمایند: «در شب قدر، همه امور سال آینده تقدیر می‌شود؛ از خیر و شر و طاعت و معصیت تا روزی و اجل.» (۶) این روایت نشان می‌دهد که آنچه مقدر می‌شود، موقعیت‌هاست، نه پاسخ انسان به آن‌ها. دعا در شب قدر می‌تواند نوع و شدت این موقعیت‌ها را تغییر دهد؛ مثلاً بلایی سخت به آزمایشی سبک‌تر تبدیل شود. (۷) اما سعادت یا شقاوت نهایی، درگرو نحوه مواجهه انسان با همین موقعیت‌هاست.

نتیجه:

شب قدر، نه صحنه تحمیل جبر، بلکه عرصه تلاقی رحمت الهی، نظام علت‌ومعلولی و اختیار انسان است. تقدیر در این شب، اندازه‌گذاری پویا و مشروط امور است، نه اعلام سرنوشتی بسته. دعا و اشک، عللی حقیقی در این نظام‌اند که می‌توانند مسیر مقدرات را تغییر دهند، بی‌آنکه اختیار انسان را سلب کنند. آنچه رقم می‌خورد، میدان آزمون است و آنچه آینده انسان را می‌سازد، واکنش آگاهانه او در این میدان. ازاین‌رو، پیوند شب قدر با سرنوشت یک‌ساله نه عجیب است و نه جبرآمیز؛ بلکه جلوه‌ای از نظام حکیمانه‌ای است که به انسان اجازه می‌دهد با بندگی، دعا و انتخاب، در ساخت آینده خویش نقش‌آفرین باشد.


پی‌نوشت‌ها:

۱. ر. ک: طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ ش، ج ۲۰، ص ۵۶۱-۵۶۳.

۲. سوره رعد، آیه ۳۹: «یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ.» در کتاب‌های تفسیری، از این آیه استفاده شده که حوادث عالم در دو لوح جداگانه نوشته می‌شود که یکی از آن‌ها لوح مَحْفوظ و دیگری لوح محو و اثبات است. نوشته‌های موجود در لوح محو و اثبات قابل‌تغییر، اما وقایع نوشته شده در لوح محفوظ قابل‌تغییر نیست؛ چون نوشته‌های موجود در لوح محو و اثبات به‌منزله علت‌های ناقص (علت غیرقطعی) و وقایع نوشته‌شده در لوح محفوظ به‌منزله علت تامه (علت قطعی) است. ر. ک: طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ ش، ج ۷، ص ۹ و ج ۱۱، ص ۵۱۴.

۳- ر. ک: طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ ش، ج ۱۳، ص ۹۷-۹۹.

۴- ر. ک: «الدُّعَاءُ یَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً...»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری، محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۲، ص ۴۷۰.

۵- سوره دخان، آیه ۴: «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ.»

۶- «یُقَدَّرُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ کُلُّ شَیْءٍ یَکُونُ فِی تِلْکَ السَّنَهِ إِلَی مِثْلِهَا مِنْ قَابِلٍ خَیْرٍ وَ شَرٍّ وَ طَاعَهٍ وَ مَعْصِیَهٍ وَ مَوْلُودٍ وَ أَجَلٍ أَوْ رِزْق...»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری، محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۴، ص ۱۵۸.

۷- «الْمُؤْمِنُ مِنْ دُعَائِهِ عَلَی ثَلَاثٍ إِمَّا أَنْ یُدَّخَرَ لَهُ وَ إِمَّا أَنْ یُعَجَّلَ لَهُ وَ إِمَّا أَنْ یُدْفَعَ عَنْهُ بَلَاءٌ یُرِیدُ أَنْ یُصِیبَه»؛ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف‌العقول، تصحیح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۳ ق، ص ۲۸۰.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha