۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۶
از مقاومت تنها تا بازدارندگی ملی

در قرن هفتم هجری، ایران فاقد حاکمیت مرکزی و ارتش ملی بود. شهرها به صورت ملوک‌الطوایفی اداره می‌شدند و هرکدام در برابر حملهٔ مغول تنها می‌جنگیدند. قم با رهبری امامزاده جعفر (جعفر شهید) و بدون هیچ پشتیبانی، تنها سه روز مقاومت کرد. سبزوار، نیشابور و دیگر شهرها نیز همین سرنوشت را داشتند. اما امروز ایران تحت حاکمیت متمرکز و مقتدر ولایت فقیه و با برخورداری از نیروهای مسلح یکپارچه (ارتش، سپاه، بسیج) به قدرتی بازدارنده در برابر بزرگ‌ترین ابرقدرت‌های جهان تبدیل شده است. نتیجه آنکه ایران امروز را با چیزی نمی‌توان تهدید کرد.

 خبرگزاری بین المللی اهل بیت علیهم السلام ـ ابنا: ایران در آستانهٔ حملهٔ مغول (میانه‌های قرن هفتم هجری) فاقد هرگونه حاکمیت متمرکز و نیروی نظامی ملی بود. شهرها به صورت ملوک‌الطوایفی و تنها با تکیه بر توان محلی خود اداره می‌شدند. قم به‌عنوان یک شهر شیعه‌نشین، بدون پشتیبانی از پایتخت خلافت در بغداد یا حکومت مرکزی در همدان، با زعامت فردی به نام شاه جعفر که از نوادگان امام کاظم (ع) و نقیب علویان بود، توانست بدون داشتن امکانات نظامی به مدت سه روز در برابر مهاجمان مغول مقاومت کند. ایران دیگر آن ایران قرنها قبل نیست، امروز و پس از انقلاب اسلامی، ایران تحت حاکمیت مقتدر ولایت فقیه و با برخورداری از نیروهای مسلح یکپارچه (ارتش، سپاه، بسیج) به قدرتی بازدارنده در برابر بزرگ‌ترین ابرقدرت‌ها تبدیل شده و دیگر «تهدیدپذیر» نیست.

این نوشته در پنج بخش تنظیم شده است:

 بخش اول: ایران در آستانهٔ حملهٔ مغول؛ کشوری بدون حکومت مرکزی

 ۱-۱. ساختار ملوک‌الطوایفی

 از فروپاشی ساسانیان تا حملهٔ مغول، ایران هرگز یک «کشور‑ملت» متمرکز به معنای امروزی نداشت. خلافت عباسی در بغداد، اگرچه از نظر صوری خلیفه را حاکم شرعی مسلمانان می‌دانست، اما عملاً قدرت اجرایی و نظامی در ایران در دست فرمانروایان محلی (طاهریان، صفاریان، سامانیان، آل بویه، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) بود. نکتهٔ کلیدی این است که هیچ‌یک از این سلسله‌ها نتوانستند یک ارتش ملی و دائمی در سراسر ایران ایجاد کنند. هر حاکمی با نیروی ایلی و مزدوران محلی قلمرو خود را حفظ می‌کرد.

 ۱-۲. نبود حاکمیت نظامی یکپارچه

 در چنین ساختاری، اگر دشمنی به یک شهر حمله می‌کرد، آن شهر کاملاً تنها بود، هیچ قرارگاه مرکزی برای هماهنگی دفاع وجود نداشت. هیچ پشتیبانی لجستیکی از شهری به شهر دیگر صورت نمی‌گرفت. هر شهر به توان شبه‌نظامیان محلی، جوانان مسلح و چند سرباز حکومتی خود وابسته بود. به عبارت دقیق‌تر: ایرانِ آن روز «یک کشور» نبود، بلکه «مجموعه‌ای از شهرهای خودگردان» بود که گاه با هم رقیب بودند.

 بخش دوم: قم در آستانهٔ حمله؛ شهری با رهبری شرعی اما بدون ارتش

 ۲-۱. قم زیر سایهٔ امامزاده جعفر (جعفر شهید)

 در آن سال‌ها (حدود ۶۵۰-۶۵۶ قمری)، قم تحت تأثیر شرعی و اجتماعی شخصیتی به نام امامزاده جعفر (که امروز آرامگاهش در قم زیارتگاه است) اداره می‌شد. ایشان مرجع حل مشکلات مردم (جوانان، پیرمردان، زنان، کودکان و همهٔ اقوام) بودند و منزل ایشان محل رفت و آمد همهٔ اقشار بود چرا که ایشان عالمی اهل فضل و علم بودند. اما مهم‌تر اینکه ایشان حاکم نظامی نبود. هیچ لشکری، هیچ دژی مستحکم، هیچ توپ و منجنیقی در اختیار نداشت. تنها سلاح او نفوذ اخلاقی و معنوی بود.

 ۲-۲. آوه و تحریک مغول به حمله به قم

 مغول‌ها که از شرق وارد شده بودند، قصد اصلی‌شان تصرف همدان (مرکز حکومت آن روز) بود. مسیر آنها از ساوه می‌گذشت. در اطراف قم، منطقه‌ای به نام آوه (یا اوه) قرار داشت که مردم آن ناصبی (دشمن سرسخت شیعیان) بودند. این ناصبی‌ها به مغول‌ها گفتند: «قم مرکز شیعیان است و باید نابود شود.» در نتیجه، مغول از مسیر اصلی منحرف شد و به قم حمله کرد.

 ۲-۳. سه روز مقاومت، یک افتخار تاریخی

 بر اساس کتاب‌های محلی مانند «جعفر شهید» و «تاریخ شهدای قم»، مردم قم با کمترین امکانات، تنها به رهبری معنوی امامزاده جعفر، سه روز تمام در برابر سپاه مغول ایستادگی کردند. پس از سقوط شهر، امامزاده جعفر به شهادت رسید و لقب «جعفر شهید» گرفت. نکتهٔ عبرت‌آموز این بخش از تاریخ آن است که همین سه روز مقاومت، در شرایط فقدان کامل حاکمیت مرکزی و ارتش ملی، نشان داد که مردم قم اگر ابزار داشتند، بسیار بیشتر می‌توانستند بایستند. اما تنهایی و نبود پشتوانهٔ ملی، آنها را محکوم به شکست کرد.

 بخش سوم: دیگر شهرها نیز تنها جنگیدند

 ۳-۱. سبزوار و سربداران

 در همان دوره، منطقهٔ سبزوار بعدها شاهد قیام سربداران بود. آنها نیز بدون هیچ پشتیبانی از مرکز، با تکیه بر غیرت محلی در برابر مغول‌ها و سپس حکام ایلخانی ایستادند. اگرچه برخی پیروزی‌های محلی به دست آوردند، اما به دلیل نبود یک فرماندهی ملی، نهایتاً از میان رفتند.

 ۳-۲. دیگر شهرهای مقاوم

 نیشابور: سه بار قتل عام شد. هر بار تنها مقاومت کرد.

 مرو: بدون کمک از شهرهای دیگر سقوط کرد.

 ری: در مسیر مستقیم مغول بود، اما هیچ کمکی از اصفهان یا همدان دریافت نکرد.

 همدان: خود هدف اصلی بود، اما وقتی مغول رسید، نه از بغداد کمکی آمد و نه از فارس.

خلاصه آن که الگوی ثابت در تمام ایران آن روز، «مقاومت تنها» توسط مردم هر شهر بود و حکومت مرکزی و ارتش مرکزی و مستقلی وجود نداشت که از مردم در برابر هجوم بیگانگان دفاع کند.

  بخش چهارم: درس بزرگ تاریخ؛ قدرت پراکنده = شکست حتمی

 حملهٔ مغول به روشنی ثابت کرد:

 کشوری که حاکمیت مرکزی مقتدر نداشته باشد، در برابر هر مهاجمی آسیب‌پذیر است.

 نبودن نیروهای مسلح یکپارچه (ارتش ملی) به معنای نابودی شهر به شهر است.

 متکی بودن به توان محلی، هرچند شرافتمندانه، اما در برابر دشمنی با سازماندهی بالا (مثل مغول) ناکارآمد است.

 این سه درس، تلخ اما واقعی، در تاریخ ایران بارها تکرار شد: از حملهٔ اسکندر تا حملهٔ اعراب و سپس مغول و تیمور و افغان‌ها.

 بخش پنجم: ایران امروز؛ نقطهٔ مقابل کامل آن دوران

 ۵-۱. حاکمیت متمرکز و مستقل تحت ولایت فقیه

 امروز ایران نه تنها یک حکومت مرکزی دارد، بلکه این حکومت مستقل، مقتدر و بر اساس قانون اساسی اداره می‌شود. ولایت فقیه به‌عنوان عالی‌ترین مقام سیاسی و نظامی، همهٔ نیروهای کشور را در یک راستا هماهنگ می‌کند. این همان «نقطهٔ مقابل ملوک‌الطوایفی» است: به جای حاکمان محلی متفرق، یک فرماندهی واحد.

 ۵-۲. نیروهای مسلح یکپارچه؛ ارتش + سپاه + بسیج

 برخلاف ایران قرن هفتم که حتی یک تفنگچی از شهری به شهر دیگر نمی‌رفت، امروز ایران دارای:

 ارتش جمهوری اسلامی ایران: نیروی زمینی، هوایی، دریایی و پدافند هوایی

 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: با نیروی قدس، نیروی دریایی، هوافضا و زمینی

 بسیج مستضعفین: میلیونی و مردمی

 فراجا: تأمین امنیت داخلی

 تمامی این نیروها زیر یک فرماندهی کل واحده (مقام معظم رهبری) عمل می‌کنند. هیچ استانی، هیچ شهری، هیچ شهرکی بدون پشتیبانی ملی نیست.

 ۵-۳. قدرت بازدارندگی در برابر ابرقدرت‌ها

 ایران امروز در برابر آمریکا و اسرائیل (بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی و فناورانهٔ جهان) ایستاده است. این ادعا نه شعاری، که با شواهد عینی اثبات شده:

 عملیات وعده صادق: پاسخ مستقیم به تجاوز اسرائیل به خاک ایران

 پدافند هوایی بومی: رهگیری و انهدام موشک‌های پیشرفته

 موشک‌های دوربرد و هایپرسونیک: بازدارندگی تهاجمی

 دفاع از حرم در سوریه و عراق: اثبات قدرت فرامنطقه‌ای

 هیچ یک از این توانایی‌ها در قرن هفتم وجود نداشت. قمِ آن روز با سه روز مقاومت افتخار کرد، اما ایرانِ امروز می‌تواند ماه‌ها و سال‌ها در برابر هر تهدیدی بایستد.

 نتیجه‌گیری: ایرانِ متحد و مقتدر، تهدیدناپذیر است.

 ایران قرن هفتم (حمله مغول) دارای حاکمیت ملوک‌الطوایفی، پراکنده با شبه‌نظامیان بدون سلاح قوی و پشتیبانی پایتخت که در برابر هر متجاوزی با اندک مقاومتی مجبور به تسلیم شدن بود اما ایران امروز (۱۴۰۴ هجری شمسی) با حکومتی متمرکز، تمام نیروهای نظامی تحت ولایت فقیه به صورت یکپارچه با هماهنگی کامل سراسری، توان مقاومت در برابر بزرگترین ابرقدرتهای جهان را نه به مدت 40 روز که به مدت سال ها نیز دارد.
 تاریخ قم و سبزوار و نیشابور به ما آموخت که تنهایی و پراکنده نمی توان در برابر دشمنان ایستادگی کرد. امروز به برکت انقلاب اسلامی، حاکمیت ولایت فقیه و نیروهای مسلح یکپارچه، ایران دیگر آن کشور بی‌پناه نیست. کشوری که با دست خالی سه روز در برابر مغول ایستاد، امروز با موشک‌های هایپرسونیک در برابر آمریکا و اسرائیل قد علم کرده است.
ایران امروز را با چیزی نمی‌توان تهدید کرد.

 زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.


 منابع:

 1. تاریخ قم، حسن بن محمد قمی (ترجمهٔ حسن بن علی قمی)

 2. جعفر شهید، سعید محمدی

 3. جامع التواریخ، رشیدالدین فضل‌الله همدانی

 4. حملهٔ مغول به ایران، شیرین بیانی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha