۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۷
چه کسانی از شفاعت محروم می‌شوند؟

برخی از آیات قرآن، «شفاعت» را به کلی نفی می کند، مانند آیه ۴۸ سوره مدّثّر که می فرماید: «شفاعت شفاعت کنندگان به حال آنها سودی نمی بخشد». این آیه گرچه هرگونه شفاعت را به طور کلی در مورد این گروه نفی می کند؛ ولی تعبیر به «شافعین» که ظهور در فعلیت دارد نشان می دهد در آن روز شفاعت کنندگان و شفاعت شوندگانی هستند؛ ولی شفاعت آنها شامل حال گروهی که پیوسته روز قیامت را تکذیب می کردند و نماز و اطعام مسکین را به کلی ترک کرده بودند، نمی شود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: در «قرآن مجید»، آیاتی وجود دارند که شفاعت را به کلی نفی می کنند. به عنوان نمونه خداوند در سوره مدّثّر، آیه ۴۸ بعد از ذکر قسمتی از حالات مجرمانِ بی ایمان در دوزخ و گفتگوی بهشتیان با آنان می فرماید: (شفاعتِ شفاعت کنندگان به حال آنها سودی نمی بخشد)؛ «فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ».


این آیه گرچه هرگونه شفاعت را در مورد این گروه به طور کلی نفی می کند (اعم از شفاعت انبیاء، اوصیاء، فرشتگان، صدّیقین، شهداء و صالحین) ولی تعبیر به «شافعین» که ظهور در فعلیت دارد نشان می دهد در آن روز شفاعت کنندگان و شفاعت شوندگانی هستند؛ ولی شفاعت آنها شامل حال این گروه که پیوسته روز قیامت را تکذیب می کردند و نماز و اطعام مسکین را به کلی ترک کرده بودند، نمی شود.
تعبیر به «فَمَا تَنْفَعُهُمْ»؛ (بنابراین، شفاعت سودی به حال آنها ندارد) نیز نشان می دهد که وضع حال و اعمال و عقائد آنها چنین محرومیتی را به دنبال آورده است.


روی این حساب اگرچه این آیه، جزء آیاتِ نفی شفاعت است؛ ولی در متن آن و به طور ضمنی اثبات شفاعت به صورت سربسته آمده است.


علاوه بر این در سوره «بقره»، آیه ۴۸ نیز شفاعت نفی شده، می فرماید: (از آن روز بترسید که هیچ کس مجازات دیگری را نمی پذیرد و شفاعت نیز از او پذیرفته نخواهد شد و غرامتی [برای آزاد کردن از عذاب] از او نمی گیرند و کسی به یاریش بر نمی خیزد)؛ «وَ اتَّقُوا یَوْماً لَا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لَا یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَ لَا یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لَا هُمْ یُنْصَرُونَ».


گرچه مخاطب در این آیه - به قرینه آیه سابقِ بر آن - قوم یهودند؛ ولی حکم آیه جنبه عمومیت دارد و تمام راه های نجات را به روی خلافکاران می بندد و از میان آنها به چهار طریق مهم که در این دنیا وسیله نجات بسیاری از مجرمان می گردد اشاره شده است:


نخست اینکه کسی جریمه دیگری را بر عهده گیرد، دوّم شخص آبرومندی برای او شفاعت کند، سوّم با پرداخت غرامت از مجازات عفوّ شود، چهارم گروهی به یاریش برخیزند و او را از چنگال مجازات رهایی بخشند، در قیامت هیچ یکی از اینها مفهومی نخواهد داشت.


سخن در این است که در اینجا شفاعت به طور کلّی نفی شده است؛ ولی آیا این مخصوص به قوم یهود است که راه کفر و عِناد و دشمنی با حقّ را پیش گرفته بودند و حتّی انبیاء الهی را به قتل می رساندند، بنابراین منافاتی با آیات شفاعت و روایات متواتری که می گوید: پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و سایر معصومین برای گنهکارانِ این امّت شفاعت می کنند ندارد.


و یا اینکه آیه ناظر به پندار یهود است که گمان می کردند پدرانشان در قیامت برای آنها شفاعت می کنند، آیه خطّ بطلان بر این پندار می کشد و آنها را مأیوس می سازد یا اینکه ظاهر آیه، اطلاق دارد و هر نوع شفاعتی را درباره هر کسی نفی می کند.


با توجه به آیات دیگری که در مورد شفاعت آمده است به ضمیمه روایات متواتره و اجماع امّت، آیه مخصوص کفّار و افرادی است که بر اثر گناهان سنگین از شفاعت محرومند. بنابراین آیه فوق به منزله عموم است و آیات دیگر جنبه خصوصی دارند و آن را تخصیص می زنند و هرگونه ابهامی را در این زمینه برطرف می سازند. (۱)


پی نوشت:

(۱). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ‌۱۳۸۶ شمسی، چاپ: نهم، ج ۶، ص ۵۰۹.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha