۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۴
منبع: ایرنا
روایت سفیر ایران از دیپلماسی در قلب واتیکان/مختاری: به مشاور پاپ گفتم سکوت جایز نیست + ویدیو

سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان در گفت‌وگویی شنیدنی با خبرنگار ایرنا، از پشت‌صحنه دیپلماسی ایران در قلب جهان کاتولیک روایت کرد و گفت که در بحبوحه جنگ تحمیلی به مشاور پاپ تأکید کرده است سکوت در برابر تجاوز و کشتار مردم بی‌گناه برای ملت ایران، حوزه‌های علمیه و وجدان دینی جهان پذیرفتنی نیست. او همچنین از حیرت مقام‌ها و نمایندگان مستقر در واتیکان نسبت به تعابیر رهبر شهید انقلاب درباره حضرت عیسی (ع) و مسیحیت پرده برداشت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین مختاری، سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان، در این گفت‌وگو از یکی از حساس‌ترین لحظات مأموریت خود پرده برمی‌دارد؛ شبی که در اوج حملات و کشتار مردم بی‌گناه، با ارسال ایمیلی فوری خواستار دیدار با یکی از مقام‌های عالی واتیکان شد و صبح زود، در دیداری کم‌سابقه، با صراحت به او گفت که ملت ایران، حوزه‌های علمیه و وجدان دینی جهان، سکوت در برابر تجاوز و خون‌ریزی را نمی‌پذیرند و این سکوت با هیچ معیار دینی و انسانی قابل توجیه نیست.

او در ادامه، از روایت‌هایی می‌گوید که دیپلماسی رسمی را به صحنه‌ای انسانی و تأثیرگذار بدل کرده است؛ از جمله دیداری که در آن تصاویر کودکان شهید مدرسه شجره طیبه و مناطق هدف قرارگرفته را مقابل یکی از مقام‌های ارشد واتیکان قرار داد و واکنشی دید که به گفته او «همان چیزی بود که باید دیده می‌شد»؛ سکوتی سنگین، سر فرو افتاده و تأثری عمیق که نشان می‌داد واقعیت‌های میدان، فراتر از روایت‌های رسمی، می‌تواند مخاطب را در قلب اروپا نیز با حقیقت آنچه گذشته روبه‌رو کند.

 چه شد به عنوان سفیر ایران در واتیکان اعزام شدید؟

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین مختاری: ابتدا شهادت امام شهیدمان آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و همه فرماندهان، دانشمندان و هم‌وطنانمان، اعم از کودکان و زنان، به‌ویژه دانش‌آموزان دبستان شجره طیبه را تسلیت می‌گویم.

سؤال خوبی مطرح کردید. واقعیت این است که هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم که روزی به‌عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان مأموریتم را آغاز کنم. در زمان رئیس‌جمهور شهید، آیت‌الله رئیسی، از چند کانال با من تماس گرفته شد و پرسیدند چه کسی را برای سفارت ایران در واتیکان پیشنهاد می‌کنید. به یاد دارم به اعتبار اینکه در عرصه بین‌الملل تحصیل کرده و فعالیت‌های تبلیغی داشتم، دو یا سه نفر را معرفی کردم. اما ناگهان دیدم قضیه برعکس شد و این مسئولیت به خود من پیشنهاد شد. ابتدا مخالفت کردم و گفتم اجازه بدهید به کارهای علمی و آکادمیک خود در حوزه و دانشگاه برسم. تا اینکه حضرت آیت‌الله رئیسی در جلسه‌ای به من فرمودند، شما در خارج درس خوانده‌اید، زبان می‌دانید، رشته شما فلسفه است و در گفت‌وگوهای بین‌ادیانی کار کرده‌اید، بنابراین گزینه مناسبی هستید. خلاصه در این زمینه با هم مفصل صحبت کردیم.

جا دارد اشاره کنم که موضوع را با حضرت آیت‌الله العظمی نوری همدانی هم مطرح کردم. عرض کردم چنین پیشنهادی به من شده است. ایشان بلافاصله فرمودند: «بپذیرید.» وقتی دلیل این توصیه را پرسیدم، فرمودند، واتیکان از ظرفیت عظیمی برخوردار است و شما می‌توانید آنچه را خوانده و فرا گرفته‌اید، در پرتو یک مطالعه تطبیقی به منصه ظهور برسانید. از طرفی امروز بسیاری از تنش‌هایی را که استکبار جهانی برای کشور و نظام ما ایجاد کرده و ذهنیت‌های منفی‌ای را که ساخته است، می‌توان از این کانال کاهش داد و واقعیت‌های عینی جامعه را به دنیا منتقل کرد.

بنابراین اعلام آمادگی کردم و با وجود وابستگی‌هایی که به حوزه داشتم، پذیرفتم که برای خدمت به کشور و حوزه‌های علمی به این مأموریت بروم. پس از قطعی شدن موضوع، افتخار داشتم به محضر مقام معظم رهبری برسم و از ایشان خواستم در ابتدای مأموریت توصیه‌ای بفرمایند تا آن را به‌عنوان توشه سفر کاری خود داشته باشم.

البته این را هم بگویم که امام شهید ما واتیکان را خوب می‌شناختند و کاملاً به آن اشراف داشتند. ایشان فرمودند، سفارت واتیکان با همه سفارتخانه‌ها فرق می‌کند، زیرا سایر سفارتخانه‌ها بیشتر بُعد سیاسی و دیپلماتیک دارند و در حوزه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی فعالیت می‌کنند، اما شما در آنجا دو وجهه دارید؛ یک وجهه علمی و دینی و یک وجهه سیاسی. این دو وجهه باید به‌صورت متوازن حفظ شود. هیچ‌کدام نباید بر دیگری اولویت پیدا کند. وجهه علمی و دینی شما باید محفوظ بماند و وجهه سیاسی شما هم باید مصون باشد. این دو باید کنار هم باشند و یکی بر دیگری چیره نشود.

در ملاقات با رهبر شهید انقلاب، کدام توصیه ایشان برای شما سرلوحه قرار گرفت؟

امام شهید معتقد بودند که ضرورتی ندارد وارد مباحث اختلافی شویم که معمولاً محل منازعه است. ایشان تأکید داشتند که باید از ظرفیت‌های مشترک و وجوه هم‌گرایی استفاده کرد. یکی از موضوعاتی که مقام معظم رهبری بسیار بر آن تأکید داشتند، مساله معنویت جوانان بود. ایشان در نامه‌هایی که به جوانان اروپا و آمریکا نوشتند، درباره بحران معنوی نسل جوان هشدار دادند.

خود این موضوع هم داستانی دارد. دفتر نشر آثار حضرت آقا، گزیده‌ای از بیانات رهبری خطاب به جوانان غرب را به‌صورت لوحی نفیس آماده کرده بود. عبارت‌هایی در این مجموعه وجود داشت که بسیار تأثیرگذار و برخوردار از غنای خاصی بود، هرچند همه بخش‌های دیگر آن هم غنی بود. به من پیشنهاد شد که این لوح را به زبان ایتالیایی به پاپ فرانسیس تقدیم کنم. اتفاقاً ملاقاتی پیش آمد و من این لوح زیبا را با خود بردم و در یک ملاقات خصوصی به پاپ فرانسیس تحویل دادم.

خیلی جالب بود. پاپ فرانسیس هر جمله‌ای را که می‌خواند، می‌گفت، بله، این رهبر عالی‌قدر شما به نکات خوبی اشاره کرده است. مشکل جوانان ما همین‌هاست. بعدها در سفری که خدمت آقا رسیدم، این گزارش را ارائه کردم. عرض کردم گزیده نامه حضرت‌عالی را به جناب پاپ فرانسیس دادم و ایشان ضمن ابلاغ سلام، چنین مطالبی را به من گفتند. البته امام شهید ما جمله‌ای فرمودند که اینجا برای شما نقل می‌کنم. وقتی گفتم پاپ گفته است این مشکل جوانان ما هم هست، آقا تبسمی کردند و فرمودند، می‌خواستید بگویید مشکل جوانان شما در غرب بیش از مشکل جوانان ماست.

نکته کلیدی دیگری که امام شهید بر آن تأکید داشتند، برگزاری نشست‌های بین‌الادیانی با حضور نخبگان بود. تأکید ایشان این بود که اگر کسی از حوزه علمیه یا دانشگاه‌های ایران قرار است در چنین نشست علمی‌ای شرکت کند، باید صاحب‌نظر باشد و نقطه مجهولی در جلسه باقی نماند. اگر سؤال یا شبهه‌ای مطرح می‌شود، او باید بتواند ابتکار به خرج دهد و پاسخ بدهد.

از مقامات واتیکان برای سفر به تهران و جشن هفت دهه روابط دوجانبه دعوت به عمل آمده است

روابط جمهوری اسلامی ایران و واتیکان عموماً در چارچوب گفت‌وگوی ادیان توصیف می‌شود، اما به نظر می‌رسد در چند سال اخیر و به‌ویژه پس از انتخاب پاپ جدید، این رابطه ابعاد سیاسی، انسانی و تمدنی پررنگ‌تری پیدا کرده است. شما جایگاه امروز روابط تهران و واتیکان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من در این دو سال و اندی که این مسئولیت را برعهده داشته‌ام، تمام تلاشم بر ارتقای روابط بوده و سعی کرده‌ام موانع موجود کنار زده شود. به هر حال، ما با دو نظام دینی روبه‌رو هستیم؛ یکی واتیکان و مقر مقدس و دیگری جمهوری اسلامی ایران. نباید به واتیکان صرفاً از منظر قلمرو سرزمینی محدود آن نگاه کرد. ظرفیت واتیکان در جهان، به گستردگی عالم است و این بسیار مهم است.

یک وجه مشترک مهم میان ما همین است که هر دو نظام، بر اساس آموزه‌های دینی سخن می‌گویند. وقتی از اخلاق، صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز صحبت می‌کنند، این سخن بر پایه تعالیم و مبانی وحیانی و دینی است؛ یعنی از روی اعتقاد است، نه بر اساس مصالح شخصی، طایفه‌ای یا مقطعی.

این نکته بسیار مهم است و مقامات واتیکان می‌دانند که وقتی رهبر انقلاب و مسئولان نظام از صلح و عدالت سخن می‌گویند، این مواضع برخاسته از اعتقادات دینی آنهاست. آنان به‌هیچ‌وجه حاضر نیستند پدیده‌ای مانند عدالت اجتماعی جای خود را به پدیده‌ای منفی بدهد. سخنان آنان جنبه شعاری ندارد و می‌خواهند آن را عملیاتی کنند. در این زمینه، ما اشتراک داریم.

از همین رو، من به جناب نخست‌وزیر واتیکان و پاپ پیشنهاد کردم که جشن روابط هفتاد ساله واتیکان و ایران را در تهران برگزار کنیم. امام خمینی(ره)، برخلاف نظر برخی که می‌پرسیدند چرا باید با واتیکان ارتباط داشته باشیم، تأکید داشتند که اتفاقاً این ارتباط باید بیشتر شود. شاید دلیل این نگاه، همین ظرفیت دینی دو نظام و دو ساختار باشد.

من پیشنهاد کردم که جناب نخست‌وزیر واتیکان به ایران دعوت شوند. در این زمینه، هماهنگی‌هایی هم با دفتر مقام معظم رهبری و وزارت محترم امور خارجه انجام شد و تمهیدات دعوت ایشان در نظر گرفته شد، البته هنوز عملیاتی نشده و فعلاً در حد یک ایده است. سپس با جریانات جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان که استکبار جهانی و رژیم بی‌ریشه صهیونیستی ایجاد کردند، روبه‌رو شدیم و این طرح‌ها متوقف ماند. با این حال، ما همچنان بنا داریم و آنها هم پذیرفته‌اند که روابط بیش از هفتاد ساله خود را مرور کنیم.

معمولاً روابط بین‌المللی میان دو یا چند کشور فراز و نشیب‌هایی دارد، اما قطعاً می‌توان به‌گونه‌ای تعادل برقرار کرد. به نظر ما آمد که با سفر جناب نخست‌وزیر واتیکان به ایران، که البته باید در آینده روی آن کار شود، فصل جدیدی در روابط میان مقر مقدس و جمهوری اسلامی ایران آغاز خواهد شد. ما بنا داریم همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند، هم سطح روابط دیپلماتیک و سیاسی را حفظ کنیم و هم در کنار آن، روابط بین‌الادیانی را در جایگاه خود نگه داریم.

ما تلاش کرده‌ایم در هر دو سطح موازنه برقرار شود. برای نمونه، در مذاکرات هسته‌ای که در رم برگزار شد، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ملاقاتی با نخست‌وزیر واتیکان داشتند و بسیاری از پرسش‌ها را همان‌جا، با ذکاوتی که دارند، برای ایشان تشریح کردند. بعدها هم در جلساتی که داشتم، چه درباره روابط بین‌المللی و چه درباره مصوباتی که معمولاً در سازمان‌های بین‌المللی علیه ما تصویب می‌شود، توضیح می‌دادم. حتی در جلسه‌ای رسمی با حضور سفرا و وزیر خارجه واتیکان، که معمولاً سالانه برگزار می‌شود، حضور پیدا می‌کردم و مواضع جمهوری اسلامی ایران را تشریح می‌کردم.

رژیم کودک‌کش اسرائیل حق متهم‌کردن ایران را ندارد

این نکته جالبی است که می‌خواهم خدمت شما عرض کنم و شاید تاکنون نگفته باشم. در یکی از این جلسات، سفیر روسیاه رژیم صهیونیستی در همان جنگ ۱۲ روزه برخاست و تلاش کرد تجاوز آنها را توجیه کند. ادعا کرد که ما عملیات پیش‌دستانه انجام دادیم و ایران را به تروریسم متهم و مطالبی از این دست را مطرح کرد. من با خودم گفتم اینجا قطعاً باید برخیزم و پاسخ بدهم. همه سفرا، از جمله سفیر آمریکا، در جلسه حضور داشتند. خدا را شکر که به زبان مسلط بودم و همان‌جا متوجه شدم چه می‌گوید. بسیار منقلب شدم و یاد شهدا و هم‌سنگران شهیدم افتادم. با خودم گفتم اگر بلند نشوی، یعنی تأیید کرده‌ای. وقت گرفتم، بلند شدم و حدود ۱۰ دقیقه پاسخ دادم.

گفتم این نماینده رژیم صهیونیستی که اکنون اینجا بلبل‌زبانی می‌کند و ما و مسئولان ما را تروریست می‌خواند، فراموش کرده است که نتانیاهو محکومیت بین‌المللی دارد و حتی در فضای ایتالیا هم نمی‌تواند آزادانه حضور پیدا کند. مهم‌تر از همه اینکه یک رژیم کودک‌کش چنین ادعاهایی را مطرح می‌کند. در همان جلسه گفتم بسیاری از همکاران ما مادر هستند و حتماً احساسات مادرانه‌شان اجازه نمی‌دهد بپذیرند که یک رژیم کودک‌کش چنین ادعاهایی را مطرح کند. همان روز ۷۹ کودک در غزه بر اثر قحطی جان خود را از دست داده‌ بودند و پرسیدم آیا ما انسانیم و از حقوق بشر دم می‌زنیم؟

این سخنان چنان تأثیر گذاشت که فضای جلسه تغییر کرد، زیرا برخی مرعوب هستند و سخن نمی‌گویند. اتفاقاً وزیر خارجه واتیکان هم در آن جلسه حضور داشت. من ادامه دادم و گفتم این‌ها چند روز است به کشور ما تجاوز کرده‌اند، فرماندهان ما را به شهادت رسانده‌اند و هم‌وطنان ما، زنان و کودکان را هدف قرار داده‌اند. پس سازمان‌های بین‌المللی و مجامع حقوق بشری کجا هستند؟ گفتم فقط آمریکا از این‌ها حمایت می‌کند، در حالی که سفیر آمریکا هم در جلسه حضور داشت.

بعد از این سخنان، نماینده سفیر روسیه هم وقت گرفت و انصافاً محکم ایستاد. او گفت همان‌طور که سفیر ایران توضیح داد، این یک تجاوز آشکار و برخلاف منشور ملل متحد است و اسرائیلی‌ها حق نداشتند چنین کاری انجام دهند. با این موضع‌گیری، باب سخن باز شد و فرد دیگری هم بلند شد و صحبت کرد.

می‌خواهم بگویم در بُعد سیاسی هم می‌توان از حقوق کشور دفاع کرد. وقتی من بیانیه‌ای صادر می‌کنم، علاوه بر اینکه در دبیرخانه واتیکان ثبت می‌شود، کلیساهای سراسر جهان هم از آن مطلع می‌شوند. وقتی مصاحبه می‌کنم، از مظلومیت کشورمان دفاع می‌کنیم. وقتی خبرنگار واتیکان آن را در روزنامه رسمی یا سایت رسمی‌شان منتشر می‌کند، کشیش و اسقف در برزیل، پاراگوئه، آسیا و دیگر نقاط جهان آن را می‌خوانند.

وقتی سفیر در واتیکان سخنی می‌گوید، یعنی عالمان دینی آنها در سراسر جهان آن را می‌خوانند. بنابراین وقتی حضرت آیت‌الله نوری همدانی و دیگر بزرگان فرمودند اینجا یک ظرفیت است، ناظر به همین واقعیت بود. ما باید از این مسیر از حقوق خود، کشور و ملت خود دفاع کنیم.

با توجه به جایگاه واتیکان در افکار عمومی مسیحیان جهان، سفارت جمهوری اسلامی ایران در واتیکان چه اقدامات و اولویت‌هایی را برای معرفی دقیق‌تر دیدگاه‌ها و مواضع ایران دنبال کرده است؟

در این مدت سه یا چهار کار اساسی صورت گرفته است، اما در زمان جنگ تحمیلی، این فعالیت‌ها چند برابر شد. نخستین کاری که صورت گرفت، صدور بیانیه‌های مختلف بود، زیرا سفیر و سفارت اعتبار سیاسی دارند و وقتی مصاحبه یا بیانیه‌ای منتشر می‌شود، بازتاب خاص خود را پیدا می‌کند.

بیشتر این بیانیه‌ها هم جنبه چالشی داشت. همان‌طور که امام شهید ما در نامه به جوانان غرب مطرح کرده بودند که اگر عیسی مسیح امروز در میان ما بود، چه می‌کرد؟ آیا این همه ظلم، ستم، قتل و غارتی را که در غزه و دیگر نقاط جهان جریان دارد، تماشا می‌کرد؟ من هم با همین رویکرد وارد شدم. این سبک را از مقام معظم رهبری گرفتم و در بیانیه‌ها می‌گفتم که در انجیل چنین آمده است، پس چرا سکوت اختیار کرده‌اید؟ چرا مقامات واتیکان در برابر این ظلم فاحش که تاریکی بزرگی ایجاد کرده است، سکوت کرده‌اند؟

از این زاویه بیشتر وارد شدم و به نظرم این رویکرد به‌گونه‌ای پاسخ می‌داد. البته تلاش می‌کردم نشست‌های حضوری هم داشته باشم و وقت ملاقات بگیرم. شاید ملاقات با پاپ کمتر انجام شود، زیرا تصمیم‌گیرندگان اصلی در این حوزه بیشتر نخست‌وزیر، وزیر خارجه یا معاون نخست‌وزیر واتیکان هستند.

وقتی نخست‌وزیر واتیکان تصاویر شهدای میناب را دید، سرش را پایین انداخت و به‌شدت ناراحت شد

چندی پیش از نخست‌وزیر واتیکان وقت گرفتم. در همین جنگ رمضان، با ایشان نشستم و گفت‌وگو کردم. فیلم‌ها و کلیپ‌هایی را با خود بردم؛ از جمله تصاویر مربوط به شهادت دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه و تعدادی از تصاویر کودکان خردسال و معصوم را به ایشان نشان دادم. همه را مقابل ایشان گذاشتم و گفتم این‌ها واقعیت ماجراست. ایشان وقت گذاشت و همه تصاویر را دید.

حتی تصاویر منطقه ارامنه را که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها هدف قرار داده بودند، نشان دادم و گفتم، ببینید، این‌ها اصلاً دین ندارند و به هیچ دینی اعتقاد ندارند. این‌ها هم‌وطنان مسیحی ما هستند؛ ارامنه ما هستند؛ مسیحیان ارمنی که شهید شده‌اند.

البته در ایتالیا و به‌طور کلی در غرب، معمولاً منابع رسانه‌ای از جریان‌های معاند تغذیه می‌شوند و بسیاری از مطالبی که منتشر می‌کنند، خلاف واقع است. اما وقتی واقعیت‌ها را مستند و عینی می‌شنوند، قطعاً به‌عنوان انسان تأثیر می‌پذیرند. من دیدم وقتی نخست‌وزیر تصاویر بچه‌ها و فیلم‌ها را دید، سرش را پایین انداخت و به‌شدت ناراحت شد. من هم همین را می‌خواستم؛ می‌خواستم روح و باطن او را تحت تأثیر قرار دهم. بنابراین باید از این ظرفیت استفاده کرد.

در این مدت، سه یا چهار مصاحبه مطبوعاتی هم داشتم. خبرنگارانی از ایتالیا و واتیکان آمدند و در بسیاری از این مصاحبه‌ها، عکس‌ها را با خود بردم و به آنها نشان دادم. باور کنید برخی از خبرنگاران اشک ریختند و گریه کردند، چون مادر بودند. وقتی برایشان نقل می‌کردم که امدادگر هلال احمر ما می‌گفت جایی فقط نشستم، اشک ریختم و هنوز هم وقتی یادم می‌آید گریه می‌کنم، به آنها گفتم من هم وقتی این روایت را شنیدم، گریه کردم.

ماجرا این بود که وقتی یک خانواده را هدف قرار دادند، همه اعضای خانواده به شهادت رسیدند و فقط یک کودک زنده ماند؛ کودکی که در آغوش مادرش بود. مادرش هم شهید شد، اما کودک زنده ماند و پیوسته مادرش را صدا می‌زد، در حالی که مادر جان داده بود. این روایت در مصاحبه‌های مطبوعاتی بسیار اثر گذاشت.

حتی به مدیر دفترمان تکلیف کردم که آنچه را گفته‌ام، پیش از چاپ حتماً ببینیم تا بعداً کسی شیطنت نکند. آنها هم عین همان مباحث را چاپ کردند یا به زبان ایتالیایی در فضای مجازی منتشر کردند.

به مشاور پاپ گفتم ملت ما سکوت واتیکان در برابر تجاوزگری را نمی‌پذیرد

به ملاقات‌های اخیر اشاره کردید. پاپ اخیراً مواضع صریحی درباره جنگ تحمیلی علیه ایران مطرح کرد که با واکنش کاخ سفید و رئیس‌جمهوری آمریکا روبه‌رو شد. شما پیش از این گفت‌وگو به نامه‌نگاری‌ها و تعاملاتی اشاره کردید که در زمینه جنگ با پاپ داشته‌اید. مایلم این موضوع را برای بینندگان ما توضیح دهید و بفرمایید چه نسبتی میان مواضع اخیر پاپ و گفت‌وگوهای دیپلماتیک ایران با واتیکان می‌بینید؟

دقیقاً یک روز پیش از آنکه پاپ به الجزایر سفر کند، من با یکی از مقام‌های عالی واتیکان ملاقات داشتم. موضوع این بود که زیرساخت‌های ما را هدف قرار می‌دادند و تهدید کرده بودند که زیرساخت‌های انرژی را هم خواهند زد.

از شب قبل بسیار ناراحت بودم. با خودم گفتم دنیا عجیب شده است؛ انگار هیچ قانونی حاکم نیست. ساعت ۱۱ شب به یکی از مقام‌های واتیکان ایمیل زدم و نوشتم که کار بسیار ضروری دارم و می‌خواهم فردا شما را ببینم. شاید ایشان هم برای خودش فکرهایی کرده بود، اما خیلی سریع، ساعت ۱۱ و نیم شب، به من پاسخ داد و نوشت که صبح ساعت هفت می‌توانید بیایید؟ من هم بلافاصله پاسخ دادم که بله، می‌توانم. گفت بسیار خوب، پس به محل اقامت من بیایید.

به محل اقامت ایشان رفتم، برایش توضیح دادم و واقعاً ناراحت بودم. گفتم؛ جناب کاردینال، من به‌عنوان یک عالم دینی نمی‌فهمم. آیا امروز چون جناب پاپ آمریکایی است، سکوت می‌کند؟ آیا ملاحظاتی دارد؟ یا خود واتیکان ملاحظاتی دارد؟ ملت ما این سکوت را نمی‌پذیرد. حوزه‌های علمیه ما هم نمی‌پذیرند. شاید در آینده، حوزه‌های ما در روابط بین‌الادیانی کنار بکشند. ما خواهان ارتقای روابط هستیم، اما دلسرد می‌شویم. شما وظیفه دینی خود را انجام بدهید. اصلاً سیاسی نه؛ بر اساس کتاب مقدس بگویید قتل و به خاک و خون کشیدن شهروندان غیرنظامی، تجاوز آشکار است.

چند دقیقه‌ای با او صحبت کردم و در حالی که ناراحت بودم، گفتم، نمی‌توانم این وضعیت را بپذیرم. خودم را نتوانسته‌ام قانع کنم، چطور می‌توانم بروم دولت و ملت خودم را قانع کنم؟ این اصلاً پذیرفتنی نیست.

او که متأثر شده بود، به من گفت، بسیار خوب. من یک ربع دیگر با جناب پاپ لئون چهاردهم جلسه دارم و اتفاقاً عازم آفریقا هم هستیم و من هم همراه ایشان می‌روم. به او گفتم، آقای کاردینال، پس کاری بکنید. پیام من را به ایشان برسانید. پذیرفت. وقتی داشت مرا بدرقه می‌کرد، گفتم: می‌خواهم نتیجه این پیام را ببینم.

الحمدلله خدا را شکر می‌کنم که همان روز، در مسیر سفر، جناب پاپ مصاحبه کرد و به فضل الهی و به برکت خون امام شهیدمان، فرماندهان، بی‌گناهان، کودکان و عزیزان ما در داخل کشور، این تلاش نتیجه داد.

پاپ در جایگاهی قرار دارد که سخنانش فراتر از مرزهای سیاسی شنیده می‌شود. به نظر شما واتیکان می‌تواند در برابر مسائلی مانند تحریم، تجاوز و فشارهایی که ماهیتی ضدانسانی دارند، مواضع صریح‌تری اتخاذ کند؟

ببینید، جایگاه، نفوذ و اعتبار معنوی شخص پاپ و مجموعه کلیسا در عرصه بین‌الملل بر هیچ‌کس پوشیده نیست. شما نگاه کنید، برای نمونه آقای بایدن بلند می‌شود، به دیدار پاپ فرانسیس می‌آید و دست او را می‌بوسد. کسانی که برای هر کسی خم نمی‌شوند، این کار را انجام می‌دهند و به آن افتخار هم می‌کنند. همان تصویر را هم بعداً در اتاق کار خود در کاخ سفید نصب می‌کنند. این نشان می‌دهد واتیکان جایگاه و اعتبار ویژه‌ای دارد.

رؤسای جمهور دیگر هم همین‌طور هستند. هر ماه، یک یا دو رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر یا رئیس کشور با افتخار به دیدار پاپ می‌آیند. اگر پاپ دو کلمه سخن بگوید، همان‌طور که دیدیم، بازتاب آن گاهی بیش از سخنان رئیس‌جمهور آمریکا خواهد بود.

به نظر من صراحت لهجه ایشان بسیار خوب بود و من هم نامه تشکر برایشان نوشتم و از ایشان و دبیرخانه واتیکان تقدیر کردم. در آن نامه نوشتم که از حمایت ایشان از مظلومان عالم، مقابله با خشونت، صیانت از صلح و امنیت جوامع و دفاع از عدالت اجتماعی تقدیر و تشکر می‌کنم.

البته باید از علما و بزرگان خودمان، به‌ویژه مراجع تقلید که با صدور پیام، رسماً از این موضع حق‌طلبانه پاپ قدردانی کردند، تشکر کنم. همان‌طور که عرض کردم، مواضع آنها (واتیکان) بیشتر برخاسته از اعتقادات دینی‌شان است. آقای پاپ هم در مصاحبه‌های خود تأکید کرد که از مسیح سخن می‌گوید و از انجیل الهام می‌گیرد و این را وظیفه خود می‌داند. گفت کار من ارشاد، هدایت و تنویر افکار عمومی است و اینکه فلان رئیس‌جمهور ناراحت شود یا نشود، در این مسیر تأثیری ندارد.

امروز اگر دولت‌ها در تأمین صلح و امنیت برای ملت‌ها با ناتوانی مواجه‌اند، نباید نقش دین و رهبران دینی را نادیده گرفت. مراجع عظام تقلید ما واقعاً پای کار بودند. بیش از سیصد نفر از اساتید حوزه و دانشگاه نامه نوشتند و من این‌ها را منتقل کردم. حتی مادران دانش‌آموزان شهید مدرسه شجره طیبه نیز نامه نوشتند. زمانی که پاپ در آفریقا بود، این نامه‌ها را به دست او رساندم. همان‌جا در پرواز، در مصاحبه‌ای گفت که نامه خانواده‌های این کودکان به دستش رسیده و متأثر شده است و از همان‌جا مواضع صریح‌تری اتخاذ کرد.

از این جهت باید واقعاً از مراجع، علما، بزرگان، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، وزیر امور خارجه، نمایندگان مجلس و حتی نمایندگان اقلیت‌های مسیحی که پیام‌ها و نامه‌هایی ارسال کردند، قدردانی کرد. هر آنچه به دست من رسید، به دبیرخانه واتیکان و شخص پاپ منتقل شد.

بنابراین اگر پاپ و نخست‌وزیر واتیکان با چنین صراحتی موضع‌گیری کنند، می‌توان از این جایگاه به‌خوبی استفاده کرد. این‌ها رهبران دینی هستند. برای مثال، نخست‌وزیر واتیکان علاوه بر مسئولیت سیاسی، کاردینال نیز هست. وزیر خارجه آنها هم کاردینال است. بنابراین از نفوذ و اعتبار دینی برخوردارند و می‌توان از این ظرفیت برای مقابله با ظلم استفاده کرد، چرا که این ظلم فقط متوجه مسلمانان نیست، بلکه همه انسان‌ها را دربر می‌گیرد.

به نظر می‌رسد در فضای پس از جنگ، روابط ایران و واتیکان وارد مرحله تازه‌ای شده است. برنامه شما برای بهره‌گیری از تجربیات اخیر و تقویت این روابط چیست؟

سؤال به‌روزی است. ما کاری را در قالب وبینار با عنوان «نقش رهبران دینی در شکل‌گیری صلح جهانی» آغاز کرده‌ایم. علاوه بر این، طرحی را نیز مکتوب کرده‌ام با عنوان ائتلاف رهبران دینی برای مقابله با استکبار جهانی یا ائتلاف رهبران دینی برای تأمین صلح و عدالت اجتماعی در جهان که به دبیرخانه ارائه شده و قرار است در آینده درباره آن سمیناری برگزار شود.

همچنین برنامه‌ای را آغاز کرده‌ایم برای برگزاری نشست‌های علمی. با توجه به شرایط فعلی، این نشست‌ها به‌صورت وبینار برگزار می‌شود. نخستین وبینار به‌زودی برگزار می‌شود و با معاونت بین‌الملل حوزه علمیه هماهنگ شده است. در این نشست، دو نفر از نخبگان حوزه که به زبان انگلیسی مسلط هستند و دو نفر از شخصیت‌های علمی و دینی واتیکان حضور دارند تا درباره نقش دین و رهبران دینی در تحقق صلح جهانی گفت‌وگو کنند. هدف این است که رهبران دینی با صراحت بیشتری وارد میدان شوند، چرا که دولت‌های سلطه‌گر بیشتر به‌دنبال توسعه‌طلبی هستند و دین می‌تواند نقش‌آفرینی مؤثری داشته باشد.

هفته آینده نیز وبینار دیگری با حضور اساتید برجسته دانشگاهی برگزار خواهد شد تا مسئولیت‌های رهبران دینی برجسته شود و این مسیر تداوم یابد.

درباره هفته‌نامه‌های سفارت هم توضیح بفرمایید.

در هفته‌های ابتدایی مأموریتم، با مشورت همکاران، انتشار هفته‌نامه را آغاز کردیم. هدف من این بود که ساختار اداری، دینی و تبلیغی واتیکان را برای نخبگان حوزوی و دانشگاهی خودمان تشریح و منتقل کنیم. از طرفی، با توجه به اینکه پاپ هر هفته دو سخنرانی مهم دارد، در آن‌ها به مباحث بین‌المللی می‌پردازد، درباره جهان اسلام نظر می‌دهد و مواضع خود را درباره وقایع تلخی که در فلسطین یا هر نقطه دیگری از جهان رخ می‌دهد تبیین می‌کند، ما این مطالب را در هفته‌نامه می‌آوریم.

البته روال ما این است که در ابتدای هفته‌نامه، گزیده‌ای از سخنان امام شهید را منتشر می‌کنیم. برای نمونه، در ایام دهه کرامت، گزیده‌ای از سخنان آقا درباره دهه کرامت را در دو صفحه آوردیم و نکته‌های طلایی آن را منعکس کردیم. بخش پایانی هفته‌نامه هم با عنوان «واتیکان در هفته‌ای که گذشت» تنظیم می‌شود و تمام اخبار، سفرها، سخنرانی‌ها، مواضع و دیدارهای مقامات واتیکان در آن بخش می‌آید. چون این مطالب به فارسی ترجمه می‌شود و دست اول است، به دست بسیاری از ائمه جمعه، اساتید و بزرگان می‌رسد. یکی دو هفته که انتشار آن را متوقف کردیم، چند بار از دفتر برخی بزرگان تماس گرفتند و پرسیدند که چرا هفته‌نامه برای ما نمی‌آید و نکند فراموش کرده‌اید. این نشان داد که هفته‌نامه مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته این بخش فارسی است.

در بخش ایتالیایی، هفته‌نامه‌ای را آغاز کردیم که برعکس نسخه فارسی، به مواضع مقام معظم رهبری، مواضع خطبای تهران، مسئولان حوزه و دانشگاه، مباحث فقهی، ولایت فقیه، مباحث حکومتی و اداری، بحث قصاص و موضوعاتی از این دست می‌پردازد. شبهاتی هم که معمولاً وجود دارد، گاهی در قالب یادداشت به زبان ایتالیایی پاسخ داده می‌شود.

در نسخه فارسی به «واتیکان در هفته‌ای که گذشت» می‌پردازیم و در نسخه ایتالیایی، اخبار حوزه، دیدارها و مواضع ایران را منعکس می‌کنیم. این کار بازتاب زیادی داشت. در گروهی که حدود دویست نفر از کشیشان، عالمان دینی و بسیاری از دانشجویان آن‌ها حضور دارند، اکنون با حوزه علمیه، روش، اسلوب تحقیقاتی و آموزشی آن آشنا شده‌اند. این به برکت همین هفته‌نامه‌هاست که با قوت ادامه پیدا کرده است.

به‌طور کلی، این هفته‌نامه‌ها به ایجاد یک تعامل آرام اما مؤثر میان حوزه‌های علمی ایران و مراکز دینی واتیکان کمک کرده و نتایج مثبتی به همراه داشته است.

حیرت سفرای واتیکان از تعابیر رهبر شهید انقلاب درباره حضرت عیسی (ع)

اگر اجازه بدهید، یک نکته را هم درباره کتاب حضرت آقا عرض کنم، چون حیف است گفته نشود. بعد از شهادت مظلومانه امام شهیدمان، یک‌باره کتابی از طرف همان دفتر نشر آثار به دست من رسید. به من گفتند ما نمی‌دانستیم این فاجعه قرار است پیش بیاید، اما از دو سه ماه قبل، گزیده‌ای از سخنان حضرت آقا درباره حضرت مریم (س) و حضرت مسیح (ع) را جمع‌آوری کرده، به شکلی نفیس طراحی و صفحه‌بندی کرده و به انگلیسی آماده کرده بودیم تا برای شما بفرستیم و آن را در آنجا چاپ کنید؛ تا معلوم شود مقام معظم رهبری درباره حضرت مسیح چه تعابیری دارند، درباره حضرت مریم چه کلماتی به کار برده‌اند و درباره وحدت میان مسیحیت و اسلام چه دیدگاه‌هایی دارند.

اتفاقاً گفتم حالا که این‌طور شده است، مقدمه‌ای می‌نویسم؛ یادداشتی با این مضمون که ببینید چه شخصیتی را به شهادت رساندند؛ کسانی که ادعای پیروی از مسیحیت دارند. کسی مانند وزیر روسیاه امور خارجه آمریکا که بحث‌های آخرالزمانی را مطرح می‌کند، یا آن وزیر جنگ منفور و جنایتکارشان که از حضرت عیسی (ع) سخن می‌گوید، از دیگران می‌خواهد دعا کنند و همه مسیحیان را فرامی‌خوانند. بعد هم پاپ به او پاسخ داد و گفت حضرت عیسی برای جنگ‌طلبان دعا نمی‌کند.

من در مقدمه آوردم که ببینید این‌ها که ادعا دارند، شخصیتی را به شهادت رساندند که سخنان و کلمات نابی درباره حضرت مسیح و حضرت مریم دارد؛ تعابیری که حتی برخی عالمان دینی مسیحی هم چنین تعبیرهایی ندارند. نخستین کاری که پس از چاپ انجام دادم، این بود که یک نسخه از کتاب را همراه با مقدمه و یادداشتی، مستقیم برای پاپ فرستادم.

بعد در ملاقات حضوری که با نخست‌وزیر واتیکان داشتم، این کتاب را با خود بردم. ایشان همان‌جا، در مدت یک ساعتی که با هم بودیم، کتاب را خواند. تعبیری به کار برد با این مضمون که آنچه ایشان می‌گویند، شاید حتی در انجیل هم نباشد. چون آقا از تعبیر قرآن استفاده می‌کنند و این نورانیت دارد. یعنی به یک معنا می‌خواست بگوید این تعبیرها درباره حضرت مریم، با این توصیفات، معجزات و پدیده‌های خارق‌العاده‌ای که در سخنان رهبر شما آمده، حتی در کتاب مقدس ما هم نیست. این خیلی مهم است؛ نخست‌وزیر واتیکان که خودش کاردینال است، چنین برداشتی داشت.

بعد از آن، این کتاب را برای وزیر خارجه، وزرا و حدود هفتاد تا هشتاد نفر از سفرا، به نام خودشان فرستادم. پیش از اینکه خدمت شما برسم، جلسه‌ای برگزار شده بود. معاون نخست‌وزیر واتیکان، چون به‌تازگی در سمت جدید قرار گرفته و مأموریت معاون قبلی تمام شده بود، برای معارفه، همه سفرا را دعوت رسمی کرده بود و من هم در آن جلسه حضور داشتم.

چند نفر از سفرا وقتی مرا دیدند، آمدند و گفتند، رهبر شما عجب کتابی نوشته است. گفتم من منتظر نظر شما هستم. گفتند، ما این نظرها را مکتوب برای شما می‌فرستیم. از این کتاب خیلی استفاده کردیم. واقعاً رهبر شما و اصلاً قرآن شما درباره مریم چنین تعبیرهایی دارد؟، گفتم بله.

وقتی ما وارد میدان نشویم، در صحنه نباشیم و فعال عمل نکنیم و بخواهیم منفعلانه رفتار کنیم، این حرف‌ها منتقل نمی‌شود. این کتاب صدا کرد. اتفاقاً در مصاحبه مطبوعاتی هم دوباره برای این کتاب رونمایی گذاشتیم. اینجا هم منتشر شد و خبر رونمایی آن در روزنامه رسمی واتیکان و رسانه‌های ایتالیا و جاهای دیگر بازتاب پیدا کرد و خیلی‌ها متوجه این کتاب شدند.

حتی برخی خبرنگاران از من پرسیدند که آیا امکان دارد این کتاب به زبان ایتالیایی هم چاپ شود. تهران هم گفتند نسخه ایتالیایی آماده است و ما ممکن است اینجا یک ویرایشی انجام بدهیم و بعد آن را به زبان ایتالیایی منتشر کنیم. این کارها ارزشمند است، چون مخاطبان می‌بینند.

سفیری که مرا در جلسه می‌بیند، به من می‌گوید کتابی که برای من فرستادید، چه کتاب ارزشمندی بود و توانستم از آن استفاده‌های زیادی ببرم، حتی در سخنرانی‌هایم از آن استفاده کنم. بعد هم می‌گوید نظر مکتوب خود را برای شما می‌فرستم.

این کتاب را برای سفرای اروپا، آفریقا و آسیا، حدود هفتاد تا هشتاد نفر، یعنی کسانی که تشخیص می‌دادم اهل مطالعه‌اند و دغدغه‌ای دارند، فرستادم تا بفهمند چه کسی را شهید کردند و چه شخصیتی را به شهادت رساندند.

............

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha