۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۲
یاد سفر کرده به تشییع مَلَک

دکتر سعید جازاری، رئیس دانشگاه بین‌المللی اهل بیت(ع)، در یادداشتی با مرور یک دیدار خصوصی و خاطراتی از تعاملات علمی و اجتماعی رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای به بررسی ابعاد شخصیتی و مدیریتی ایشان پرداخت.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ  دکتر سعید جازاری، رئیس دانشگاه بین‌المللی اهل بیت(ع)، در یادداشتی با نگاهی تأملی و خاطره‌محور به بازخوانی بخشی از سیره و منش شهید آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای پرداخته است.

متن این نوشتار به شرح زیر است:

بسمه تعالی شانه

یاد سفر کرده به تشییع مَلَک
مروری دیگر به شخصیت رهبر شهید آیه الله العظمی خامنه ای اعلی الله مقامه

گفتیم «به تشییع مَلَک»؛ از آن رو که از بیم حقد و عداوت دشمنان، برای اهل ارادت به ساحت ایشان و مقلدان و دیگر دلبستگان، افتخار تشییع پیکر مطهرشان تا امروز فراهم نیامده است. با این همه، به یقین روح بلند او به مشایعت کروبیان و ملائکه تشییع شد و به ملکوت اعلی پیوست.

حوالی اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۰ شمسی، در معیت جناب والد، توفیق دیدار ایشان را در محفلی خصوصی در همان محدوده‌ای که از آن به «بیت رهبری» یاد می‌کنند، یافتم. جمع حاضر حدود شش یا هفت نفر بودند. در میان ایشان طبیبی برجسته حضور داشت که از ارادتمندان ایشان بود و از ظاهر امر برمی‌آمد که رهبر شهید شناختی دیرینه از او دارند؛ چنان‌که در مجلس با تکریم از آثار و خدماتش یاد کردند. دیگری اندیشمندی در حوزه علوم انسانی بود ـ رحمة‌الله علیه ـ که در زمره بزرگان شورای عالی انقلاب فرهنگی آن روزگار، و شاید از مؤسسان آن شورا به شمار می‌رفت. مهمان دیگر از استادان پیشین و معمر دانشگاه فردوسی مشهد بود و از گفت‌وگوهای میان او و رهبر شهید دانستیم که میان آن دو، انس و آشنایی قدیمی از سال‌های پیش از دهه چهل شمسی وجود داشته است. یکی دیگر از حاضران نیز ظاهراً از منسوبان سببی معظم‌له بود که از مشهد آمده و گویا در شمار پزشکان انقلابی دانشگاه قرار داشت و خاطراتی از شهید کامیاب بیان می‌کرد که بنده چندان از آن وقایع آگاهی نداشتم.

والد و این حقیر نیز ـ که به طفیل دعوت پدر در آن مجلس حضور یافته بودم ـ از فیض آن محفل نورانی بهره‌مند شدیم. در میانه جلسه نیز جناب مستطاب حجةالاسلام و المسلمین حاج‌آقای محمدی گلپایگانی که متصدی امور بیت می بودند به جمع پیوستند.

آن فرزانه مرحوم مغفور و شهید مبرور، حضرت آیت‌الله العظمی حاج سید علی حسینی خامنه‌ای قدس‌الله نفسه الزکیه، که میزبان این جمع خاص بودند، گویا به رأی خویش اهل مجلس را برگزیده و سپس از طریق عوامل بیت دعوت فرموده بودند. ایشان در آغاز خیرمقدمی بیان داشتند و با تک‌تک حاضران احوالپرسی کردند. سپس به ترتیب با مهمانان به گفت‌وگو پرداختند و سخن در ابواب گوناگون مطرح شد.

از جناب والد درباره اوضاع حوزه علمیه مشهد پرس‌وجو فرمودند و سپس از برخی روحانیان آن دیار که با ایشان قرابت داشتند خبر گرفتند. ابوی نیز توضیحاتی ارائه کردند. شگفت آنکه آن شهید والاقدر به ذکر خاطراتی پرداختند که با دقت در زمان و مکان و حتی ظرایف مجالس درس برخی استادان پیشین حوزه مشهد همراه بود؛ چنان‌که گویی این وقایع نه مربوط به قریب پنجاه سال پیش، بلکه متعلق به روزهای نزدیک بود. ایشان با اشتیاق فراوان به شرح احوال مجلس درس مرحوم جنت‌مکان، حکیم زمان، علامه شیخ سیف‌الله ایسی که جناب والد نقل می‌کردند ؛گوش فرا می‌دادند و چنان می‌نمود که گویی بنده نیز به آن عصر بازگشته‌ام و شاهد مباحثه و خاطره‌گویی میان دو تن از اهل آن مجلس حکمت و علوم عقلی هستم.

در میان سخن، خطاب کوتاهی نیز به بنده فرمودند:
«می‌دانید که پدر شما مطالب درس مرحوم ادیب (نیشابوری دوم(۱۳۱۵ - ۱۳۹۶ ق) را پس از پایان درس برای طلاب دیگر تقریر می‌کردند و به سبب حدّت ذهن، حل مسائل و رفع غوامض مباحث ادبیات برای اهل حجره و دیگران غالباً به ایشان واگذار می‌شد؟»

سپس خاطراتی از مرحوم کفایی، مرحوم فقیه سبزواری و دیگر اعلام مشهد در حوالی سال‌های دهه چهل بیان فرمودند. سرانجام، مجلس پس از حدود یک ساعت و اندی پایان یافت، اما خاطره آن برای همیشه در ذهن و جان باقی ماند.

گرچه پس از آن نیز توفیق تشرف به محضر ایشان را یافتم، اما از حیث خصوصی بودن و نیز به سبب محتوای گفت‌وگوها و نوع مهمانان، آن محفل یادگاری ارزشمند در خاطر من باقی مانده است.

آن دیدار از سنخ مجالسی بود که ایشان در کنار دیدارهای عمومی و رسمی، در برنامه هفتگی خویش قرار می‌دادند تا در کنار مسئولیت‌های زعامت، از یاد دوستان و آشنایان دوران جوانی و نیز توجه به احوال بزرگان و اهل فضل غافل نمانند.

از خصائص ممتاز روحی ایشان آن بود که در تفقد و دلجویی از برخی اعلام که پیش از دوران زعامت ایشان به دلایلی دچار ناملایمات و حواشی شده بودند نیز غفلت نمی‌کردند و در برنامه دیدارهای خویش، مجالی برای دلجویی و مرهم نهادن بر آلام آنان فراهم می‌ساختند. چنان‌که در همان مجلس از مرحوم شیخ محمدرضا نوغانی، خطیب نامدار مشهد، و نیز از مرحوم حاج شیخ محمدحسن شریعتی کوهبنانی و برخی دیگر از اهل منبر یاد کردند و جویای احوال آنان شدند.

این روح وسیع و نفس دریایی ایشان بود که در دهه هفتاد شمسی، برخی بیوتات منزوی‌شده را دوباره به جمع خانواده حوزه بازگرداند و بزرگانی چون مرحوم آیات عظام حاج سید حسن قمی، حاج سید کاظم مرعشی، آیت‌الله مددی قائنی و برخی دیگر ـ اعلی‌الله مقامهم ـ را در فضایی متفاوت از صف‌بندی‌های پیشین قرار داد و دل‌های آنان را به خویش متمایل ساخت. این هنر بدیع را باید از ظرایف اخلاق و سعه صدر ایشان به شمار آورد.

خود نیز در مواردی شاهد بودم که در برابر تندروی‌هایی که نسبت به برخی بزرگان حوزه مشهد از سوی شماری از روحانیان جوان آن روزگار صورت می‌گرفت، ایشان با کرامت و رأفت وارد می‌شدند و به دلجویی می‌پرداختند.

به یاد دارم یکی از بزرگان حوزه مشهد که عمری را در خدمت به حوزه‌های علمیه مشهد و کشورهای مجاور سپری کرده بود، به سبب اختلاف فتوای عید فطر بین مرحوم آیه الله العظمی خویی و مرحوم امام اعلی الله مقامهما با مجموعه پیرامون تولیت وقت، دچار حواشی و منازعاتی شده بود که به بحرانی در فضای روحانیت مشهد تبدیل گردیده و نوعی دوقطبی ایجاد کرده بود. با گذشت زمان و درایت آن رهبر فقید، این تنش‌ها در دهه هفتاد شمسی رو به آرامش نهاد و حتی برخی مدارس علمیه که در آن کشمکش‌ها از اختیار آن مجموعه خارج شده بودند، دوباره به نظارت آنان بازگردانده شد.

بی‌گمان، فضای بازتر حوزه علمیه، رواج تنوع اندیشه و امکان طرح دیدگاه‌های مختلف در درون آن، که سال‌ها در قالب سنت‌های محدود خود باقی مانده بود، تا اندازه زیادی مرهون توجهات و حمایت‌های ایشان بود. گسترش مدارس دینی، ظهور سبک‌های تازه در ادبیات مذهبی، بهره‌گیری از فناوری دیجیتال در علوم دینی، شکل‌گیری مجموعه‌هایی همچون مرکز نور و کتابخانه‌های الکترونیک، و نیز توسعه رشته‌های تخصصی در کنار علوم سنتی حوزه، همگی با تأکید و حمایت ایشان تحقق یافت.

من که در خانواده‌ای حوزوی و در فضای آن روزگارِ حوزه علمیه مشهد ـ که به «مکتب تفکیک» و نوعی تقدس سنتی شهره بود ـ دوران نوجوانی را سپری کرده بودم، به‌خوبی درمی‌یافتم که رهنمود و زعامت ایشان در ایجاد تغییر و تحول در آن فضا، امری ساده و عادی نبود؛ بلکه نوعی کرامت و تدبیر ویژه می‌طلبید که به‌آسانی حاصل نمی‌شد.

به یاد داریم که فضای تندروی در آن سال‌ها تا بدان حد بود که حتی درباره عالمی که در روزهای منتهی به انقلاب و اندکی پس از آن صرفاً راه سکوت و انفعال پیش گرفته بود، در موضوع دفن او در حرم نیز موانعی پدید می‌آوردند. در مواردی از این دست، با حمایت و سعه‌صدر همین رهبر شهید بود که موانع برطرف می‌شد و کرامت انسانی و حرمت اهل علم پاس داشته می‌شد.

در روزگاری که سدی سخت در برابر فتوای شطرنج مرحوم امام خمینی در بخشی از فضای حوزه شکل گرفته بود و حتی پخش درس‌های عرفان و تفسیر آن بنیانگذار انقلاب از تلویزیون به مذاق برخی اهل حوزه خوش نمی‌آمد و با مخالفت‌هایی روبه‌رو می‌شد، آن قائد فقید راه اصلاح و تدبیر را در پیش گرفت.

در دوران زعامت او، در کنار بازنگری در برخی مباحث کلامی و اعتقادی، موضوع تحول فرهنگی نیز مورد توجه قرار گرفت؛ از ترویج هنر و رشد سینما گرفته تا شکل‌گیری کانون‌ها و خانه‌های موسیقی در قالبی تازه، تقویت انجمن‌های ادبی و بسیاری جلوه‌های دیگر از تحول فرهنگی در جامعه‌ای مذهبی و اسلامی.

در همان حال، می‌توان گفت نوعی تحول در «اجتهاد در عصر تکنولوژی» نیز پدیدار شد؛ نگاهی که می‌کوشید نسبت میان فقه سنتی و مسائل نوپدید دنیای معاصر را با افقی تازه مورد توجه قرار دهد.

البته باید اذعان کرد که در برخی موارد، آراء و نظرات آن رهبر شهید تحت تأثیر فضای تندروی‌ها یا ملاحظات امنیتی با وقفه‌ها یا احتیاط‌هایی همراه می‌شد و گاه برخی از اهل فرهنگ و هنر با محدودیت‌هایی روبه‌رو می‌گردیدند. با این همه، این واقعیت چیزی از منزلت بلند و افق نظر آن قائد فقید نمی‌کاهد و صفحات تاریخ معاصر ایران در جای‌جای خود گواهی بر این تلاش‌ها و توفیقات است.

این درایت و افق بلند نظر او بود که توانست ایران را در عرصه علوم نوین ـ از نانوتکنولوژی گرفته تا پزشکی هسته‌ای ـ در شمار کشورهای شاخص قرار دهد.

در عرصه سخنوری نیز همین بس که در سنین بالای هشتاد سالگی، با رعایت آرایه‌های بلاغی و قواعد استوار کلام، در عین صلابت محتوا و ظرافت توجه به مخاطب سخن می‌گفت؛ امری که در میان رهبران سیاسی جهان در چنین سن و سالی کمتر دیده می‌شود.

آری، برای روحی با چنین افق بلند، عروجی جز شهادت متصور نبود. آری، او امروز در میان ما نیست؛ اما روح بلند او یادگارهایی در صفحات تاریخ برجای نهاده است که فارغ از هرگونه تمایز و اختلاف فکری، نظری، دینی یا فرهنگی در این سرزمین با تمدنی کهن، نشان از وجودی دلسوز برای ایمان، عقیده، وطن و مردم خویش دارد.

عاش سعیداً و مات سعیداً و لحق بمن والاه فی الأعلی
تهران ـ بیست و سوم ذوالقعده ۱۴۴۷مطابق ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
سعید جازاری معمویی
............
پایان پیام/ ۲۱۸
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha