به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ پس از سالها حکمرانی طالبان، نشانههای جدی بحران و فروپاشی در ساختار سیاسی و اجتماعی افغانستان پدیدار شده است.
نبود قانون اساسی، انحصار قدرت، حذف انتخابات و تمرکز قدرت در حلقهای محدود، زمینه بیاعتمادی عمومی و بیثباتی سیاسی را فراهم ساخته است.
حکومت طالبان با فقدان مشارکت واقعی ملی و فاقد نهادهای مشروع اداری و سیاسی، بیش از هر زمان دیگری به انحصار قومی و رادیکالیزم مذهبی متکی است و عملاً افغانستان را به گورستان آرزوها تبدیل کرده است.
یکی از پیامدهای ملموس این سیاستها، سرکوب سازمانیافته زنان و اقوام غیرپشتون در عرصههای مختلف است.
زنان و دختران از حق تحصیل و کار محروم شدهاند و افغانستان تنها کشوری است که در آن آموزش عالی برای زنان ممنوع است.
بنبست آموزشی و حذف ظرفیتهای انسانی، آینده نسلها را تحت تأثیر قرار داده است.
دامنه تبعیض و حذف اما به زنان محدود نمانده؛ هزارهها، تاجیکها، ازبکها و دیگر اقوام غیرپشتون عملاً از عرصههای سیاسی، نظامی و اقتصادی حذف شده یا به حاشیه رانده شدهاند.
کوچ اجباری، غصب زمین، فشارهای مذهبی و سیاست حذف تدریجی، زندگی اجتماعی و سیاسی اقوام غیرهمسو را دستخوش بحران ساخته است.
شیعیان نیز با محدودیتهای گسترده مذهبی و فشارهای اجتماعی مواجهاند.
ریشه بحران، در نگاه ایدئولوژیک و انحصارطلب طالبان نهفته است؛ رویکردی که نه مشروعیت داخلی دارد و نه توان جذب مشروعیت بینالمللی.
تحلیلگران معتقدند افغانستان جز با ایجاد نظام دموکراتیک مبتنی بر رأی مردم، قانون اساسی، مشارکت واقعی ملی و احترام به تنوع قومی و مذهبی، از خطر فروپاشی نجات نمییابد.
در این وضعیت، مسئولیت تاریخی بزرگی متوجه نخبگان و عقلای پشتون افغانستان است؛ چرا که تداوم سیاستهای حذفگرایانه، نه تنها سایر اقوام بلکه پشتونها را نیز به ورطه بحران و انزوا میکشاند.
تنها با حرکت ملی و ضدانحصار و پذیرش عدالت و مشارکت واقعی، امید به حفظ بقای افغانستان به عنوان یک واحد سیاسی قابل تصور خواهد بود.
.............
پایان پیام/
نظر شما