۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۲
از زندان سامرا تا تمدن شیعه؛ مأموریت بزرگ امام هادی(ع)

در حالی که خلافت عباسی در دوران امام هادی(ع) با بحران‌های سیاسی و ضعف‌های فراوان روبه‌رو بود، دهمین امام شیعیان به جای ورود به یک رویارویی نظامی، نهضتی بزرگ در عرصه معرفت، تربیت و بصیرت‌افزایی بنیان نهاد؛ حرکتی تمدن‌ساز که زمینه‌ساز حفظ مکتب اهل‌بیت(ع) و آمادگی شیعیان برای دوران غیبت شد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت‌(ع) _ ابنا: ولادت با سعادت امام هادی(ع) فرصتی است تا یکی از مهم‌ترین پرسش‌های تاریخی و اعتقادی درباره سیره آن حضرت بازخوانی شود؛ پرسشی که بارها در ذهن مخاطبان شکل گرفته است: چرا امام هادی(ع) با وجود ضعف خلافت عباسی، فساد گسترده حکومت و ظلم آشکار به مردم، دست به قیام سیاسی نزدند؟
پاسخ این سؤال را باید در حقیقت «امامت» جست‌وجو کرد. در منطق اهل‌بیت(ع)، صرف ضعیف شدن یک حکومت برای تشکیل حکومت حق کافی نیست. جامعه باید به سطحی از معرفت، بصیرت و آمادگی برسد که بتواند رهبری الهی را بشناسد، از آن حمایت کند و هزینه‌های آن را بپذیرد. تجربه تلخ تاریخ اسلام نشان داده بود که بسیاری از مردم اگرچه از ظلم حاکمان ناراضی بودند، اما هنوز به درک عمیق جایگاه امام معصوم نرسیده بودند.

ائمه اطهار(ع) در طول بیش از دو قرن، پروژه‌ای بزرگ برای تربیت فکری و اعتقادی امت اسلامی را دنبال کردند؛ پروژه‌ای که از دوران امام علی(ع) آغاز شد و تا عصر امام حسن عسکری(ع) ادامه یافت. هدف این حرکت، صرفاً کسب قدرت سیاسی نبود؛ بلکه ساختن جامعه‌ای بود که بتواند حکومت الهی را درک و حفظ کند. به همین دلیل، هر جا زمینه اجتماعی لازم فراهم نبود، قیام نظامی نیز معنا پیدا نمی‌کرد.

امام هادی(ع) در سال ۲۲۰ هجری قمری و در هشت سالگی پس از شهادت پدر بزرگوارشان، امام جواد(ع)، به امامت رسیدند. همین مسئله به یکی از بزرگ‌ترین آزمون‌های اعتقادی شیعیان تبدیل شد. بسیاری نمی‌توانستند بپذیرند که یک کودک حامل مقام امامت باشد، اما مؤمنان حقیقی دریافتند که امامت، منصبی الهی است و به سن و سال وابسته نیست. این دوره از مهم‌ترین مراحل تثبیت باور امامت است. دشمنی حکومت عباسی با امام هادی(ع) از همان آغاز آشکار بود. خلفای عباسی به خوبی می‌دانستند که نفوذ علمی، معنوی و اجتماعی امام در حال گسترش است. به همین دلیل تلاش کردند ایشان را زیر نظر بگیرند و ارتباطشان را با مردم محدود کنند. سرانجام در دوران متوکل عباسی، امام از مدینه به سامرا منتقل شدند و سال‌های طولانی تحت مراقبت شدید امنیتی قرار گرفتند.

حکومت عباسی از محبوبیت روزافزون امام هادی(ع) هراس داشت، جامعه اسلامی نیز هنوز آمادگی یک حرکت فراگیر برای حمایت از امام را نداشت. اگر مردم توان نجات امام از حصر و مراقبت دائمی حکومت را نداشتند، چگونه می‌توانستند بار سنگین یک انقلاب فراگیر را بر دوش بکشند؟ از این رو، راهبرد امام بیش از آنکه نظامی باشد، فرهنگی، اعتقادی و تمدنی بود.

یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های امام هادی(ع)، آماده‌سازی شیعیان برای دوران غیبت بود. آن حضرت به تدریج شیعیان را با شرایطی آشنا می‌کردند که در آن دسترسی مستقیم به امام ممکن نباشد. محدود شدن ارتباطات، فعالیت شبکه وکالت و آموزش شیعیان برای حفظ ایمان در دوران غیبت، بخشی از همین برنامه بزرگ تاریخی بود. روایات متعددی از امام هادی(ع) درباره جانشینی امام مهدی(عج) و ضرورت شناخت «حجت آل محمد(ص)» نقل شده است.

عصر امام هادی(ع) همچنین دوران هجوم جریان‌های فکری منحرف بود. گروه‌هایی مانند غلات، واقفیه و برخی جریان‌های صوفیانه تلاش می‌کردند باورهای اصیل شیعه را تحریف کنند. بعضی از غالیان حتی درباره ائمه(ع) ادعاهای شرک‌آلود مطرح می‌کردند و مقام آنان را تا حد الوهیت بالا می‌بردند. امام هادی(ع) با صراحت و قاطعیت در برابر این انحرافات ایستادند و مرزهای اعتقادی تشیع را حفظ کردند. در کنار مبارزه با انحرافات فکری، امام هادی(ع) میراثی عظیم در حوزه معارف اسلامی بر جای گذاشتند. زیارت جامعه کبیره که از مشهورترین متون معرفتی شیعه است، جلوه‌ای از این نقش بی‌بدیل به شمار می‌رود. این زیارت‌نامه در حقیقت منشوری جامع برای شناخت جایگاه اهل‌بیت(ع)، مفهوم ولایت و پیوند میان امامت و هدایت الهی است.

بنابراین اگر امام هادی(ع) قیام نظامی نکردند، به معنای سکوت در برابر ظلم نبود. ایشان در قلب خفقان عباسی، جبهه‌ای عمیق‌تر را مدیریت می‌کردند؛ جبهه‌ای برای حفظ هویت شیعه، مقابله با تحریف دین، تربیت نیروهای مؤمن و آماده‌سازی جامعه برای بزرگ‌ترین آزمون تاریخ تشیع؛ یعنی عصر غیبت. از این منظر، امام هادی(ع) نه تنها قیام نکردند، بلکه بنیان فکری و اعتقادی تمدنی را بنا نهادند که قرن‌ها بعد نیز الهام‌بخش آزادگان و جویندگان حقیقت باقی ماند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha