۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۴
بخاری؛ میراث‌دار حدیث یا چهره‌ای مناقشه‌برانگیز؟

محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیره ابوعبدالله الجعفی البخاری (۱۹۴-۲۵۶ ق) از معروف ترین و مهم ترین شخصیت های اهل سنت است که یکی از منابع ششگانه معتبر حدیثی آنان، یعنی «الصحیح الجامع» یا «صحیح بخاری» را تالیف نموده است. او در بخارا تولد و رشد یافت و برای کسب دانش و تکمیل اطلاعات علمی به نقاط مختلف جهان اسلام مسافرت کرد. او از لحاظ اعتقادی از کرابیسی و عبدالله بن سعید بن کلاب پیروی می کرد که در واقع می توان گفت گرایش اشعری داشت؛ زیرا ابن کلاب سر منشاء اندیشه های ابوالحسن اشعری بود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیره ابوعبدالله الجعفی البخاری (۱۹۴-۲۵۶ ق) از معروف ترین و مهم ترین شخصیت های اهل سنت است که یکی از منابع ششگانه معتبر حدیثی آنان، یعنی «الصحیح الجامع» یا صحیح بخاری را تالیف نموده است. او در واقع از ائمّه حدیث اهل سنت به شمار می رود که جدّش ابراهیم بن مغیره از مجوسیان (زرتشتیان) بخارا بود و توسط والی بخارا مسلمان گشت. او در بخارا تولد و رشد یافت و برای کسب دانش و تکمیل اطلاعات علمی به نقاط مختلف جهان اسلام مسافرت کرد. از جمله مناطقی که برای شنیدن حدیث و حفظ و ضبط آن به آنجا رفته بود می توان به عراق، حجاز، شام، مصر، خراسان و ایران (ناحیه مرکزی ایران) اشاره کرد.

در این مسافرت‌ها از خرمن دانش بسیاری از دانشمندان اعم از شیعه و سنی خوشه چینی کرده و احادیثی را حفظ و ثبت کرده است.

برخی از اساتید سنّی مذهب وی عبارتند از:

۱ ـ القعنبی، که اهل مدینه و ساکن بصره بود و بخاری ۱۲۳ حدیث از وی روایت نموده است. او همچنین استاد مسلم نیشابوری نیز بود و مسلم، هفتاد حدیث از او نقل کرده است.

۲ ـ الحُمَیدی (م ۲۱۹ ق) که اهل مکه بود و چون از ملازمان امام شافعی بود، از بزرگان حدیث اهل سنت به شمار می رود. بخاری هفتاد و پنج حدیث از وی نقل کرده است.

۳ ـ حمّاد بن سلمه (م ۱۶۷ ق) از اساتید مهم بخاری و مسلم به شمار می رفت.

بخاری و مسلم به مدت زیادی در حضور وی بودند تا حدی که پیری مفرط بر او غالب شد و حافظه اش را از دست داد و این دو شاگرد، استادشان را در این حالت ترک کردند!

۴ ـ کرابیسی، که استاد بخاری به شمار می رود از جمله کسانی است که توسط علمای اهل سنت مورد لعن و طعن قرار گرفته است.

۵ ـ «عبدالله بن سعید بن کلاب» که پایه گذار اندیشه های ابوالحسن اشعری است، وی همچنین از اساتیدی به شمار می رود که مورد طعن و نفرین علمای اهل سنت قرار گرفته است.

۶ ـ «علی بن مدینی» نیز از مهم ترین اساتید بخاری است. بخاری در واقع مهم ترین کتاب خود و اهل سنت را بر پایه مطالب و نوشته های این استادش نوشته است به طوری که با تطمیع فرزند کوچک مدینی به صورت مخفیانه نوشته های او را به دست آورده و نسخه برداری کرد و سپس به خراسان برگشته و کتاب خود را بر اساس آن نسخه تنظیم کرد. مدینی هم با اطلاع یافتن از این ماجرا دچار بیماری (سکته) شد و درگذشت.

اساتید شیعه ‌مذهب بخاری:

 برخی از اساتید شیعه ‌مذهب وی نیز از این قرار است:

۱ ـ ابن دُکَین (۲۱۹ - ۱۳۰ ق)، که اهل کوفه بود. او همچنین شیخ روایت مسلم نیز به شمار می رود.

۲ ـ الرّواجِنی (م ۲۵۰ ق)، که کتابی درباره اخبار مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف تالیف کرده بود.

بخاری در دوره زندگی خود به ظاهر با سلاطین هماهنگی نداشت، و معروف است با خالد بن احمد ابوالهیثم الذهلی السَّدُوسی (م ۲۶۹ ق) از اُمرای عباسی در منطقه خراسان برخوردی داشت. اما او با متوکّل عباسی همراهی می کرد.

عقیده بخاری:

مذهب کلامی (اعتقادی) بخاری مورد مناقشه و بحث علمای اهل سنت قرار گرفته است. او از لحاظ اعتقادی از کرابیسی و عبدالله بن سعید بن کلاب پیروی می کرد که در واقع می توان گفت گرایش اشعری داشت. زیرا ابن کلاب سر منشا اندیشه های ابوالحسن اشعری بود. این در حالی است که بزرگان اهل سنت مثل ذهبی، و ابن حجر عسقلانی آن دو نفر را شخصی ملعون دانسته و مورد طعن و کنایه قرار داده اند.

او با توجه به تبعیت از سیاست‌های متوکّل عباسی، به مخالفت با معتزله، جهمیّه، اهل رای (قیاس و اجتهاد) از حنفیه، و شیعیان برخاست.

اما علی رغم مخالفتش با جهمیه، در مسئله مهم اعتقادی مثل خلق قرآن، سخن کرابیسی را پذیرفت که مطابق نظرات جهمیه و مخالف نظرات اهل سنت بود. او در واقع علی رغم اینکه با معتزله، جهمیه و شیعه مخالفت داشته در مورد خلق قرآن از آنها پیروی کرد، در حالی که اهل سنت، بویژه اشاعره با او مخالف هستند.

جایگاه بخاری:

جایگاه بخاری در نزد اهل سنت چنان بلند و بالا است که در مورد شخصیت او مبالغه ها و افراط های فراوانی صورت گرفته است. به طوری که درباره او گفته اند: کسی در جهان اسلام مانند بخاری وجود ندارد! کسی مثل بخاری از خراسان بیرون نیامده است! اگر بخاری نبود، نه مسلم نیشابوری و نه هیچ محدّث و دانشمندی پدید نمی آمد!

اهمیت بخاری چنان زیاد است که اهل سنّت بر خلاف نظر وهابیون در اعتقاد به شرک بودن و حرام بودن ارتفاع سنگ قبر مردگان، سنگ قبر او را بیش از یک متر بالا آورده اند و محل زیارت برخی از مردم بوده و مقبره ای نیز برای آن ساخته اند. این در حالی است که وهابی ها حرم قبور ائمه بقیع (ع) را به بهانه این اعتقاد باطل ویران کرده و آثاری از آن به جای نگذاشتند و اهل سنّت نیز واکنشی نشان نداده اند!

منتقدان بخاری:

بر خلاف اهمیت والای «بخاری» و کتاب صحیح بخاری، منتقدان زیادی از میان اهل سنت به بررسی منتقدانه آثار او پرداخته اند. به طوری که عبدالرحمن بن ابی حاتم رازی (۲۴۰-۳۲۷ ق) کتابی با عنوان «بیان خطا ابی عبدالله محمد بن اسماعیل البخاری فی تاریخه» نگاشته است، ذهبی نیز بخاری را به عنوان متوهّم (شخصی که اوهام و توهمات دارد) درباره رجال شام معرفی کرده، دار قطنی کتاب «الالزامات و التتبع» را در ردّ نظرات وی نوشته است، و خطیب بغدادی کتاب «موضح الاوهام» را تالیف نموده است، حتی عده ای او را به تدلیس در سند و متن حدیث متهم ساخته اند.

بعضی از مهم ترین منتقدان بخاری عبارتند از: ابن ابی حاتم رازی، دار قطنی، حاکم نیشابوری، خطیب بغدادی، دمیاطی، ابو الرشید، ابن حجر عسقلانی، زین الدین عراقی و ابو زرعه عراقی.

تالیفات بخاری:

تالیفات مهم بخاری که امروزه در دست است عبارتند از: ۱ ـ الصحیح الجامع المختصر، که به صحیح بخاری معروف است؛ ۲ ـ تاریخ الکبیر؛ ۳ ـ تاریخ الصغیر؛ ۴ ـ خلق افعال العباد؛ ۵ ـ الضعفاء الصغیر؛ ۶ ـ رفع الیدین فی الصلاه؛ ۷ ـ الادب المفرد؛ ۸ ـ الردّ علی الجهمیّه؛ ۹ ـ القراءه خلف الامام.


پی نوشت:

(۱)- ابوالعباس، ابن خلکان، وفیات الأعیان، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۰۰ م، ج ۳، ص ۳۳۰.

(۲)- ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم والملوک، تحقیق محمد عبدالقادر و مصطفی عبدالقادر، بیروت، دارالکتب العلمیّة، ۱۴۱۲ ق، ج ۱۲، ص ۱۱۳ به بعد.

(۳)- خیر الدین زرکلی، الأعلام، بیروت دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹ م، ج ۲، ص ۲۷۲ و ۲۹۴، ج ۳، صص ۲۴۲ و ۵۴۴، ج ۲، ص ۴.

(۴)- شمس الدین ذهبی، میزان الإعتدال، تحقیق محمد البجاوی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۸۲ ق، ج ۱، صص ۲۴۲ و ۵۴۴، ج ۲، ص ۴.

(۵)- شمس الدین ذهبی، تاریخ الإسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تُدمِری، بیروت، دارالکتب العربی، چ ۲، ۱۴۱۳ ق، ج ۱۸، ص ۲۴ به بعد.

(۶)- شمس الدین ذهبی، سیر أعلام النبلاء، تحقیق بشار عواد معروف و محیی هلال السرحان، بیروت، چاپ نهم، ۱۴۱۳ ق، ج ۱۱، ص ۱۲۵، ج ۱۲، ص ۴۵۸ و بعد، و ج ۱۳، ص ۱۰۰ به بعد.

(۷)- عبدالرحمن بن محمد بن خلدون، «دیوان المبتدأ» معروف به تاریخ ابن خلدون، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دارالفکر، چ ۲، ۱۴۰۸ ق، ج ۱، ص ۵۵۹.

(۸)- ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج ۱، ص ۴۲۳.

(۹)- ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۳۱۰ و بعد.

(۱۰)- خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ج ۲، ص ۳۲، ج ۸، صص ۶۴ و ۳۶۹، و ج ۱۲، ص ۲۴۷.

(۱۱)- شیخ حسین الهرساوی، الإمام البخاری و صحیحه الجامع المختصر، قم، دلیل ما، ۱۳۸۳.

(۱۲)- محمد صادق نجمی، سیری در صحیحین، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، چ ۳، ۱۳۵۹.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha