۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۰
وقتی پنهان‌کاری یک فضیلت می‌شود

بر خلاف آن چه بعضی می پندارند، «تقیّه» یک موضوع تعبّدی نیست و به یک فرقه خاص مثل شیعه یا اسلام اختصاص ندارد؛ بلکه «تقیّه» (البتّه در موارد خاصّی، نه در همه جا) یک قانون و اصل عقلایی است که در تمام مکتب های جهان، اعمّ از خداپرست و مذهبی و یا غیر مذهبی و ماتریالیست وجود دارد و در حقیقت جزئی از قانون کلّی «دَوَران امر بین اهمّ و مهمّ» محسوب می شود مسلّم است که هیچ کس بدون جهت جان و یا سرمایه خود یا افراد وابسته به خویش را به خطر نمی اندازد؛ مگر این که هدف بزرگتری در میان باشد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: بر خلاف آن چه بعضی می پندارند، «تقیّه» یک موضوع تعبّدی نیست و به یک فرقه خاص مثل شیعه یا اسلام اختصاص ندارد؛ بلکه «تقیّه» (البتّه در موارد خاصّی، نه در همه جا) یک قانون و اصل عقلایی است که در تمام مکتب های جهان، اعمّ از خداپرست و مذهبی و یا غیر مذهبی و ماتریالیست وجود دارد و در حقیقت جزئی از قانون کلّی «دَوَران امر بین اهمّ و مهمّ» محسوب می شود.

توضیح این که: هیچ کس اجازه نمی دهد بدون جهت جان و یا سرمایه اش به خطر بیفتد و نمی گذارد جان و سرمایه های افراد وابسته به او تضییع گردد؛ مگر این که هدف بزرگتری در میان باشد که به هنگام مقایسه، از جان بالاتر و یا از سرمایه ای که در این راه از بین می رود، برتر بوده باشد؛ یعنی همان طور که در تمام فعّالیّت های زندگی، سرمایه های کم اهمّیّت تر فدای سرمایه های مهمتر می شود؛ در موضوع اظهار عقیده باطنی و نشان دادن چهره واقعی نیز این محاسبه دقیقاً وجود دارد.


به عنوان مثال در تمام مکتب های دنیا (اعمّ از مادّی و الهی) کسانی که به عنوان جاسوس (و به اصطلاح قدیم به عنوان عیون) به میان دشمن می روند، همواره از روش تقیّه استفاده می کنند، که در غیر این صورت هیچ گاه به هدف خود نخواهند رسید.


نقشه های جنگی همیشه در نهایت اختفا طرح شده و در آن از روش تقیّه حدّاکثر استفاده را می برند؛ سربازان در میدان جنگ با تمام قوا می کوشند که خود و جنگ افزارهای خویش را تا آن جا که ممکن است در استتار کامل نگهدارند. گاهی آنها را به رنگ طبیعت در می آورند و گاهی از تاریکی شب استفاده می کنند و زمانی با ایجاد «مه مصنوعی» خود را مستور می دارند؛ تمام اینها یک نوع تقیّه محسوب می شود، حتّی در پاره ای از موارد با استفاده از نوع لباسِ دشمن و تهیّه کارت های هویّتِ او، می کوشند در قلب سپاه دشمن نفوذ کنند و به این ترتیب استتار و تقیّه، هم از نظر جسم و هم از نظر عقیده یکی از تاکتیک های شناخته شده برای پیروزی بر مشکلات در همه جای دنیاست و چگونه می توان آن را مخصوص جمعیّتی دانست؟ ممکن است انتخاب لفظ تقیّه مخصوص جمعیّتی باشد؛ امّا روح و حقیقت آن تعمیم دارد.


در تاریخ معاصر در حوادث رمضانِ چند سال پیش، استفاده از روش تقیّه یکی از عوامل مهم پیروزی مسلمانان در میدان های نبرد بر صهیونیست ها بود. در زندگی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نیز - که هیچ کس در شهامت و شجاعت و تدبیر او تردیدی ندارد - مسائلی مانند هجرت در میان هاله ای از تقیّه فرو رفته است. قرار گرفتن حضرت علی(علیه السلام) در بستر به جای پیامبر(صلی الله علیه وآله) یک نوع تقیّه بود.

رفتن به غار «ثور» و ماندن در اعماق غار و سپس راه رفتن در شبها به سوی مدینه و پنهان شدن در روزها، همه از مصادیق تقیّه محسوب می گردد و هیچ کس نمی تواند، آن را به عنوان یک نقطه ضعف معرّفی کند؛ حتّی امام حسین(علیه السلام) - که نمونه اَتمّ شکستن سدّ تقیّه در موارد لزوم بوده است - در پاره ای از موارد که به پیشرفت هدف مقدّس کمک می کرد از این روش استفاده می نمود: خروج شبانه از مدینه و خروج از مکّه در آن موقع خاص که مردم سرگرم اعمال حج بودند، مظاهری از تقیّه تاکتیکی به حساب می آید. داستان «هانی بن عروه» و طرحی که برای قتل «ابن زیاد» کشیده بود نیز خارج از این موضوع نیست.


اینها همه نمونه هایی است از تقیّه در عقیده، هویّت و طرحها و نقشه ها که در زندگی پیشوایان دینی و یا پیروان سایر مکتبها در دنیا دیده می شود و اگر از این هم گام را فراتر نهیم، می بینیم «نوعی از تقیّه» در عالم جانداران (غیر انسان) نیز وجود دارد. حیواناتی که می توانند خود را به رنگ محیط در بیاورند و خود را از نظر دشمن محفوظ بدارند، جاندارانی که هنگام احساس خطر، خود را به صورت یک جسم بی جان در گوشه ای متوقّف می سازند؛ حیوانات دریایی که به وسیله پاشیدن مرکّبِ مخصوصی با سیاه کردن آب های اطراف، خود را مکتوم و پنهان می دارند، همه از روش تقیّه برای ادامه حیات استفاده می کنند و در حقیقت تقیّه برای آنها یک نوع وسیله دفاعی است.


بنابراین آن چه می شنویم که جمعی از مخالفانِ ما، تقیّه را یک نوع محافظه کاری، ترس بی دلیل و ترک حرّیت، آزادگی و شهامت معرّفی می کنند و خود را به کلّی از آن بیگانه می دانند، مطلبی است که فقط به زبان می گویند؛ ولی هیچ گاه به هنگام عمل و در مواقع ضرورت که قانون اهمّ و مهمّ، کتمان عقیده و یا هویّت و شخصیّت و هدف را لازم می شمرد، از این قانون سرباز نمی زنند، اگر چه این نام را به زبان نیاورند. (۱)


پی نوشت:

(۱). گردآوری از کتاب: پیدایش مذاهب، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۸۴ شمسی، چاپ: اول، ص ۸۰.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha