به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ یک مقاله علمی منتشرشده در نشریه معتبر «نشریه مطالعات آفریقا» وابسته به دانشگاه کمبریج با بررسی خشونت علیه مسلمانان در جمهوری آفریقای مرکزی، تأکید میکند که بحران کنونی این کشور را نمیتوان صرفاً به درگیریهای نظامی و جنگ داخلی محدود کرد، بلکه باید ریشههای آن را در تاریخ استعمار و روند شکلگیری هویت ملی جستوجو کرد.
بر اساس این پژوهش، مسلمانان در جمهوری آفریقای مرکزی طی دهههای طولانی به تدریج در موقعیتی قرار گرفتند که در آن نه به عنوان بخشی برابر از ملت، بلکه به عنوان گروهی غیرخودی و بیرون از بدنه اصلی جامعه تعریف شدند.

میراث استعمار و آغاز شکاف هویتی
این مطالعه نشان میدهد در دوران استعمار فرانسه، ساختارهای سیاسی و اداری به گونهای شکل گرفت که ادغام کامل جوامع مسلمان در نظام حکمرانی استعماری اتفاق نیفتاد.
در نتیجه، مسلمانان جمهوری آفریقای مرکزی بیشتر در حاشیه نظام اقتصادی و اجتماعی باقی ماندند و این وضعیت به تدریج به شکلگیری یک شکاف هویتی پایدار انجامید.
به گفته نویسنده، همین جدایی تاریخی باعث شد مسلمانان این کشور در ذهنیت سیاسی و اجتماعی به عنوان گروهی متفاوت و کمتر متعلق به هویت ملی تصور شوند.

پس از استقلال؛ تداوم حاشیهنشینی
پس از استقلال جمهوری آفریقای مرکزی، انتظار میرفت این شکافها کاهش یابد، اما پژوهش نشان میدهد که دولتهای پس از استقلال نیز در بسیاری موارد همان الگوهای پیشین را بازتولید کردند.
در گفتمان رسمی ملیگرایی در جمهوری آفریقای مرکزی، تصویری از شهروند واقعی شکل گرفت که در آن، مسلمانان این کشور اغلب به طور کامل ادغام نشده بودند و در برخی موارد به عنوان مهاجر یا بیگانه معرفی میشدند. حتی اگر نسلها در جمهوری آفریقای مرکزی زندگی کرده بودند.

جنگ داخلی و انفجار خشونت
این شکافهای تاریخی در سال ۲۰۱۳ میلادی و با آغاز جنگ داخلی در جمهوری آفریقای مرکزی به شکل خشونت آشکار بروز یافت.
در این دوره، ائتلاف شورشی موسوم به «سِلِکا» قدرت را در جمهوری آفریقای مرکزی به دست گرفت و در واکنش به آن، گروههای شبهنظامی مسیحی معروف به «آنتیبالاکا» شکل گرفتند.
درگیری میان این دو طرف به سرعت ماهیتی مذهبی و قومی پیدا کرد و نتیجه آن، کشتار گسترده غیرنظامیان مسلمان، تخریب مساجد و محلههای مسلماننشین و آوارگی صدها هزار نفر در جمهوری آفریقای مرکزی بود.
در بسیاری از مناطق شهری جمهوری آفریقای مرکزی، جوامع مسلمان مجبور به ترک کامل خانههای خود شدند و بافت جمعیتی برخی شهرها به طور کامل تغییر کرد.

مسلمانان به عنوان دیگری
مهمترین نتیجه این پژوهش آن است که خشونت علیه مسلمانان در جمهوری آفریقای مرکزی تنها محصول جنگ نیست، بلکه نتیجه یک فرآیند طولانی دیگریسازی است.
در این فرآیند، مسلمانان این کشور به تدریج در روایت رسمی جامعه به عنوان غیرشهروند، عنصر بیرونی یا تهدیدی برای هویت ملی معرفی شدهاند. این نگاه تاریخی باعث شده در دورههای بحران، خشونت علیه آنان به سرعت مشروعیت اجتماعی پیدا کند.

نقش ساختار سیاسی و ضعف دولت
این مقاله همچنین تأکید میکند که ضعف نهادهای دولتی، رقابت گروههای مسلح و استفاده سیاسی از هویتهای مذهبی، نقش مهمی در تشدید بحران در جمهوری آفریقای مرکزی داشته است.
در چنین شرایطی، خشونت نه یک رویداد مقطعی، بلکه به بخشی از ساختار سیاسی و اجتماعی این کشور تبدیل شده است.

جمعبندی پژوهش
در جمعبندی این مقاله آمده است که برای درک بحران جمهوری آفریقای مرکزی باید از تحلیلهای صرفاً امنیتی فراتر رفت و به ریشههای تاریخی و اجتماعی آن توجه کرد.
به باور نویسنده، مسلمانان این کشور در یک روند تاریخی طولانی به دیگری تبدیل شدهاند. روندی که پیامدهای آن امروز به شکل خشونت، آوارگی و تبعیض ساختاری ادامه دارد.
این پژوهش نشان میدهد بحران جمهوری آفریقای مرکزی صرفاً یک جنگ داخلی نیست، بلکه نتیجه فرآیندی تاریخی است که در آن هویت ملی بر پایه طرد و حذف بخشی از جامعه شکل گرفته است. فرآیندی که پیامدهای آن هنوز در قالب خشونت علیه مسلمانان ادامه دارد.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما