به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ شیوه سید رضی در کتاب شریف نهجالبلاغه، «گزیدهگزینی» از سخنان امام علی(ع) بر اساس معیارهای بلاغت و ادبیات عرب بود. بر همین اساس نیز برخی از خطبههای نهجالبلاغه، مانند خطبه نهم، تنها ۲۰ کلمه است. خطبه ۳۸ نیز بخشی از یک خطبه یا دو خطبه از امام علی(ع) است که سید رضی تنها ۴۰ کلمه از آن را نقل کرده است. در عبارت نقلشده در کتاب نهجالبلاغه اینگونه آمده است: «وَ إِنَّمَا سُمِّیَتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَقَّ، فَأَمَّا أَوْلِیَاءُ اللَّهِ فَضِیَاؤُهُمْ فِیهَا الْیَقِینُ وَ دَلِیلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَی، وَ أَمَّا أَعْدَاءُ اللَّهِ فَدُعَاؤُهُمْ فِیهَا الضَّلَالُ وَ دَلِیلُهُمُ الْعَمَی، فَمَا یَنْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ خَافَهُ وَ لَا یُعْطَی الْبَقَاءَ مَنْ أَحَبَّه.»؛ «شبهه از این نظر شبهه نامیده شده که شبیه و مانند حق است. ولی دوستان خدا با روشنایی یقین سیر میکنند و راهشان راه هدایت و نیکبختی است. و اما دشمنان خدا وسیله دعوتشان گمراهی است و راهنمایشان کوردلی است. کسی که از مرگ میترسد، راه فرار از آن را ندارد و آنکه علاقهمند به ماندن است، همیشه نمیماند و بالاخره یک روز باید برود.»
برخی از شارحان نهجالبلاغه، این جملات را برگرفته از یک خطبه میدانند و بر همین اساس نیز میان دو موضوع شبهه و مرگ، نسبتی را بیان کردهاند؛ اما گروه دیگری از شارحان، این دو موضوع را برگرفته از دو خطبه میدانند که سید رضی آنها را در کنار هم قرار داده است و در نوشتههای خود، این دو عبارت را به صورت جداگانه شرح دادهاند. در هر حال، تلاش میشود که بخش نخست این سخنان، که با موضوع شبهه بیان شده است، بررسی شود.
امام علی(ع) در این سخنان، مهمترین ویژگی شبهه را شباهت آن به «حق» میداند. استفاده از این شباهت در ایجاد انحراف در امت، از ابزارهای مهم منافقین داخلی و دشمنان خارجی در القای باورهای نادرست سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به گروههای مختلف اجتماعی است. هدف از القای این باورهای نادرست نیز دعوت آنها به مسیر مطلوب آنان در مقابله با «حق» است؛ تلاشی که امروزه در منظومهای متنوع از رسانههای ماهوارهای و فضاهای مجازی برای گروههای مختلف اجتماعی در نظام اسلامی در حال اجراست. امام علی(ع) تبعیت از شبهات و دعوت انجامشده از سوی دشمنان خداوند را با عبارت «فَدُعَاؤُهُمْ فِیهَا الضَّلَالُ وَ دَلِیلُهُمُ الْعَمَی»؛ «دعوتشان گمراهی است و راهنمایشان کوردلی است»، بیان میکنند. این کوردلی و گمراهی، هم «نادیده گرفتن حق» و هم «گمراهی» و سردرگمی مستمر را در پی دارد، مگر آنکه انسان خود را از این مسیر جدا سازد و با تلاشی مستمر به رفع شبهات و استحکام اعتقادات خویش بپردازد. طبیعی است که گام نخست این اقدام نیز دور کردن خود از شبکههای آلوده و پاک کردن دل و ذهن خود از آلودگیهایی است که مانعی برای دیدن و شنیدن حق است.
امام علی(ع) حاصل دوری از این آلودگی و گمراهی را قرار گرفتن در «شاهراه هدایت» میداند که اولیای الهی با نور یقین خویش آن را طی میکنند و راه هدایت به سمت خداوند را با سلامت و سرعت میپیمایند. «فَأَمَّا أَوْلِیَاءُ اللَّهِ فَضِیَاؤُهُمْ فِیهَا الْیَقِینُ وَ دَلِیلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَی»؛ «دوستان خدا با روشنایی یقین سیر میکنند و راهشان راه هدایت و نیکبختی است.» کلمه «سَمْت»، به معنای «راه یا شاهراه» است و گاه به معنای سلامت بودن نیز استفاده میشود؛ همانگونه که «تسمیت» عطسهکننده، به معنای دعا کردن برای کسی است که عطسه میکند، به مناسبت آنکه از خدا تقاضای سلامت او میشود و نیز از نشانههای سلامت انسان است.
سید علیاصغر حسینی/ ابنا
---
پایان پیام
نظر شما