به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ صبح دهم محرم سال ۶۱ هجری فرا رسید؛ روزی که قرنها انتظار آن را کشیده بودند و قرنها پس از آن نیز درباره آن سخن گفته خواهد شد. عاشورا فقط یک روز در تقویم نبود؛ نقطه تلاقی همه انتخابهایی بود که از مدینه آغاز شده بود. هر نامهای که از کوفه نوشته شد، هر قدمی که در مسیر مکه برداشته شد، هر تصمیمی که در کربلا گرفته شد و هر قطره اشکی که در خیمهها جاری گشت، در این روز به سرانجام خود رسید.
اما برای فهم درست عاشورا باید از یک اشتباه رایج فاصله گرفت. عاشورا تنها روز شهادت نیست؛ روز انتقال یک رسالت نیز هست. بسیاری از مردم، عاشورا را با میدان نبرد به یاد میآورند، اما حقیقت آن است که با پایان نبرد، بخش مهمی از نهضت تازه آغاز شد.
از طلوع عاشورا، دو میدان در کنار یکدیگر شکل گرفت؛ میدان شمشیر و میدان رسالت.
تا ظهر عاشورا، مردان خاندان پیامبر(ص) و یاران وفادار امام حسین(ع) بار دفاع از حق را بر دوش داشتند و از عصر عاشورا به بعد، این مسئولیت به زنان منتقل شد.
به همین دلیل، اگر عاشورا را فقط از زاویه شهادت مردان ببینیم، نیمی از حقیقت را نادیده گرفتهایم.
صبح عاشورا، امام حسین(ع) یاران خود را سامان دادند. شمار آنان اندک بود و سپاه دشمن چندین برابر آنان نیرو داشت. از نظر محاسبات ظاهری، نتیجه جنگ از پیش روشن بود. اما مسئله کربلا پیروزی نظامی نبود. امام آمده بود تا مرز میان حق و باطل را برای همیشه روشن کند.
یکی پس از دیگری یاران به میدان رفتند. اصحاب وفادار، جوانان بنیهاشم، حضرت علیاکبر(ع)، حضرت قاسم بن حسن(ع) و دیگر فرزندان خاندان رسالت جان خود را در راه دفاع از حقیقت فدا کردند.
در تمام این ساعات، خیمهها فقط محل انتظار نبودند؛ خیمهها بخش دیگری از میدان نبرد بودند.
هر بار که جوانی برای نبرد آماده میشد، مادری او را بدرقه میکرد.
هر بار که مجاهدی به میدان میرفت، خواهری نگاهش میکرد.
هر بار که وداعی انجام میشد، قلب زنی از خاندان نبوت میشکست.
اما هیچکدام از این زنان، عزیزان خود را از یاری امام بازنداشتند.
در میان این بانوان، نام حضرت زینب کبری(س) بیش از همه میدرخشد.
از آغاز صبح عاشورا، زینب(س) تنها یک خواهر داغدار نبود. او مسئول حفظ خیمهها، آرام کردن کودکان، مراقبت از زنان و همراهی با امام سجاد(ع) بود. هر چه شمار شهیدان بیشتر میشد، مسئولیت او نیز سنگینتر میگردید.
در منابع تاریخی آمده است که حضرت زینب(س) با دقت تمام تحولات میدان را دنبال میکرد. او میدانست هر شهیدی که بر زمین میافتد، بخشی از ستونهای خیمه حسینی فرو میریزد. اما در میان این مصیبتها، هرگز وظیفه خود را فراموش نکرد.
یکی از تلخترین لحظات عاشورا هنگام شهادت حضرت علیاکبر(ع) بود.
علیاکبر(ع) فقط فرزند امام نبود؛ جوانی بود که بیش از همه به رسول خدا(ص) شباهت داشت. شهادت او برای همه خاندان پیامبر(ص) سنگین بود. در این لحظات، زنان اهلبیت(ع) نیز همانند دیگر انسانها داغدار بودند، اما مصیبت آنان هرگز به ناامیدی تبدیل نشد.
پس از آن، نوبت به دیگر جوانان بنیهاشم رسید و سرانجام لحظه شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) فرا رسید؛ مردی که سالها تکیهگاه خیمهها بود.
در اینجا باید به یکی از بانوان مهم عاشورا اشاره کرد؛ امالبنین(س).
اگرچه آن بانوی بزرگوار در کربلا حضور نداشت، اما تربیت او در تمام صحنههای عاشورا حضور داشت. عباس(ع)، عبدالله، جعفر و عثمان، فرزندان مکتبی بودند که امالبنین(س) آنان را برای دفاع از فرزند حضرت زهرا(س) تربیت کرده بود. عاشورا فقط محصول شجاعت مردان نبود؛ نتیجه سالها تربیت مادرانی بود که فرزندان خود را با عشق اهلبیت(ع) پرورش داده بودند.
اما شاید دردناکترین صحنه روز عاشورا، ماجرای حضرت علیاصغر(ع) باشد.
در این بخش از حادثه، نام حضرت رباب(س) با عاشورا گره خورده است.
رباب(س) مادری بود که تشنگی کودک شیرخوار خود را میدید. او صدای گریه فرزندش را میشنید و رنج عطش را با تمام وجود لمس میکرد. در تاریخ، مادران بسیاری فرزندان خود را از دست دادهاند، اما کمتر مادری چنین مصیبتی را تجربه کرده است.
عظمت رباب(س) در این بود که در اوج این اندوه، از مسیر حق فاصله نگرفت. او نشان داد که ایمان میتواند در کنار عاطفه مادری، حضوری استوار داشته باشد.
در کنار رباب(س)، حضرت سکینه(س) نیز یکی از چهرههای مهم عاشوراست.
سکینه(س) فقط دختری داغدیده نبود. او شاهد لحظه به لحظه حوادثی بود که تاریخ اسلام را تغییر داد. تشنگی کودکان، شهادت برادران و نزدیکان، وداع پدر و سرانجام شهادت امام حسین(ع)، همه در برابر چشمان او رخ داد.
اما آنچه سکینه(س) را در تاریخ ماندگار کرده، تنها رنجی نیست که تحمل کرد؛ بلکه استقامتی است که در ادامه مسیر از خود نشان داد.
در میان بانوان کربلا، باید از حضرت امکلثوم(س) نیز یاد کرد.
دختر امیرالمؤمنین(ع) از آغاز نهضت در کنار برادر خود حضور داشت و پس از عاشورا نیز در حفظ و انتقال پیام نهضت نقشی مهم ایفا کرد. خطبههای او در کوفه و اعتراضهایش به رفتار حکومت اموی، بخشی از روایت زنده ماندن عاشوراست.
همچنین نباید از بانوان دیگری که در کربلا حضور داشتند غافل شد؛ زنانی همچون فِضّه، خدمتگزار خاندان وحی، و همسران و مادران شهیدان که هر کدام سهمی در تحمل بار این مصیبت عظیم داشتند.
اما ظهر عاشورا لحظهای فرا رسید که همه چیز تغییر کرد. امام حسین(ع) آخرین مدافع میدان بود.
پس از شهادت یاران و خاندان، فرزند فاطمه زهرا(س) تنها ماند. او جنگید، ایستاد و سرانجام به شهادت رسید.
از این لحظه، آنچه دشمن تصور میکرد پایان نهضت است، در حقیقت آغاز مرحلهای تازه بود.
تا پیش از این، بار نهضت بر دوش مردان بود؛ اما اکنون میدان به زنان سپرده میشد. اینجاست که عظمت حضرت زینب(س) به اوج میرسد. از عصر عاشورا به بعد، او دیگر تنها خواهر امام حسین(ع) نیست؛ رهبر کاروان اسیران است.
او باید کودکان هراسان را آرام کند. او باید از امام سجاد(ع) محافظت کند. او باید در برابر تحقیر دشمن بایستد. او باید حقیقت عاشورا را حفظ کند. او باید اجازه ندهد خون شهیدان در غوغای تبلیغات حکومت اموی فراموش شود.
اگر حسین بن علی(ع) با خون خود اسلام را زنده کرد، زینب کبری(س) با پیام خود آن را ماندگار ساخت.
به همین دلیل است که عصر عاشورا را باید نقطه آغاز حماسه زنان دانست.
از این لحظه به بعد، روایت کربلا دیگر در دست شمشیر نیست؛ در دست زبانهای راستگو، دلهای استوار و زنانی است که همه چیز خود را از دست دادهاند اما حقیقت را رها نمیکنند. تاریخ بارها جنگها و کشتهشدنها را دیده است، اما کمتر حادثهای را سراغ دارد که زنان آن تا این اندازه در ماندگاری یک نهضت نقش داشته باشند.
زینب(س)، امکلثوم(س)، رباب(س)، سکینه(س)، فِضّه و دیگر بانوان اهلبیت(ع) اجازه ندادند عاشورا در کربلا دفن شود.
آنان نهضت را از میدان نبرد به میدان آگاهی منتقل کردند. و شاید راز جاودانگی عاشورا نیز همین باشد.
در ظهر عاشورا، مردان رسالت خود را به پایان رساندند؛ اما زنان رسالت تازهای را آغاز کردند.
رسالت روایت حقیقت. رسالت افشای ظلم. رسالت حفظ خون شهیدان.
و از همین روست که عاشورا تنها با نام شهیدان شناخته نمیشود؛ عاشورا با نام زنانی نیز زنده است که پس از خاموش شدن شمشیرها، پرچم نهضت را بر دوش گرفتند و آن را تا همیشه در تاریخ برافراشته نگاه داشتند.
سلام بر محرم و رسالت نهضتش، سلام بر عاشورا و شهدایش و سلام بر همه مردان و زنان با ایمان که تا همیشه نهضت آزادگی را در جهان زنده نگهداشتند.
الناز موسوی یکتا / پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما