به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ اگر عاشورا روز تجلی شهادت است، تاسوعا روز تجلی مسئولیت است. اگر در عاشورا شمشیرها سخن میگویند، در تاسوعا دلها و ارادهها آشکار میشوند. تاسوعا فقط روز حضرت عباس(ع) نیست؛ روزی است که آخرین پردههای حادثه کنار میرود و چهره واقعی دو جبهه نمایان میشود. از یک سو سپاهی ایستاده است که همه ابزار قدرت را در اختیار دارد و از سوی دیگر، کاروانی کوچک که جز ایمان، حقیقت و عزت چیزی در اختیار ندارد.
صبح تاسوعا، کربلا دیگر شبیه روزهای گذشته نبود. همه میدانستند که حادثه به نقطه پایانی خود نزدیک شده است. سپاه عمر بن سعد به آخرین آمادگیهای خود رسیده بود و فرمان حمله هر لحظه ممکن بود صادر شود. حلقه محاصره کامل شده بود و تشنگی روزهای گذشته، اکنون به سختترین مرحله خود رسیده بود.
اما در میان همه این فشارها، چیزی در خیمههای حسین بن علی(ع) دیده میشد که در اردوگاه دشمن وجود نداشت؛ آرامش.
این آرامش از آن رو نبود که اهلبیت(ع) از آینده بیخبر بودند. برعکس، آنان بهتر از هر کس میدانستند چه ساعاتی در پیش دارند. آرامش آنان از ایمان سرچشمه میگرفت؛ از این یقین که راهی که انتخاب کردهاند، راه خداست.
در همین روز بود که عمر بن سعد فرمان آمادهسازی برای حمله را صادر کرد. صدای حرکت سپاه دشمن در اطراف خیمهها پیچید. گرد و غبار لشکر به آسمان برخاست و نشانههای آغاز نبرد آشکار شد.
در این لحظه یکی از مهمترین صحنههای تاریخ عاشورا رقم خورد.
حضرت زینب کبری(س) که تحرکات دشمن را مشاهده میکرد، با نگرانی به سوی خیمه برادر آمد. او از آغاز نهضت در کنار امام حسین(ع) حضور داشت و اکنون بیش از هر زمان دیگری سنگینی مسئولیت را احساس میکرد.
در منابع تاریخی آمده است که حضرت زینب(س) با مشاهده نزدیک شدن سپاه دشمن، به نزد برادر آمد تا از وضعیت آگاه شود. این صحنه، تصویری از یک خواهر نگران نیست؛ تصویری از بانویی است که بار بزرگی از مسئولیت نهضت را بر دوش دارد.
زینب(س) از ماهها قبل در متن حوادث حضور داشت. او شاهد خروج از مدینه، اقامت در مکه، حرکت به سوی دشت نینوا، گفتگو امام با یاران و سران قبایل، شهادت مسلم بن عقیل(ع)، ورود به کربلا و روزهای محاصره بود. اکنون زمان آن رسیده بود که آخرین فصل این حماسه آغاز شود.
در این میان، حضرت ابوالفضل العباس(ع) مأمور شد تا علت حرکت سپاه دشمن را جویا شود. او به سوی لشکر عمر بن سعد رفت و بازگشت. خبر روشن بود؛ دشمن قصد آغاز جنگ داشت.
اما در همین لحظه، امام حسین(ع) درخواستی مطرح کردند که عظمت معنوی نهضت حسینی را آشکار میسازد.
حضرت از حضرت عباس(ع) خواستند تا از دشمن بخواهد یک شب دیگر به آنان مهلت دهد.
شاید در نگاه نخست این درخواست عجیب به نظر برسد. مگر امام حسین(ع) از سرنوشت فردا آگاه نبود؟ مگر یاران ایشان آماده شهادت نبودند؟
پاسخ در سخنان خود حضرت نهفته است. امام فرمودند که این شب را برای نماز، دعا، تلاوت قرآن و راز و نیاز با پروردگار میخواهند.
این یکی از بزرگترین درسهای تاسوعاست.
در حساسترین ساعات زندگی، هنگامی که مرگ در چند قدمی قرار گرفته است، نخستین خواسته امام حسین(ع) نه آمادهسازی نظامی است و نه اندیشیدن به راه نجات؛ بلکه عبادت خداست.
اینجاست که تفاوت میان یک قیام الهی و یک حرکت صرفاً سیاسی آشکار میشود.
حسین بن علی(ع) برای قدرت قیام نکرده بود که در آخرین ساعات تنها به پیروزی نظامی بیندیشد. او برای خدا قیام کرده بود و طبیعی بود که آخرین شب زندگی خود و یارانش را نیز با خدا سپری کند.
اما تاسوعا فقط روز عبادت و انتظار نیست؛ روز وفاداری نیز هست.
در این روز، بیش از همیشه نام حضرت عباس(ع) میدرخشد. او در تمام روزهای گذشته تکیهگاه خیمهها بود، اما در تاسوعا به نماد امنیت اهلبیت(ع) تبدیل شد.
هرگاه کودکان صدای حرکت دشمن را میشنیدند، حضور عباس(ع) به آنان آرامش میبخشید. هرگاه نگرانی در دل زنان خیمهها شکل میگرفت، نگاه به علمدار کربلا امید را زنده میکرد.
به همین دلیل است که تاسوعا در فرهنگ شیعه بیش از هر چیز با نام حضرت عباس(ع) شناخته میشود؛ مردی که تا آخرین لحظه میان خود و امامش فاصلهای ندید و همه هستی خود را وقف حفاظت از نهضت حسینی کرد.
اما در کنار عباس(ع)، بانوان کربلا نیز در این روز نقشی بزرگ بر عهده داشتند.
اگر شب عاشورا را شب انتخاب مردان میدانیم، تاسوعا روز استقامت زنان است.
در این روز، بانوان اهلبیت(ع) بیش از هر زمان دیگری با واقعیت پیش رو روبهرو بودند. آنان میدانستند فردا بسیاری از عزیزانشان را از دست خواهند داد. مادران میدانستند که فرزندانشان به میدان خواهند رفت. همسران میدانستند که وداعی نزدیک است. خواهران میدانستند که برادرانشان در آستانه شهادت قرار دارند.
اما آنچه در تاریخ ثبت شده، فریاد ناامیدی نیست؛ عظمت ایمان است.
در میان این بانوان، نقش حضرت زینب کبری(س) جایگاهی ویژه دارد.
از این روز به بعد، زینب(س) تنها خواهر امام حسین(ع) نیست؛ او به تدریج به ستون خیمههای کربلا تبدیل میشود.
همه نگاهها به اوست. کودکان به او پناه میبرند. زنان از او آرامش میگیرند.
و امام حسین(ع) میداند که فردا پس از شهادت یاران، بار سنگین ادامه نهضت بر دوش این بانوی بزرگ خواهد بود.
عظمت حضرت زینب(س) در این است که در سختترین شرایط، نقش خود را فراموش نمیکند. او نیز مانند دیگران داغدار است. او نیز خواهر است، عمه است، مادر است و عاطفه انسانی دارد. اما مسئولیت را بر احساسات مقدم میدارد.
شاید به همین دلیل باشد که هر چه به عاشورا نزدیک میشویم، نام زینب(س) پررنگتر میشود. زیرا نهضت حسینی تنها به شهادت نیاز نداشت؛ به کسی نیاز داشت که این شهادت را به تاریخ منتقل کند.
تاسوعا در حقیقت روز آماده شدن برای این رسالت بزرگ است.
در یک سوی میدان، سپاهی ایستاده است که میخواهد با قدرت نظامی خود تاریخ را بنویسد.
و در سوی دیگر، بانویی ایستاده است که قرار است با صبر، آگاهی و شجاعت خود، آن تاریخ را برای همیشه زنده نگه دارد.
شب تاسوعا که فرا میرسد، سکوتی عجیب بر کربلا حاکم میشود. فردا روز شهادت است. فردا روز فداکاری است. فردا روزی است که خون بر شمشیر پیروز خواهد شد.
اما پیش از آنکه عاشورا آغاز شود، تاسوعا پیامی بزرگ برای همه نسلها دارد؛ اینکه در میدان حق و باطل، تنها جنگجویان نیستند که تاریخ را میسازند. گاهی بانویی استوار، با صبری بزرگتر از کوهها، میتواند ضامن ماندگاری یک نهضت شود.
و از همین روست که تاسوعا فقط روز وفاداری عباس(ع) نیست؛ روز آمادگی زینب(س) برای بزرگترین رسالت تاریخ نیز هست؛ رسالتی که اگر نبود، شاید امروز صدای کربلا به گوش جهانیان نمیرسید.
الناز موسوی یکتا / پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما