۱۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۲
چگونه خونِ دل، «لعل» شد؟

از سلول شماره‌ی ۱۴ ساواک تا قله‌ی رهبری انقلاب؛ مسیری که با قرآن در زندان، روزه در شکنجه‌گاه و مادری که «مثل شیر» پشت فرزند می‌ایستاد، طی شد. «خون دلی که لعل شد»، روایتِ مردی است که حتی در تاریک‌ترین سلول‌ها، به وعده‌ی الهی «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» امید داشت. شش بار زندان، تبعید در ایرانشهر و شکنجه‌هایی که هر مبارزی را خسته می‌کند؛ اما او با قرآن انس گرفت، روزه گرفت و از مادری شجاع، استقامت آموخت. این مقاومتِ بی‌ادعا، انقلاب را به پیروزی رساند و امروز الگویی است برای جوانانی که دنبال «راه» می‌گردند. «من فکر نمی‌کنم بالاتر از اعدام کاری باشد؛ من خودم را برای اعدام آماده کرده‌ام.» این پاسخِ یک طلبه‌ی جوان به بازجوی ساواک بود. همان طلبه، سال‌ها بعد رهبر انقلاب شد؛ روایتی که نشان می‌دهد ایمان، از سلول‌های زندان نیز بلندتر است.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع) ـ ابنا:مسیر زندگی آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید، روایتِ یک مقاومت بی‌پایان است؛ از روزگاری که در حجره‌های کوچک حوزه، قدم در راه علم نهاد تا سلول‌های تاریک ساواک و تبعیدگاه‌های دورافتاده. کتاب «خون دلی که لعل شد»، که ترجمه فارسی اثر عربی «إنّ مع الصّبر نصراً» است، این مسیر پرفرازونشیب را با قلمی ساده و بی‌حاشیه روایت می‌کند .(۱)

آغاز راه؛ از حجره طلبگی تا شراره مبارزه

آیت‌الله خامنه‌ای تحصیل را از چهارسالگی در مکتبخانه با فراگیری قرآن آغاز کردند و دوره دبستان را در اولین مدرسه اسلامی مشهد گذراندند. همزمان با کلاس پنجم دبستان، تحصیلات حوزوی را نیز آغاز کردند و مقدمات را نزد پدر و اساتید بزرگی آموختند. اما آنچه مسیر زندگی ایشان را از یک طلبهٔ معمولی متمایز کرد، آشنایی با سیدمجتبی نواب صفوی در نوجوانی بود. این دیدار، شراره‌ای بود که بعدها به آتشی فروزان در مسیر مبارزه با ظلم تبدیل شد. در همان سال‌های جوانی، اندیشه ایجاد دگرگونی در ذهن ایشان شکل گرفت و خط مبارزه را در کنار خط آگاهی‌بخشی برگزیدند .(۲)

زندان‌های طاغوت؛ میدان امتحان ایمان

آیت‌الله خامنه‌ای در طول سال‌های مبارزه، شش بار توسط رژیم پهلوی بازداشت شدند.(۳) کتاب «خون دلی که لعل شد» با جزئیات زنده، صحنه‌های این بازداشت‌ها و شکنجه‌ها را روایت می‌کند. از اولین تجربه بازداشت در «زندان پادگان» تا انتقال به «قلعه سرخ» و «سلول شماره ۱۴»؛ هر کدام از این فصل‌ها، تصویری از استقامت و خلوصِ مبارزانی است که برای آرمان خود، همه چیز را به جان خریدند .(۴)

نخستین دستگیری ایشان به محرم سال ۱۳۴۲ بازمی‌گردد، زمانی که یاران امام مأموریت یافتند منابر را سیاسی کنند. ایشان در شب تاسوعا در بیرجند بازداشت شدند و پس از یک شب، به شرط ترک منبر آزاد شدند. سه روز بعد، واقعه پانزدهم خرداد در قم رخ داد که ایشان به‌دلیل فعالیت‌های اعتراضی، دوباره دستگیر و ده روز در زندان نظامی محبوس شدند .

در یکی از بازجویی‌ها، بازجو پرسید: «از طرف چه کسی مأمورید؟» ایشان پاسخ دادند: «از جانب خدا.» بازجو گفت: «این کار خطر دارد؛ شما جوانید.» ایشان فرمودند: «من فکر نمی‌کنم بالاتر از اعدام کاری باشد؛ شما بالاتر از اعدام ندارید و من خودم را برای اعدام آماده کرده‌ام» .

ایشان درباره تجربه حضورش در ساواک نقل کرده‌اند که بازجویان با «اذیت زبانی و تضییع و اهانت‌های خیلی بد» برخورد کردند و چنان تنهایی وحشتناکی را تجربه کرد که «پناه بردم به خدا» .(۵)

قرآن کریم در وصف چنین لحظاتی می‌فرماید:

«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ» (۶)
«آیا پنداشتید که به بهشت درمی‌آیید، حال آنکه خداوند جهادگران و صابران شما را هنوز نشناخته است؟»

شکنجه، قرآن و روزه داری در زندان

در آستانه برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، ساواک مأمور بود انتقادها را سرکوب کند. چهارم مهرماه ۱۳۵۰، شانزده روز مانده به جشن‌ها، ایشان را بازداشت کردند و به سلول انفرادی بردند .(۷) در یکی از شکنجه‌ها، ایشان کتک خوردند: «هنوز به سلولم وارد نشده بودم که بازجوی ساواک آمد و سیلی محکمی به صورتم نواخت و لگد محکمی به سینه‌ام کوبید و شروع به زدن کرد» .

در سلول انفرادی، ایشان با قرآن مأنوس بودند و روزه‌داری را حتی در سخت‌ترین شرایط ترک نمی‌کردند. یکی از بازجویان که با ایشان الفتی یافته بود، گفته بود که ایشان «مثل ماهی از دست بازجوها لیز می‌خورند» .(۸)

مادری مثل شیر؛ پشتوانه‌ای بی‌بدیل

در میان روایت‌های تلخِ زندان و شکنجه، نور امیدی از سوی خانواده می‌تابد. فصل یازدهم کتاب با عنوان «مادری مثل شیر»، تصویری از مادری است که در سخت‌ترین لحظات، پشتیبان فرزند مبارز خود بود .(۹) مادر ایشان، خانم خدیجه میردامادی، بانویی بسیار فهمیده، کتابخوان و آشنا با قرآن بود که صدای خوشی داشت و برای فرزندان، آیات قرآن را شرح می‌داد .

این مادرِ شجاع، در برابر اظهار ترحم دیگران می‌ایستاد و با صلابت می‌گفت این راه «افتخار» است، نه جای دلسوزی . ایشان حتی مشوّق فرزند خود در ادامه این راه پردردسر بود و در برابر دژخیمان مهاجم ساواک، با پایداری و صلابت می‌ایستاد و جوابشان را می‌داد .(۱۰)

«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» (۱۱)
«همانا با دشواری، آسانی است.»

این آیه که بر جلد کتاب «خون دلی که لعل شد» نقش بسته، نشان‌دهنده باور عمیق ایشان به گشایش پس از سختی است .

از تبعید در ایرانشهر تا پیروزی انقلاب

در ۲۸ آذر سال ۱۳۵۶، ایشان به ایرانشهر تبعید شدند . اما این تبعید نیز نتوانست روحیه ایشان را بشکند. یکی از نخستین کارهای ایشان در ایرانشهر، احیای مسجد «آل رسول» بود که به‌حالت تعطیل درآمده بود. به‌تدریج روابط خوبی با علمای اهل سنت پیدا کردند .

در تیرماه ۱۳۵۷، سیل عظیمی ایرانشهر را فراگرفت و هشتاد درصد خانه‌های شهر ویران شد . ایشان به‌جای انتظار برای کمک، دست به کار شدند و کمیته امدادی تشکیل دادند. با کمک‌های ارسالی از زاهدان، یزد و مشهد، کوپن خواربار تهیه و بین سیل‌زدگان توزیع کردند. این اقدام چنان تأثیری داشت که ساواک در گزارشی نوشت: «روحانیون تبعیدی مقیم ایرانشهر به سرپرستی سید علی خامنه‌ای، مواد غذایی را بین سیل‌زدگان توزیع می‌نمایند» .

سال ۱۳۸۱، ایشان درباره این دوران فرمودند: «اگرچه هرکسی در دوری از خانه و زندگی خود احساس غربت می‌کند اما من در سال ۵۶ و ۵۷ در ایرانشهر احساس غربت نکردم... دلهای گرم مردم و محبت‌های جوشان آنها توانست یک پیوند مستحکم بهوجود آورد. من همیشه به دوستان گفت‌هام، ایرانشهر را از خود و خود را از ایرانشهر می‌دانم» .(۱۲)

بنابر این کتاب «خون دلی که لعل شد» صرفاً یک خاطره‌نگاری نیست. سیدحسن نصرالله درباره این کتاب گفته است که آن را یک‌شبه و با شوق تمام خوانده است . تفاوت اصلی این کتاب با بسیاری از آثار مشابه، روایت مستقیم رهبر انقلاب از زندگی شخصی و مبارزاتی خویش است؛ روایتی که بیانگر حکمتها، درسها و عبرت‌هایی است که هر کدام می‌تواند «چراغ راهی برای مخاطب، به‌ویژه جوانان عزیز» باشد . این مسیرِ پر از خونِ دل، سرانجام به «لعل» انقلاب اسلامی انجامید و نشان داد که استقامت در راه حق، هرچند با تلخی‌ها و رنج‌ها همراه باشد، به پیروزی خواهد انجامید.


پی نوشت:

۱.کتاب «خون دلی که لعل شد» (خاطرات خودنوشت آیت‌الله خامنه‌ای از دوران مبارزه، گردآوری محمدعلی آذرشب، انتشارات انقلاب اسلامی) 

۲.همان

۳.پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، خاطرات زندان‌های ستمشاهی 

۴.کتاب «خون دلی که لعل شد» (خاطرات خودنوشت آیت‌الله خامنه‌ای از دوران مبارزه، گردآوری محمدعلی آذرشب، انتشارات انقلاب اسلامی) 

۵.پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، خاطرات زندان‌های ستمشاهی

۶.سوره آل عمران/آیه ۱۴۲

۷.پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، خاطرات زندان‌های ستمشاهی

۸.کتاب «خون دلی که لعل شد» (خاطرات خودنوشت آیت‌الله خامنه‌ای از دوران مبارزه، گردآوری محمدعلی آذرشب، انتشارات انقلاب اسلامی)

۹.همان

۱۰. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، خاطرات از والده مکرمه 

۱۱.سوره انشراح/ آیه ۶

۱۲.اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، خاطرات تبعید در ایرانشهر 

فیروزه دلداری(پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha