خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: شما مثل کسی هستید که از جو زمین خارج شده و به فضا رفتهاید. آنجا هوا نیست و شما هم محتاج تنفسید. باید یک ذخیرهی هوایی با خودتان ببرید، تا بتوانید تنفس کنید. همین هم که حس کردید ذخیرهی هوا در حال ته کشیدن است، بلافاصله برگردید، خودتان را از لحاظ هوا تجهیز کنید و باز بروید. نه اینکه به شما بخواهم بگویم که من آنگونه نیستم. نخیر؛ بنده هم در این جهت، یا مثل شما هستم، یا مقداری از شما هنوز عقبتر و پایینتر. ما هیچ کدام نباید به دینداری و استقامت خودمان در این راه مغرور شویم و اطمینان پیدا کنیم و بگوییم: «من دیگر در این شرایط نمیلغزم.» خیر؛ اگر شما چنین بودید، نمیگفتند روزی پنج نوبت بگویید: «اهدنا الصراط المستقیم.» یک بار دعا میکردید و تمام میشد و میرفت. اینکه به شما میگویند هر روز ده مرتبه - پنج نوبت و هر نوبت دوبار - حداقل، باید بگویید «اهدنا الصراط المستقیم»، به خاطر این است که همهی ما احتیاج داریم دائم متذکر باشیم که راه راستی وجود دارد - که البته همان راه عبودیت الهی، راه بندگی خدا و جدا شدن از بندگی نفس و بندگی هر که غیر خداست - و ممکن است ما از آن راه منحرف شویم و از خدا متضرعانه میخواهیم که «خدایا! ما را در این راه نگهدار. ما را به این راه هدایت کن. این راه را به ما نشان بده.»
دائم بر سر دوراهی هستیم؛ دائم. حرف میزنیم، جلومان دوراهی است. سکوت میکنیم، جلومان دو راهی است. مرخصی میآییم، دوراهیها همینطور پیدرپی، جلو ما هستند. در محیط کار هستیم، همینطور. سختی پیش میآید، همینطور. روابط سرد میشود، همینطور. روابط خیلی گرم و پرجوش میشود، همینطور. دائم بر سر دو راهی هستیم. در این دوراهیها، باید از طرف خدای متعال هدایت شویم؛ زیرا ممکن است بلغزیم. این امکان لغزش را، هرگز فراموش نکنید و برای آنکه این امکان را هر چه ضعیفتر کنید، خودتان را تجهیز نمایید. از لغزشگاهها اجتناب کنید. جاهایی هست که انسان پایش میلغزد: «چوگل بسیار شد، پیلان بلغزند»؛ آدمها که جای خود دارند. جاهایی لغزشگاه است. به آنجاها نزدیک نشوید. لغزشگاهها انواعی دارد. هر کس نقطه ضعفی دارد. یکی نقطه ضعفش پول است؛ یکی نقطه ضعفش رودربایستی و رفاقت است؛ یکی نقطه ضعفش احترام کردن است؛ یکی نقطهی ضعفش زن است؛ یکی نقطه ضعفش سورچرانی و شکمچرانی است.
هر کس نقطه ضعفی دارد. آدم خودش نقطه ضعف خودش را خوب میفهمد. به آن نزدیک نشوید. اگر نزدیک شدید، برای خودتان خطر درست کردهاید. علاوهبر نزدیک نشدن به نقطه ضعفها، باید در تقویت معنوی خودتان کوشا باشید. اول قدمش این است که همین نمازی را که در شبانه روز پنج نوبت میخوانید، با توجه بخوانید. اگر ترجمهی نماز را بلدید، سعی کنید در حال نماز تمرکز پیدا کنید. این تمرکز، امر بسیار مهمی است؛ تا آنچه را برزبان جاری میکنید «حتی تعلموا ماتقولون»؛ بفهمید چه میگویید. آیهی قرآن است دیگر. میگوید که مست مشغول نماز نشوید - «لاتقربوا الصّلاة وانتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون» (۲) تا بفهمید چه میگویید.
مشغول حرف زدن با خدایید؛ این، تمرکز میخواهد. حواس ما پرت میشود. غالباً در حال نماز، ذهنمان به جاهای دیگر میرود. باید در حال نماز، تمرکزی در خودمان ایجاد کنیم. اگر این تمرکز پیدا شد، قدم بعدش حضور قلب است. من عرض کنم به شما؛ پاداشی که خدا برای حفظ تمرکز و توجه به شما میدهد، حضور قلب است. اگر شما توانستید کلمات و عبارات نماز را با توجه به معانیاش بیان کنید، خدا پاداشی چنین نقد در دستتان میگذارد و آن پاداش این است که بعد از لحظاتی، در شما حضور قلب پیدا خواهد شد. به خدا توجه پیدا میکنید و دلتان رقیق میشود. گاهی اشکتان جاری میشود. حالت نیاز در شما پیدا میشود، و این، پاداش آن مجاهدتی است که میکنید، و مهار ذهن را محکم میچسبید که این طرف و آن طرف نرود.
نظر شما