۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۶
سروده کمیت بن زید درباره اهل بیت(ع) و اشاره به حدیث غدیر

کمیت بن زید اشعار زیادی درباره فضائل اهل بیت(ع) سروده است که به هاشمیات معروف است. قصیده عینیه او از جمله این اشعار است که به امامت علی(ع) و ماجرای غدیر اشاره دارد. مانند این ابیات؛ «... و پیامبر(ص) او را طبق اختیاری که داشت برگزید ... و در روز غدیر خم، ولایت را برای او آشکار کرد، البتّه اگر اطاعت می شد و لکن مردمان این ولایت را با هم داد و ستد کردند و کالایی با ارزش مانند این، که داد و ستد شود ندیده ام...».

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:  کمیت بن زید اشعار زیادی درباره فضائل اهل بیت(علیهم السلام) سروده است که به هاشمیات معروف است و قصیده عینیه(1) او از جمله این اشعار است که به امامت اشاره دارد؛ او در این باره چنین سروده است:
1- نفی عن عینکَ الأرقُ الهجوعا وهمٌّ یمتری منها الدموعا
2- دخیلٌ فی الفؤادِ یهیجُ سُقماً وحزناً کان مِن جَذَل منوعا
3- وتوکافُ(2) الدموع علی اکتئاب أحلَّ الدهر موجَعَهُ الضلوعا
4- ترقرق أسحماً دَرَراً وسکباً یشبّه سحّها غرباً هَموعا(3)
5- لفقدانِ الخضارمِ من قریش وخیرِ الشافعین معاً شفیعا
6- لدی الرحمن یصدعُ بالمثانی وکان له أبو حسن قَریعا(4)
7- حَطوطاً فی مسرّته ومولی إلی مرضاة خالقِهِ سریعا
8- وأصفاه النبیُّ علی اختیارِ بما أعیا الرفوض له المذیعا
9- ویوم الدوحِ دَوحِ غدیرِ خمٍّ أبان له الولایةَ لو اُطیعا
10-ولکنَّ الرجالَ تبایعوها فلم أرَ مثلها خَطَراً مبیعا
11- فلم أبلغْ بها لعناًولکنْ أساءَ بذاک أوّلُهم صنیعا
12- فصار بذاک أقربَهم لعدل إلی جور وأحفظهم مضیعا
13- أضاعوا أمرَ قائدِهم فضلّوا وأقومهم لدی الحدثانِ ریعا
14- تناسَوا حقّه وبَغَوا علیه بلا تِرة وکان لهم قریع
15- فقل لبنی اُمیّة حیثُ حَلُّوا وإن خفتَ المُهنّد والقطیعا
16- ألا اُفٍّ لدهر کنتُ فیه هدانا طائعاً لکمُ مُطیعا
17ـ أجاع الله من أشبعتموهُ وأشبع من بجورکُمُ اُجیعا


(1ـ بیدار خوابی ای که خواب شبانه را از تو دور کرد، و همّ و غمّی که به خاطر آنها اشک ها بیرون می آید.

2 ـ همّ و غمی در قلب است که درد و اندوهی را برمی انگیزد که مانع شادی می گردد.

3 ـ و جریان این اشک ها، به خاطر غم و اندوهی است که روزگار درد آن را در سینه قرار داده است.

4 ـ از ابر سیاه و پر باران چشم ها اشک های پی در پی و فراوان فرو می ریزد و جریان اشک از آنها، بسان ریختن آب از دلوی بزرگ است.

5 ـ به خاطر فقدان سادات قریش، و بهترین شفاعت کنندگان.

6 ـ نزد خدای رحمان، او سبع المثانی(5) (سوره حمد) را آشکارا به مردم اعلام می کرد و ابوالحسن برای او(پیامبر) همتا و برگزیده بود.

7 ـ کسی که به شادی و خواهش های خویش توجّهی ندارد (و لهو و لعب و زخارف و لذّات دنیا او را فریب نمی دهد) و مولایی که به سوی خوشنودی پروردگارش شتاب می کند.

8 ـ و پیامبر او را طبق اختیاری که داشت برگزید به گونه ای که  تارکین ولایت او را، ناتوان کرد.

9 ـ و در روز درخت بزرگ، یعنی درخت غدیر خم (اشاره به جایگاه خطبه خواندن پیامبر)، ولایت را برای او آشکار کرد البتّه اگر اطاعت می شد.

10 ـ و لکن مردمان این ولایت را با هم داد و ستد کردند و کالایی با ارزش مانند این، که داد و ستد شود ندیده ام.

11 ـ پس به سبب داد و ستد خلافت، آنان را لعن نمی کنم، ولی اوّلیِ آنها با این کار، بد فعلی انجام داد.

12 ـ و با این کار به کسی که نزدیکترین آنها به عدالت بود ستم شد، و حافظ ترین آنان (نسبت به کتاب وسنّت) ضایع گشت.

13 ـ آنها امر پیشوای خود و کسی که در بین آنها هنگام رخدادها و بلاها درست ترین و مستقیم ترین راه بود را ضایع کردند، و از این رو گمراه و متحیّر شدند.

14 ـ نسبت به حقِّ او خود را به فراموشی زدند و به او ظلم کردند بدون اینکه او ظلمی کرده باشد، در حالی که او بزرگ و رئیس آنها بود.

15 ـ پس به بنی امیّه هر کجا بودند هر چند از شمشیر تیز و برّنده و تازیانه بترسی، بگو:

16 ـ هان! افّ بر روزگاری که من در آن سست و ترسو و مطیع و فرمانبردار شما شدم.

17 ـ خداوند هر کس را که سیر کردید گرسنه کند، و هر کس به خاطر ظلم شما گرسنه شد، سیر گرداند.)


شیخ مفید در رساله خود که در معنای «مولی» نگاشته(6)، می نویسد:
کمیت از کسانی است که به شعر وی در [فهم] قرآن استشهاد می شود و اهل علم بر فصاحت و شناختن لغت و سر آمد بودن در شعر و بزرگی در زبان آوری وی اتّفاق نظر دارند. وی با این بیت:

«ویوم الدوح دَوحِ غدیرِخمٍّ *** أبان له الولایة لو اُطیعا» و با روایت غدیر امامت را برای آن حضرت، ثابت و به خاطر واژه مولی او را به رئیس توصیف می کند. و بر کمیت با جلالتی که در لغت و علوم عربی دارد روا نیست لفظی را برای معنایی استعمال کند بدون اینکه در لغت برای آن معنا وضع شده باشد و[ بی آنکه] هیچ یک از عالمان به علوم عربی، قبل از او استعمال کرده باشد و هیچ یک از آنها آن لغت را آن گونه که معنا کرده بشناسد؛

زیرا اگر این کار بر او روا باشد بر دیگران نیز که مثل او یا بالاتر و یا پایین تر از او هستند روا خواهد بود و در نتیجه تمام لغت فاسد می شود و راهی به شناخت معنای حقیقی لغات عرب پیدا نمی کنیم و در این رابطه در به روی ما بسته می شود.


و شیخ ابوالفتح در «تفسیر»(7) خود نوشته است:
از کمیت نقل شده که گفت: امیرالمؤمنین(علیه السلام) را در خواب دیدم که فرمود: قصیده عینیّه خود را برای من بخوان پس خواندم تا رسیدم به اینجا: «ویوم الدوح دَوح غدیرخُمّ *** أبان له الولایة لو اُطیعا» پس آن حضرت(صلوات الله علیه) فرمود: راست گفتی. سپس چنین سرود:


«ولم أرَ مثلَ ذاک الیومِ یوماً *** ولم أرَ مثله حقّاً اُضیعا»
(و من روزی مثل آن روز را ندیدم، و حقّی مانند آن ندیدم که ضایع شده باشد).


و در کتاب «الصراط المستقیم»(8)، اثر بیاضی عاملی آمده است:


فرزند کمیت نقل کرده است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) را در خواب دید که می فرماید: قصیده عینیّه پدرت را برایم بخوان؛ پس چون به این بیت رسید: «ویوم الدوح دَوح غدیرخمٍّ *** أبان له الولایة لو اُطیعا» آن حضرت سخت گریست و فرمود: خداوند پدرت را رحمت کند، او راست گفت، آری سوگند به خدا حقّی مثل این را ندیدم که ضایع شده باشد.


مسعودی در «مروج الذهب»(9) این قصیده ها را برای کمیت ذکر می کند. و سَنْدُوبی نوشته است(10):


کمیت از بهترین شاعران زمان حکومت اُمویان بود، وی عالم به لغات عرب و وقایع و رخدادهای آنها بود و از بهترین و برترین اشعار وی قصیده های هاشمیّه است، قصیده هایی که در آن اهل بیت پیامبر را به نیکی و خوبی یاد می کند.(11)


پی نوشت:

(1). هر کدام از قصیده های او که درباره فضائل اهل بیت(علیهم السلام) است به نامی مشهور است؛ از جمله آنها: لامیه، میمیه، بائیه و عینیه است.

(2). «وکَفَ الدمع»: اشک جاری شد.
(3). «رقرقت العین»: چشم اشک ریخت. «أسحم»: ابر. گفته می شود: أسحمت السماء: آسمان آب ریخت و باران آمد. «سحّ»: ریختن. «غرب»: دلو بزرگ. «هموع»: سیّال.
(4). «قریع»: سیِّد، رئیس.
(5). «سبع المثانی»: خداوند در سوره حجر، آیه 87 می فرماید: «وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعاً مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»؛ (ما به تو سوره حمد و قرآن عظیم دادیم) به سوره حمد از آن جهت سبع المثانی می گویند که در هر رکعت از رکعات نماز خوانده می شود (یثنی بها فی کلّ رکعة من رکعات الصلاة)، یا از آن جهت که به سبب آن ثنای الهی گفته می شود؛ زیرا در این سوره، حمد و توحید و ذکر ملک الهی وجود دارد.
(6). رساله ای در معنای مولا که در ضمن تألیفات شیخ مفید(ج 8، ص 18) چاپ شده است.
(7). تفسیر ابوالفتح رازی، ج 2، ص 193 (ج 4، ص 280).
(8). الصراط المستقیم، ج 1، ص 310.
(9). مروج الذهب، ج 2، ص 194 (ج 3، ص 253).
(10). در تعلیقه اش بر البیان والتبیین، اثر جاحظ (ج 1، ص 54).
(11). گردآوری از کتاب: گزیده ای جامع از الغدیر، علامه شیخ عبدالحسین امینی، ترجمه محمد حسین شفیعی شاهرودی، موسسه میراث نبوت، چاپ سوم، ص 183.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha