به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ محمد فتحعلی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در هند، در مقالهای که در روزنامه ایندین اکسپرس منتشر شد، با تبیین مفهوم «استقلال راهبردی» در اندیشه رهبر شهید، این اصل را مهمترین میراث چهار دهه رهبری ایشان دانست و نوشت: امام شهید، استقلال را از یک آرمان تاریخی به ستون اصلی سیاست، امنیت، پیشرفت علمی و عزت ملی ایران تبدیل کرد و در نهایت نیز با شهادت خود، صداقت این اندیشه را به اثبات رساند.
سفیر ایران در این مقاله نوشته است: در تاریخ ملتها، برخی مفاهیم از عمر دولتها و زمامداران فراتر میروند و به روح و هویت یک ملت گره میخورند. «استقلال» برای ملت ایران، چنین مفهومی است؛ آرمانی که ریشه در قرنها مقاومت این سرزمین در برابر سلطه بیگانه دارد. اما این امام خامنهای بود که این آرمان دیرینه را از یک آرزوی تاریخی، به یک اصل زنده و راهبر در تمام شئون کشور تبدیل کرد.
وی افزود: معظم له طی چهار دهه رهبری خویش، استقلال را نه یک شعار، بلکه ستون فقرات سیاستگذاری در حوزههای امنیت، دیپلماسی، اقتصاد و علم قرار داد؛ ستونی که هرگز، حتی در سختترین طوفانهای فشار بینالمللی، خم نشد.
سفیر ایران در هند تصریح کرد: استقلال راهبردی، در معنای دقیق آن، یعنی توانایی یک ملت برای تصمیمگیری درباره سرنوشت خویش، بر پایه منافع و ارزشهای خود، بدون آنکه ارادهاش در برابر هیچ قدرتی رنگ ببازد. آنچه این مفهوم را در نگاه امام خامنهای به یک آموزه ماندگار بدل کرد، ثبات و صلابت آن در طول زمان بود؛ او نه در یک برهه گذرا، بلکه در تمام چهار دهه رهبری خویش، در برابر هرگونه وسوسه وابستگی، از هر سو که میآمد، همچون کوهی استوار ایستاد.
در گفتمانی که امام خامنهای بنیانگذار و مفسر بیبدیل آن بود، استقلال هرگز به رویارویی با غرب محدود نماند؛ او با همان قاطعیت، در برابر وابستگی به شرق نیز ایستاد. بارها هشدار داد که وابستگی راهبردی، حتی در لباس همکاری و مشارکت فنی، سرانجام به زنجیری بر دستوپای ملت بدل خواهد شد. برای امام شهید، خوداتکایی در صنایع دفاعی، شکوفایی فناوریهای بومی، و تابآوری اقتصادی، جلوههای گوناگون یک حقیقت واحد بودند: عزت ملی. با نگاهی ژرفتر از افق سیاست روز، استقلال را ادامه همان روایت کهن ایران درباره بقا و جاودانگی میدانست؛ روایتی که خود را سرباز وفادار و پاسدار امین آن میشناخت.
سفیر ایران در ادامه نوشت: این نگرش تاریخی، در اندیشه امام خامنهای، با شکوه معنوی عاشورا نیز درآمیخت. امام خامنهای به واقعه کربلا، نه به عنوان یک خاطره دور، بلکه چراغی همیشه روشن برای ایستادگی در برابر ظلم و پرداخت هر بهایی در راه حق میدید. بیانات امام شهید سرشار از این روح عاشورایی بود؛ روحی که مقاومت، استقلال، و فداکاری را به زبان روز ملت ایران بدل کرد. از دل همین پیوند میان افتخار تاریخی ایران باستان و شکوه معنوی اسلام، امام خامنهای مفهومی را صورتبندی کرد که آن را «تمدن ایرانی-اسلامی» نامید؛ تمدنی که به گفته او، ایران را نه یک واحد سیاسی صرف، بلکه وارث برحق دو میراث عظیم بشری معرفی میکرد. تمام عمرش مصروف تلاشی خستگیناپذیر برای تحکیم و شکوفایی همین هویت دوگانه شد.
استقلال؛ قلب تپنده هویت ملی ایران
فتحعلی تأکید کرد: در این افق بلند، استقلال راهبردی هرگز یک ابزار سیاسی صرف نبود؛ بلکه قلب تپنده هویت ملی ایران در نگاه امام خامنهای به شمار میرفت. امنیت، پیشرفت علمی، عزت بینالمللی، همه و همه، در سایه همین استقلال معنا مییافتند. این میراث فکری، ماندگارترین و درخشانترین نشان دوران چهاردههای رهبری امام شهید است؛ نشانی که در هر گوشه از سیاستگذاری کشور، همچنان میدرخشد.
رهبر شهید استقلال را ارمغانی میدانست که با خون شهیدان انقلاب و دفاع مقدس آبیاری شده بود، و از همین رو، آن را امانتی مقدس میشمرد که در هیچ شرایطی و به هیچ بهایی، نباید واگذار شود. همین باور استوار بود که ایران را در برابر سنگینترین فشارهای بینالمللی تاریخ معاصر، به سرزمینی مقاوم و سربلند بدل کرد؛ سرزمینی که ایستادگی را بر تسلیم برگزید.
سفیر ایران در ادامه به شهادت رهبر شهید اشاره کرد و نوشت: آنچه میراث امام خامنهای را از یک اندیشه سیاسی به یک حماسه جاودان بدل کرد، نه فقط کلام و تدبیر او، بلکه شکوه پایان راهش بود. در لحظهای که تجاوز آشکار بیگانه، سرزمین ایران را نشانه گرفت، همان کسی که یک عمر از استقلال و ایستادگی سخن گفته بود، در آزمونی بیواسطه، صداقت آن سخن را با تمام وجود خویش به اثبات رساند. و در دل وطن ماند، زیر همان آسمانی که برای استقلالش عمری کوشیده بود، و در همان جایگاهی که وظیفه خود میدانست، استوار ایستاد. در آخرین ساعات حیات پربرکت خویش، روزهدار و در حال خدمت به مردمی بود که یک عمر جان و توان خویش را وقف امنیت و عزت آنان کرده بود.
شهادت؛ اوج یک مسیر، نه یک پایان ساده
چنین شهادتی، در حافظه جاودان یک ملت، هرگز یک پایان ساده نیست؛ اوج یک مسیر است؛ لحظهای که در آن، گفتار و کردار یک رهبر، برای همیشه در یکدیگر ذوب میشوند. امام خامنهای با ماندن در میان مردم، در لحظهای که گریختن برای بسیاری از زمامداران جهان، الگویی مأنوس بوده، تصویری از رهبری بر جای گذاشت که تا ابد در خاطره ملتی که کهنترین تمدن جهان را در خود دارد، زنده خواهد ماند. خون امام شهید بر ریشه همان درختی ریخته شد که خود یک عمر آبیاریاش کرده بود؛ درخت تناور استقلال و عزت ملی ایران.
ملتها، رهبران خویش را نه در ترازوی موفقیتهای زودگذر، بلکه در میزان بلندنظری و ایستادگیشان در برابر تاریخ میسنجند. نحوهای که امام خامنهای در طول چهار دهه، میان امنیت، استقلال، پیشرفت، و کرامت ملی پیوند برقرار کرد، و سرانجام جان خویش را در همین راه نثار کرد، تصویری است که تا نسلهای آینده، در حافظه تاریخی ایران زنده و پرافتخار باقی خواهد ماند.
وی در پایان تأکید کرد: امروز که جهان با رقابت قدرتهای بزرگ، تحولات پرشتاب فناوری، و وابستگیهای پیچیده اقتصادی روبهروست، آموزه استقلال راهبردی امام خامنهای، بیش از هر زمان دیگری، اهمیتی جهانی یافته است. این آموزه دیگر منحصر به مرزهای یک کشور نیست؛ بلکه به الگویی برای هر ملتی بدل شده که در پی حفظ عزت و اراده خویش در برابر امواج فشار بینالمللی است. تجربه ایران در دوران رهبری امام خامنهای، از این منظر، درسی ماندگار برای تمام آنان است که آزادی تصمیمگیری ملی را گرانبهاتر از هر منفعت زودگذر میدانند.
سرانجام، باید گفت «استقلال» در اندیشه امام خامنهای، هرگز یک سیاست یا یک برنامه اجرایی صرف نبود؛ بلکه جوهرهای بود که تاریخ، فرهنگ، ایمان، و اراده یک ملت را در خود میفشرد. میراث رهبر شهید، امروز بیش از هر زمان دیگری، چراغ راه آینده ایران است؛ چراغی که با خون او روشنتر و پایدارتر از همیشه خواهد سوخت.

...................
پایان پیام/
نظر شما