خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: مقاومت، مفهومی چندلایه است که از یکسو به مبانی الهیاتی و قرآنی تکیه دارد و از سوی دیگر در سطح جامعه، سیاست، فرهنگ و رسانه به صورت «سرمایه اجتماعی»، «هویت جمعی» و «کنش آگاهانه» ظهور میکند. مقاومت را نمیتوان تنها در میدان جنگ یا نزاع نظامی، صرفاً واکنشی احساسی در برابر تهدید فهم کرد؛ مقاومت، پیش از آنکه رخدادی بیرونی باشد، نوعی صورتبندی معرفتی، اخلاقی و اجتماعی از ایستادگی در برابر سلطه، ظلم، تحقیر و فروپاشی امید عمومی است.
مقاومت از مفاهیم محوری قرآن است که میدان معنایی گستردهای در کلام وحی دارد. در قرآن میتوان سه دسته از آیات را درباره آن شناسایی کرد: آیاتی درباره لزوم مقاومت، آیاتی درباره پیامدهای مثبت مقاومت و آیاتی درباره چالشهای پیش روی آن؛ چالشهایی مانند دیربازده بودن مقاومت، بزرگانگاری دشمن، بازتولید شبههها، اختلاف، ناتوانی در تصمیمگیری و بدگمانی به وعدههای الهی از موانع اصلی پایداری است. به این ترتیب مقاومت در منطق قرآنی فقط ایستادن فیزیکی نیست، بلکه نیازمند صبری با معرفت، اعتمادی همراه ایمان، انسجام جمعی و قدرت تشخیص در موقعیتهای پیچیده است.
مقاومت بر نوعی نسبت میان ایمان و عمل استوار است. انسان مقاوم، تنها انسانی خشمگین یا معترض نیست؛ بلکه کنشگری است که جهان را بر اساس معنا، تکلیف، عدالت و امید تفسیر میکند. در واقع مقاومت با «انتظار نتیجه فوری» ناسازگار است و دقیقاً به همین دلیل، یکی از آزمونهای جدی جوامع دینی و اخلاقی به شمار میآید. جامعهای که توان مقاومت دارد که بتواند میان رنج امروز و افق فردا پیوند برقرار کند؛ یعنی شکستهای مقطعی را پایان تاریخ نداند و فشارهای بیرونی را به فروپاشی درونی تبدیل نکند. نسبت مقاومت با جهاد نیز برجسته است. جهاد، مفهومی فراتر از کنش نظامی است و افق بحث را از میدان نبرد به میدان فرهنگ، جامعه، رسانه و ادراک عمومی منتقل میکند؛ زیرا تلاشی مستمر برای حفظ استقلال فکری، انسجام اجتماعی و مقاومت در برابر جنگ شناختی است. اهمیت این نکته در فضای رسانهای امروزه دوچندان است. در جهانی که تهدیدها فقط از مسیر سلاح و اشغال سرزمینی عمل نمیکنند، بلکه از مسیر روایت، تصویر، شایعه، تحقیر هویت، تولید ترس و القای بیآیندگی وارد میشوند، مقاومت نیز باید صورتهای نوینی پیدا کند. مقاومت رسانهای یعنی جامعه بتواند روایت خود را از واقعیت حفظ کند، میان خبر و عملیات روانی تمایز بگذارد، حافظه تاریخی خود را از دست ندهد و در برابر فرسایش امید عمومی هوشیار باشد. از این جهت، مقاومت پیش از آنکه یک شعار باشد، نوعی سواد اجتماعی و رسانهای است.
در سطح اجتماعی، مقاومت زمانی پایدار میشود که به سرمایه اجتماعی تبدیل شود. مقاومت اجتماعی با مفاهیمی مانند ایمان، کنش اجتماعی و همگرایی جمعی پیوند خورده و نمودهایی چون تجمعات مردمی، انسجام محلی، همافزایی کنشهای فردی و خانوادگی و تقویت فضای مقاومتی دارد. مقاومت تنها کار نخبگان، فرماندهان یا سیاستگذاران نیست؛ بلکه در رفتارهای روزمره مردم، در یاریرسانی، در حفظ آرامش عمومی، در مراقبت از آسیبپذیران و در تداوم زندگی معنادار نیز تحقق پیدا میکند. این نوع ایستادگی در برابر ظالم است که پایداری و صلح را نتیجه میدهد. گاه مفهوم مقاومت بهاشتباه با میل به خشونت یا استمرار نزاع یکی گرفته میشود، در حالی که، مقاومت نه ستایش جنگ، بلکه دفاع از امکان صلح عادلانه و در واقع ضد جنگ است.
بنابراین، مقاومت را باید از جنگطلبی تفکیک کرد. جنگطلبی بر طرد دیگری، خشونت بیمهار و توسعه بحران، بنا میشود؛ اما مقاومت، در معنای اخلاقی و دینی آن، واکنشی به ظلم و تجاوز است و غایت آن بازگشت به کرامت، عدالت و صلح است. از این رو، ادبیات مقاومت، اگر اصیل باشد، ادبیات نفرت نیست؛ ادبیات بیداری، کرامت، دفاع و امید است. به این ترتیب مقاومت به عنوان یک فرهنگ قابل تحلیل است؛ زیراکه صرفاً عمل بیرونی و دفاعی نیست؛ ابتدا باید در سطح بینش شکل گیرد، سپس به گرایش و انگیزه تبدیل شود و در نهایت در کنش اجتماعی و میدانی بروز یابد. یعنی فرهنگی پویا، مبتنی بر تفکر و دوراندیشی است و با مفهوم هویت پیوند دارد.
اگر مقاومت با هویت پیوند دارد، تضعیف مقاومت نیز غالباً از مسیر تضعیف هویت آغاز میشود. جامعهای که نسبت خود را با گذشته، ارزشها، قهرمانان، حافظه جمعی و آینده مطلوب از دست بدهد، در برابر فشارهای بیرونی شکنندهتر خواهد شد. از سوی دیگر، جامعهای که مقاومت را به شکل عقلانی، اخلاقی و فرهنگی بازتولید کند، میتواند تهدید را به فرصتی برای انسجام، بازاندیشی و تقویت توان درونی تبدیل کند.
بنابراین، مقاومت ریشه در ایمان دارد، با عقلانیت اجتماعی تداوم مییابد، در فرهنگ و رسانه بازنمایی میشود و در نهایت به صلح عادلانه میانجامد. مقاومت نه انفعال است و نه خشونتگرایی؛ نه صرفاً خاطرهای از گذشته است و نه فقط راهبردی برای شرایط بحرانی، بلکه شیوهای از بودن اجتماعی است؛ شیوهای که در آن، جامعه میکوشد در برابر تحمیل، تحقیر، ترس و بیآیندگی، کرامت و معنا را حفظ کند. بازخوانی علمی مقاومت برای امروز ضرورتی جدی است. اگر مقاومت تنها در قالب شعار باقی بماند، به تدریج فرسوده میشود؛ اما اگر در قالب نظریه اجتماعی، اخلاق عمومی، سواد رسانهای، سیاستگذاری فرهنگی و تربیت شهروند مسئول درآید، میتواند به یکی از مهمترین منابع پایداری جامعه تبدیل گردد. جامعه مقاوم، جامعهای است که هم حقیقت را میبیند، هم تهدید را انکار نمیکند، هم امید را از دست نمیدهد و هم صلح را نتیجه نهایی پایداری عادلانه میداند.
نویسنده: زینب خاتون شیرینکار
نظر شما