۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۱
زمین چگونه برای پذیرش زندگی آماده شد؟

کره زمین ۴,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ سال پیش متولد شده است و ۳,۰۰۰ سال در آن هیچ موجودی زندگی نمی کرده است و همه جا آتش، دود و بخار بوده است، تا اینکه باران ها و سیل های عظیم باعث ایجاد کوه ها و دره ها و دریا ها شده و بعد جانداران با اشکال مختلف آفریده شدند. انسان در «عصر حجر» برای ادامه حیات خویش از سنگ استفاده می کرد ولی به تدریج توانست فلزات و طریق ذوب و استفاده از آن را کشف کند. که به این سه قسمت از زندگی انسان «دوران قبل از تاریخ» گفته می شود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: هیچ کس درست نمی‌ داند اوّلین طلیعه حیات و زندگی در روی کره زمین از کی شروع شده است؛ همین قدر می‌ دانیم که تاکنون هر چه دانشمندان در این زمینه بیشتر کاوش کرده ‌اند تاریخ پیدایش حیات را دورتر برده‌ اند و به همین دلیل این مسأله صورت پیچیده ‌تر و اسرار آمیزتری به خود گرفته است.


آخرین تحقیقات دانشمندان می‌ گوید: کره مسکونی ما (احتمالًا) در چهار هزار میلیون سال قبل تولّد یافته است! سه هزار سال بر این کره زمین گذشت که از زندگی و حیات، مطلقاً نام و نشانی نبود، همه جا آتش بود، همه جا دود و بخار بود، تا پوسته زمین کمی سرد، و چین خوردگی ها به صورت کوه ها و دره‌ های عظیم در آن آشکار شد. سپس دوران باران های سیلابی شروع گردید، هزاران سال طوفان و باران های سیل آسا زمین را میدان تاخت و تاز خود قرار داده بود، و امواج کوه پیکر، صخره‌ های عظیم را همه جا در هم می‌ کوبید و بر تمام قاره‌ ها می‌ دوید.


گویا این باران ها و سیل ها مأموریت داشتند مانند یک تراکتور عظیم زمین ها را هموار کنند؛ صخره ‌ها را بشویند و دشت ها و جلگه ‌های وسیعی که بستر زندگی انسان و سایر جانداران و محل روییدن انواع گیاهان است به وجود آورند.


بالاخره این مأموریت به خوبی انجام یافت، آب ها در گودال های عظیم جمع شدند و دریاها به وجود آمدند، کوه ها به مقدار زیادی ساییده شد، دره ‌ها پر گردید، و زمین های هموار و نرمی به وجود آمد.
پس از سه هزار میلیون سال یا قدری بیشتر [که باز تاریخ دقیق آن در دست نیست] نخستین جوانه زندگی در دریاها و در میان آبی که مایه حیات است پدیدار گردید. جانداران با اشکال عجیب و مختلف یکی پس از دیگری به وجود آمدند، عدّه‌ ای از نژادهای آنها برای همیشه‌ منقرض شدند و عدّه‌ ای دیگر باقیمانده و در همه جا منتشر شدند که چگونگی پیدایش این جانداران گوناگون از اسرار آمیزترین فصول تاریخ زندگی کره مسکونی ماست. همین تحقیقات می‌ گوید: کاملترین نوع جانواران که پستانداران باشند شاید از یکصد میلیون سال قبل باین طرف پیدا شدند.


‌ از پیدایش انسان در روی زمین مدّت زیادی نمی‌ گذرد؛ این مدّت را به چند صد هزار سال تا چند میلیون سال تخمین می ‌زنند. این مدّت گر چه در برابر عمر زمین و پیدایش حیات در آن بسیار ناچیز است ولی در حد خود مدّت کمی نیست. متأسفانه تحولاتی که در این مدّت در زندگی انسان ها و قسمت های مختلف زمین روی داده نیز به طور وضوح بر ما روشن نیست.


اطلاعات نسبتاً روشن ما درباره انسان بیشتر مربوط به پنج، شش هزار سال اخیر است که «خط» اختراع شده و تاریخ مدونی [آنهم چه تاریخی!؟] از زندگی بشر به یادگار مانده است که این دوران را دوران تاریخ و پیش از آن را دوران قبل از تاریخ می‌ نامند.


اگر مجموع عمر انسان را در روی زمین برابر با یک شبانه روز فرض کنیم، تمام تاریخ دوران بشر از چند دقیقه تجاوز نخواهد کرد، و نسبت به همه عمر زمین از یک ثانیه هم کمتر است، و عمده اطلاعات ما مربوط به همین یک ثانیه می ‌باشد.


ولی در این میان، خاک ها خدمت بزرگی به ما کرده ‌اند، و گنجینه‌ های گران بهایی از دوران قبل از تاریخ، از آثار گوناگون زندگی گذشتگان، در دل خود نگاه داشته اند که می‌ تواند بسان یک نورافکن ضعیف، پرتو کم رنگی بر قسمت‌ های تاریک زندگی نیاکان ما بیندازد، و حقایقی از وضع آنها را به ما نشان دهد.


دانشمندان با استفاده از این پرتو ضعیف توانسته ‌اند دوران ماقبل از تاریخ را به چهار دوران ممتاز بر اساس‌ ابزار و آلاتی که از آنها به دست آمده تقسیم کنند:


نخست: «عصر حجر قدیم» است که اطلاعات انسان از نیروها و مواهب آفرینش بسیار کم بود، و تنها وسیله او برای ادامه حیات در صحنه پرغوغای زندگی، تنها قطعات سنگ های بی ‌قواره ‌ای بود که تا اندازه ‌ای آن را به صورت سلاح های ساده درآورده بودند. در اواخر این دوران انسان به کشف مهمی نایل گشت که قیافه زندگی او را عوض کرد، و آن کشف «آتش» بود.


از این دوران که بگذریم به «عصر حجر جدید» می ‌رسیم. در این عصر، انسان ابزارهای سنگی منظم و صاف و صیقلی به وجود آورد، و تغییرات فراوانی در قسمت های مختلف زندگی خود داد. عمر «عصر حجر جدید» خیلی کوتاه است، و شاید از ده بیست هزارسال تجاوز نکند، در حالی که «عصر حجر قدیم» بیش از ۹۰ درصد مجموع عمر بشر را روی زمین اشغال می‌ کند!


پس از این دوران «عصر برنز» یا «مفرغ» شروع می‌ گردد که انسان برای نخستین بار با فلزات و طریقه ذوب آنها آشنا می‌ شود و بالاخره «عصر آهن» که آخرین دوران‌ قبل از تاریخ است با کشف فلز محکم و پر مقاومتی به نام آهن آغاز می‌ گردد، و قیافه زندگی انسان به کلی دگرگون می‌ شود و کم کم برای شروع دوران تاریخ خود آمادگی پیدا می‌ کند.


در این جا نکته قابل توجهی وجود دارد و آن این که: اعصار مزبور در تمام نقاط جهان همزمان با یکدیگر «شروع» و «پایان» نیافته ‌اند، بلکه بعضی از نقاط جهان «عصر آهن» را طی می‌ کردند در حالی که همان زمان نقاط دیگری «عصر حجر» را.


در این بین، بنا به گواهی مورّخان شرق و غرب هنگامی که بسیاری از نقاط مشرق زمین به عصر آهن رسیده بودند اروپایی ها در عصر حجر زندگی می‌ کردند که بد نیست این سخن را از زبان نویسندگان تاریخ تمدّن غرب بشنویم:


در کتابی که به نام «تاریخ تمدّن غرب و مبانی آن در شرق» زیر نظر سه تن از اساتید برجسته دانشگاههای امریکا نوشته شده چنین می‌ خوانیم: «اکنون این طور به نظر می ‌رسد که در بعضی از قسمت های آسیا انسان موقعی که به آخرین دوره ترتیب زمانی یعنی «عصر آهن» رسیده بود، مردمی که در اروپا زندگی می‌ کردند هنوز در «عصر حجر جدید» به سر می ‌برند، و مردم استرالیا تقریباً در «عصر حجر قدیم» بودند.


کاوش ها و حفریاتی که در نقاط مختلف مشرق زمین به عمل آمده نیز این حقیقت را روشن می‌ کند که تمدن انسانی از شرق به غرب رفته است، زیرا قدمت آثار برجسته ‌ای که از انسان های گذشته به یادگار مانده در هیچ یک از نقاط جهان به پای آثاری که در شرق پیدا شده نمی ‌رسد.


و از این بیان بخوبی نتیجه می‌ گیریم که شرقی ها خیلی زودتر از غربی ها مراحل ابتدایی تمدّن را پشت سر گذاشتند؛ و در حقیقت مشرق زمین گاهواره اصلی تمدّن انسانی بوده است. این نخستین برگ تاریخ تمدّن بشری در روی زمین می ‌باشد و در همین برگ تفوق و برتری آشکار تمدّن شرقی به چشم می‌ خورد. (۱)

پی نوشت:

(۱). گردآوری از کتاب: اسرار عقب ماندگی شرق، مکارم شیرازی، ناصر، نسل جوان، ‌قم، بی تا، ص ۲۳.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha