خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: امام علی(علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه پس از اشاره ای که به صفات جمال و جلال خدا (صفات ثبوتی و سلبی) دارد، به گوشه ای از صفات فعل پروردگار اشاره کرده می فرماید: (مخلوقات را با قدرتش آفرید و بادها را با رحمتش به حرکت درآورد و گسترش داد و لرزش و اضطراب زمین را به وسیله کوه ها برطرف ساخت)؛ «فَطَرَ(۱) الْخَلائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّیاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ(۲) بِالصُّخُورِ(۳) مَیَدانَ(۴) أرْضِهِ».
تعبیرات بالا هر کدام ناظر به یک یا چند آیه قرآنی است: جمله «فَطَرَ الْخَلائِقَ بِقُدْرَتِهِ» ناظر است به آیه «فاطِرِ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ» که در چندین سوره قرآن آمده و جمله «نَشَرَ الرِّیاحَ بِرَحْمَتِهِ» ناظر است به آیه «وَ هُوَ الَّذی یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْریً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ»؛ (او کسی است که بادها را بشارت دهنده در پیشاپیش [باران] رحمتش فرستاد).جمله سوّم اشاره دارد به آیه شریفه «وَ اَلْقی فِی الاَرْضِ رَواسِیَ اَنْ تَمیدَ بِکُمْ»؛ (در زمین کوه هایی افکند تا شما را نلرزاند). (۵)
با توجّه به معنای «فطر»؛ (شکافتن چیزی از طول)، آفرینش در کلام نورانی امام علی(علیه السلام) تشبیه به شکافتن پرده ظلمانی عدم شده، پرده ای که یکپارچه و منسجم و خالی از هر گونه شکاف است، ولی قدرت بی پایان حق آن را می شکافد و مخلوقات را از آن بیرون می فرستد و این چیزی است که جز از قدرت او ساخته نیست.
دانشمندان، امروز در این مسأله اتّفاق نظر دارند که محال است ما بتوانیم چیزی از عدم به وجود آوریم، یا از وجود به دیار عدم بفرستیم، آنچه در قدرت ماست همان تغییر شکل موجودات است و بس!
تعبیر به رحمت، در مورد وزش بادها تعبیری است گیرا و جذّاب که با لطافت نسیم و وزش باد و آثار مختلف آن مانند حرکت ابرها به سوی زمین های تشنه، تلقیح و بارور ساختن گیاهان، تلطیف و جابجایی هوا، حرکت کشتی ها، تعدیل درجه گرما و سرمای هوا و برکات فراوان دیگر، بسیار سازگار است.
امّا این که چگونه کوه ها و صخره ها از لرزش زمین جلوگیری می کنند، دانشمندان پیشین با اعتقاد به سکون زمین، تفسیرهایی برای آن داشته اند که امروزه قابل قبول نیست. بلکه تفسیرهای روشن تری در دست داریم که هم با حقایق مسلّم علمی سازگار است و هم با آیات قرآنی و روایات هماهنگ؛ زیرا:
۱ـ وجود کوه ها بر سطح زمین سبب می شود که اثر جزر و مدّ که نتیجه جاذبه ماه و خورشید است در خشکیها به حدّاقل برسد. اگر سطح زمین را خاکهای نرم فرا گرفته بود، جزر و مدّی همچون دریاها در آن به وجود می آمد و قابل سکونت نبود.
۲ـ ریشه های کوه ها در زیر خاکها به هم پیوسته است و همچون زرهی گرداگرد زمین را گرفته و اگر آنها نبودند، فشارهای داخلی ناشی از گازهای درونی و موادّ مذاب دائماً مناطق مختلف را به حرکت درمی آورد و آرامشی وجود نداشت. هم اکنون گهگاه فشارها که زیاد از حدّ می شود، زلزله های ویرانگری به وجود می آید و اگر کوه ها نبودند این زلزله ها دائمی بود.
۳ـ کوه ها همچون دندانه های یک چرخ، پنجه در قشر هوای اطراف زمین افکنده و آن را با خود حرکت می دهند. اگر سطح زمین صاف بود، حرکت سریع دورانی زمین به دور خود سبب برخورد دائمی با قشر هوا می شد؛ از یکسو دائماً طوفان های شدید همه جا را در هم می کوبید و از سوی دیگر حرارت فوق العاده ای بر اثر این تماس پیدا می شد که زندگی برای انسان مشکل بود.
به این ترتیب «صخور»؛ (کوه ها) «مَیَدان»؛ (حرکات نامنظم و شدید) زمین را کنترل می کنند و اضافه بر همه اینها کوه ها مهم ترین منبع ذخیره آب برای انسان ها هستند و تمام چشمه ها و نهرها از ذخایر زیرزمینی و روی زمینی کوههاست.
از آنچه در بالا در مورد نقش حیاتی بادها و کوه ها در زندگی انسان ها و تمام موجودات زنده گفته شد روشن می شود که چرا امیرمؤمنان علی (علیه السلام) بعد از اشاره به مسأله خلقت و آفرینش، روی دو موضوع بالخصوص " آفرینش بادها و کوه ها" تکیه کرده است. (۶)
پی نوشت:
(۲). «وَتَّدَ» از مادّه «وَتْد» (بر وزن وقت) به معنای ثابت کردن چیزی است و لذا به میخ که در اشیاء ثابت می شود و آنها را نیز ثبات می بخشد «وَتَد» (بر وزن سبد) و گاه «وَتْد» (بر وزن وقت) می گویند.
نظر شما