۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۴
از ممنوعیت لعن تا مریدپروری در دل کابل

تصورش را بکنید؛ مردی که پرچم‌دار یک مذهب است، در خلوتِ دیداری نه‌چندان رسمی، در حالی که از عقیده‌ای سخن می‌گوید که دیگران آن را «مصلحت سیاسی» می‌دانند، صراحتاً می‌گوید: «حاضرم این اعتقاد را روی کفنم بنویسند.» این جمله، نه یک شعار، که یک باور است؛ باوری به نام وحدت. این روزها که فاصله میان دو روایت از میلاد پیامبر مهربانی (ص) را «هفته وحدت» نام نهاده‌ایم، بد نیست مرور کنیم که وحدت در نگاه رهبر انقلاب، از جنس تاکتیک نیست؛ از جنس ایمان است. ایمانی که اگر قرار باشد روزی روی کفنی نوشته شود، بی‌تردید نامش «همبستگی امت اسلامی» خواهد بود.

  خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ امروز در تقویم رسمی کشورمان، نخستین روز از هفته‌ای است که نام زیبای «هفته وحدت» را بر پیشانی دارد؛ هفته‌ای که فاصله میان دو روایت از میلاد پیامبر مهربانی و رحمت، حضرت محمد مصطفی (ص) را جشن می‌گیرد؛ یک روایت از برادران اهل سنت و روایتی دیگر از برادران شیعه. این فاصله، به‌جای آنکه بهانه‌ای برای اختلاف باشد، در نگاه دوراندیشانه امام خمینی (ره) و خلف صالحش آیت‌الله خامنه‌ای، فرصتی طلایی برای نمایش همدلی و اتحاد جهان اسلام نام گرفت؛ اتحادی که امروز نه یک انتخاب، که یک ضرورت راهبردی در برابر دشمنانی است که از آب گل‌آلود اختلافات مذهبی، ماهی تجزیه مسلمانان را صید می‌کنند.

 اما در میان این جشن و سرور، گاهی روایت‌هایی از عمقِ جانِ رهبر شهید انقلاب درباره وحدت شنیده می‌شود که نه یک تاکتیک سیاسی، که یک باور قلبی و اعتقاد دینی را به نمایش می‌گذارد؛ باوری که به تعبیر خودشان، «حاضرم آن را روی کفنم بنویسند.»

 رضا امیرخانی، نویسنده نام‌آشنای کشورمان، در سفری به افغانستان با مشاوران حامد کرزی و وزیر خارجه وقت این کشور گفت‌وگویی درباره مسائل جهان اسلام داشت که در آن جلسه بحث به مجالس ۹ ربیع و لعن بزرگان اهل سنت می‌رسد. طرف افغانستانی، فیلم‌هایی از مجالس اهانت‌آمیز برخی سخنرانان را نشان می‌دهد و تلاش امیرخانی برای توجیه و سخن گفتن از «وحدت اسلامی» راه به جایی نمی‌برد.

 تا اینکه امیرخانی، خاطره‌ای شخصی را روایت می‌کند؛ خاطره‌ای از دیدار با آیت‌الله خامنه‌ای. او تعریف می‌کند که یک حاجی بازاری متدین نزد رهبر انقلاب آمده بود و با لحنی از سرِ دلسوزی گفت: «از موقعی که شما مجالس ۹ ربیع را ممنوع کردید، خودم دم در خانه می‌ایستم و گوشی‌ها را می‌گیرم تا فیلم و صدایی بیرون نرود.»

 شاید آن حاجی انتظار تحسین داشت؛ اما پاسخ رهبر انقلاب، او و هر شنونده دیگری را شگفت‌زده کرد. آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: «اینکه من لعن بزرگان اهل سنت را ممنوع کردم، به خاطر عواقب این‌طوری‌اش نیست! این اعتقاد قلبی من است و حاضرم این اعتقاد را روی کفنم بنویسند.»

 وقتی این خاطره را برای مشاور کرزی نقل می‌کند، مشاور می‌گوید: «وقتی رفتی ایران به خامنه‌ای بگو که یک مرید به مریدان تو افزوده شد!» و پس از آن، وقتی امیرخانی این ماجرا را نزد رهبر انقلاب تعریف می‌کند و می‌گوید «افشای سرّ کردم»، آیت‌الله خامنه‌ای می‌فرمایند: «تا می‌توانید از این افشاها بکنید!»

روایت این خاطره در میان اصحاب رسانه و انتشار آن در مجامع بین المللی از چند جهت اهمیت دارد:

 نخست؛ وحدت، اعتقاد است نه مصلحت. برخی تصور می‌کنند حساسیت رهبر انقلاب بر لعن بزرگان اهل سنت، صرفاً یک رفتار سیاسی برای جلوگیری از واکنش منفی رسانه‌ها یا دولت‌های اسلامی است. اما ایشان صراحتاً اعلام می‌کنند که این موضوع، ریشه در اعتقاد قلبی دارد؛ اعتقادی که حاضرند آن را روی کفنشان بنویسند. این یعنی وحدت، جزئی از ایمان است، نه ابزار دیپلماسی.

 دوم؛ تفرقه، آب گل‌آلودی است که دشمن ماهی می‌گیرد. وقتی اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی شعله‌ور می‌شود، تنها کسانی سود می‌برند که از همیشه در پی تجزیه امت اسلامی و فروپاشی جوامع مسلمان هستند. از پاکستان تا نیجریه، از یمن تا افغانستان، زخم‌های اختلافات مذهبی، بهترین مستمسک برای دخالت بیگانگان و نابودی زیرساخت‌های تمدنی اسلام بوده است.

 سوم؛ یک موضع صادقانه، بهتر از صدها اجلاس وحدت است. آن مشاور افغانستانی، با شنیدن این خاطره، به‌جای بحث و جدل، اعلام ارادت می‌کند. چرا؟ چون صداقت در اعتقاد، حتی دشمن احتمالی را نیز خلع سلاح می‌کند. این نشان می‌دهد که اگر جهان اسلام به‌جای شعار، باورهای وحدت‌گرایانه خود را صادقانه و عملی نشان دهد، دل‌ها به هم نزدیک می‌شود.

 اکنون در هفته وحدت هستیم و این فرصت مغتنمی است برای بازگشت به سیره نبوی. میلاد پیامبر اکرم (ص)، نقطه اشتراک همه مسلمانان است. پیامبری که برای «رحمت للعالمین» مبعوث شد، نه برای تفرقه. او که در مدینه میان مهاجران و انصار، میان دو قبیله اوس و خزرج، و حتی میان مسلمانان و یهودیان مدینه، پیمان برادری و همزیستی بست، امروز الگوی بی‌بدیلی برای جهان اسلام است.

 هفته وحدت، فرصتی است برای بازخوانی این سیره؛ فرصتی که در آن باید از گفتارهای اختلاف‌انگیز فاصله گرفت و به اشتراکات بزرگ دینی – از توحید و نبوت گرفته تا قبله واحد و کتاب واحد – چنگ زد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا» (آل‌عمران، ۱۰۳). این اعتصام، زمانی معنا می‌یابد که زبان‌ها به جای طعن و لعن، به ذکر مشترکات باز شود و دل‌ها به جای کینه، به محبت پیامبری گره بخورد که محور وحدت امت است.

 رهبر انقلاب در آن جمله ی عالمانه، مرز میان «تاکتیک سیاسی» و «اعتقاد دینی» را مشخص کردند. وقتی می‌گویند «حاضرم این اعتقاد را روی کفنم بنویسند»، یعنی وحدت اسلامی در نگاه ایشان، از جنس همان اعتقاداتی است که با جان و دل آمیخته و تا دم مرگ همراه است.

 امروز در هفته وحدت، شایسته است هر مسلمانی از خود بپرسد: آیا من نیز حاضرم «وحدت امت اسلامی» را به عنوان یک باور قلبی بر کفنم بنویسم؟ اگر پاسخ مثبت است، باید پیش از هر چیز زبان را از هر آنچه اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی است، حفظ کرد؛ چراکه پاسداشت حرمت برادر دینی، همان پاسداشت حرمت پیامبر خداست.

 میلاد نبی مکرم اسلام مبارک؛ و هفته وحدت، بر همه دلسوختگان امت اسلامی گرامی باد.

 زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث و کارشناس ارشد مدیریت رسانه

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha