خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: در میان دانشمندان علوم طبیعی دو فرضیه درباره آفرینش موجودات زنده وجود داشته است:
۱. فرضیه «تکامل انواع» یا «ترانسفورمیسم»؛ که می گوید انواع موجودات زنده در آغاز به شکل کنونی نبودند؛ بلکه در آغاز موجودات تک سلولی در آب اقیانوس ها و از لابه لای لجن های اعماق دریاها با یک جهش پیدا شدند. به عبارتی، بعضی از موجودات بی جان در شرایط خاصی قرار گرفتند که از آنها نخستین سلول های زنده پیدا شد. این موجودات ذرّه بینی زنده تدریجا تکامل یافتند و از نوعی به نوع دیگر تغییر شکل دادند. از دریاها به صحراها و از آن به هوا منتقل شدند و انواع گیاهان و انواع جانوران آبی و زمینی و پرندگان به وجود آمدند. کامل ترین حلقه این تکامل همین انسان است که از موجوداتی شبیه به میمون، و سپس میمون های انسان نما ظاهر گشت.
۲. فرضیه «ثبوت انواع» یا «فیکسیسم»؛ که می گوید انواع جانداران هر کدام جداگانه از آغاز به همین شکل کنونی ظاهر گشتند، و هیچ نوع به نوع دیگر تبدیل نیافته است، و طبعا انسان هم دارای خلقت مستقلّی بوده که از آغاز به همین صورت آفریده شده است.
دانشمندان هر دو گروه برای اثبات عقیده خود مطالب فراوانی نوشته اند و جنگ ها و نزاع های زیادی در محافل علمی بر سر این مسأله در گرفته است. در محافل علوم طبیعی امروز شکی نیست که اکثریت دانشمندان طرف دار فرضیه تکامل اند. (۱)
بسیاری کوشش دارند میان این فرضیه و مسأله خداشناسی نوعی تضادّ قائل شوند و حتّی شاید از یک نظر حقّ داشته باشند؛ چرا که پیدایش عقیده «داروینیسم» جنگ شدیدی میان ارباب کلیسا از یکسو، و طرفداران این فرضیه از سوی دیگر به وجود آورد. در آن عصر، روی این مسأله به دلائل سیاسی و اجتماعی خاصّی تبلیغات وسیعی درگرفت مبنی بر این که «داروینیسم» با «خداشناسی» سازگار نمی باشد. ولی امروز این مسأله برای ما روشن است که این دو با هم تضادّی ندارند. یعنی ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه آن را بر اثر فقدان دلیل ردّ نماییم، در هر دو صورت می توانیم خداشناس باشیم. بنابراین، غوغای تضادّ عقیده تکامل انواع با مسأله خداشناسی یک غوغای بی اساس و بی دلیل است. (۲)
بعد از بیان این مقدّمه، نوبت به طرح این سؤال می رسد که آیا فرضیه تکامل انواع با نظر اسلام درباره آفرینش تضادّی دارد یا نه؟ یعنی آیا می توان آموزه های متون اصیل اسلامی را یعنی آیات قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام) با چارچوب های «نظریه تکامل» قابل جمع دانست یا خیر؟
در پاسخ می گوییم: یکی از نکات جالب هنگام بررسی این سؤال این است که هم طرفداران تکامل انواع و هم منکران آن، به آیات قرآن برای اثبات مقصود خویش تمسّک جسته اند. البته ادلّه آنها به دور از نقد نیست.
ادلّه طرفداران تکامل انواع
مهمترین آیه ای که طرفداران تکامل بر آن تکیه می کنند آیه ۳۳ سوره آل عمران است که: (خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید)؛ «إنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ». طرفداران فرضیه تکامل معتقدند همان گونه که نوح و آل ابراهیم و آل عمران در میان امّتی زندگی می کردند و از میان آنها برگزیده شدند، آدم نیز باید چنین باشد. یعنی در عصر و زمان او انسان هایی وجود داشته اند و آدم از میان آنها «برگزیده خدا» شده است. این نشان می دهد که آدم اوّلین انسان روی زمین نبوده؛ بلکه قبل از او انسان های دیگری بوده اند؛ و امتیاز آدم همان جهش فکری و معنوی او است که سبب برگزیده شدنش از هم نوعانش شد.
امّا باید توجّه داشت که این تحلیل در صورتی صحیح است که مقصود از واژه «عالمین»، «مردم معاصر» بوده باشد. در حالی که «عالمین» اعمّ از معاصران است؛ همان گونه که در حدیثی معروف و در فضیلت بانوی اسلام حضرت فاطمه(سلام اللَّه علیها) از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل شده که می فرماید: «فَأَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ فَهِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین» (۳)؛ (دخترم فاطمه بانوی زنان جهان از اولین و آخرین است). در این صورت، آیه فوق دلالتی بر مقصود نخواهد داشت.
و درست به این می ماند که کسی بگوید خداوند عدّه ای را از میان انسان ها (انسان های تمام قرون و اعصار) برگزیده که یکی از آنها آدم است. در این صورت هیچ لزومی ندارد که در عصر و زمان آدم انسان های دیگری وجود داشته باشند. (۴)
طرفداران «فرضیه تکامل» در تمسّک به قرآن کریم آیات متعدّد دیگری را نیز ذکر کرده اند. برای مثال مراغی در تفسیر خود(۵)، به آیه ۱۷ سوره رعد یعنی «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ»؛ (سرانجام کفها به بیرون پرتاب می شوند، ولی آنچه به مردم سود می رساند در زمین می ماند؛ خداوند اینچنین مثال می زند!)، استناد کرده است. علاوه بر او، افراد دیگری نیز به برخی دیگر از آیات قرآن متمسّک شده اند که بسیاری از آنها اصلا ارتباط با مسأله تکامل ندارند، و از مصادیق «تفسیر به رأی» می باشند.
ادلّه طرفداران ثبوت انواع
طرفداران نظریه «ثبوت انواع» نیز آیاتی از قرآن را برای تأیید نظرشان برگزیده اند. آیاتی مانند آیات ۲۶ و ۲۸ سوره مبارکه حجر که طبق آن، خداوند انسان را از «گل خشک» که از گلِ تیره رنگ و بد بویی گرفته شده، آفریده است. در آیه ۲۶ می خوانیم: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»؛ (ما انسان را از گِل خشکیده ای [هم چون سفال] که از گِل بد بوی [تیره رنگی] گرفته شده بود آفریدیم) و در آیه ۲۸ نیز می خوانیم: «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»؛ (و [به خاطر بیاور] هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گل خشکیده ای که از گلِ بدبویی گرفته شده می آفرینم).
جالب اینجاست که این تعبیر هم در مورد خلقت «انسان» گفته شده، و هم درباره خلقت «بشر». مطابق ظاهر این آیات، حضرت آدم(علیه السلام) نخست از گل تیره رنگی آفریده شد و پس از تکمیل اندام، روح الهی در آن دمیده شد. طرز بیان این آیات چنین نشان می دهد که میان خلقت آدم از خاک و پیدایش صورت کنونی، انواع دیگری وجود نداشته است. (۶)
اصولا در جمع بندی آیاتی که در قرآن به آفرینش انسان اشاره می کند می توان به این نتیجه رسید که این آیات، با خلقت نوعی و فرضیه «ثبوت انواع» موافق و سازگارترند.
بحث آفرینش انسان در قرآن کریم به صورت های مختلفی بیان شده است:
- برخی از آیات بیانگر کیفیّت و منشأ آفرینش حضرت آدم می باشند.
- دسته دوّم، در مورد آفرینش نوع انسانی بحث می کنند.
- و دسته سوم، آفرینش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده اند.
در خصوص کیفیّت خلقت حضرت آدم(علیه السلام) باید گفت آیاتی که در مورد ایشان بحث کرده اند، دو گونه می باشد:
یک قسم به صراحت کیفیت خلقت حضرت آدم(علیه السلام) را توضیح داده است؛ مثل «إِنَّ مَثَلَ عِیسَی عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ» (۷)؛ (همانا مثال عیسی نزد خدا همانند آدم است که او را از خاک خلق نمود).
در قسم دیگر از سیاق آیات می توان فهمید که منشأ آفرینش آدم چه بوده است. نظیر داستان شیطان که به خدا می گوید: «أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طینا» (۸)؛ (آیا به کسی که از خاک آفریدی سجده کنم).
در جای دیگری از قرآن کیفیّت و مادّه اولیّه آفرینش «نخستین انسان» را از سایر انسان ها به تفکیک بیان کرده: «بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طینٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهین» (۹)؛ (و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد* سپس نسل او را از عصاره ای از آب ناچیز و بی قدر آفرید). اگر حضرت آدم نیز از نطفه بود یعنی از انسان تکامل نیافته ای خلق شده بود ذکر کردن نسل او وجهی نداشت. پس کاملاً روشن است که این آیه در مقام تفصیل است؛ و بین خلق انسان اولیه و سایر انسان ها تفاوت وجود دارد. (۱۰)
از مجموع آنچه گذشت، چنین نتیجه می گیریم که آیات قرآن هرچند مستقیما درصدد بیان «مسأله تکامل» یا «ثبوت انواع» نیست؛ ولی ظواهر آیات مربوط به «خلقت آدم»، خلقت ایشان را مستقلّ دانسته و در مورد سایر جانداران نیز سکوت کرده است. (۱۱)
در نهج البلاغه نیز بیاناتی از حضرت علی(علیه السلام) در خطبه اول وارد شده که به مسأله خلقت مستقلّ سازگارتر است. آن حضرت در توضیح مراحل خلقت آدمی توسط خداوند متعال و در تشریح چگونگی پدید آمدن گِل اولیه خلقت آدمی می فرماید:
«ثُم جَمَعَ مِن حَزن الارضِ وَ سَهلِها، وَ عَذبِها و سَبَحهَا، تُربَـةً سَنَها بِالماءِ حتّی خَلَصَت، وَ لَاطَها بِلبَلۀ حَتّی لَزَبَت، فَجَبَلَ مِنها صُورَۀ ذاتَ أحناءٍ وَ وُصولٍ، و اعضاءٍ و فُصولٍ، أجمَدَها حتّی أستَمسَکَت، و أصلَدَها حتّی صَلصَلَت، لِوَقتٍ مَعدودٍ وَ أمَدٍ مَعلومٍ ثُمَ نَفَخَ فیها من روحِهِ فَمَثُلَت إنساناً ذا أَذهانٍ یُجیلُها وَ فِکرٍ یَتَصَرٍفُ بِها» (۱۲)؛ (سپس خداوند سبحان از قسمت های سخت و نرم و شیرین و شور زمین خاکی را جمع کرد و بر آن آب پاشید تا پاک و خالص شد. آن گاه آن مادّه خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده درآورد. سپس از آن گِل، صورتی پدید آورد دارای جوانب گوناگون و پیوستگی ها و اعضای مختلف و گسیختگی ها.
آن صورت را خشکاند تا خود را گرفت و محکم و نرم ساخت تا خشک و سفالین شد و او را تا زمان معیّن و وقت مقرّر به حال خود گذاشت. سپس از روح خود بر آن مادّه شکل گرفته دمید تا به صورت انسانی زنده و دارای اذهان و افکاری که در جهت نظام حیاتش به کار گیرد، درآمد). مشخّص است که این کلام نورانی نیز با مسأله خلقت مستقلّ سازگارتر است.
پی نوشت:
(۱). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۴هـ. ش، چاپ اول، ج ۱۱، ص ۸۲ و ۸۳ با تلخیص؛ نظریه های منشعب از نظریه تکامل بعداز چارلز داروین اگرچه تفاوت هایی با گفته های داروین دارند اما به خاطر پذیرش دو اصل بسیار مهم «پیشرفت و تغییر حیات» و «نیای مشترک»، تقریبا همه نظریات زیست شناسانه جهان معاصر، تحت تأثیر اصل نظریه تکامل طبقه بندی می شوند. آنچه امروز و توسط دانشمندان و زیست شناسان در مجامع علمی به عنوان نظریه تکامل شناخته می شود اگرچه بیشتر به تغییرات ژنتیکی نظر دارند تا تحلیل منشأ خلقت اما به خاطر بحث از موضوع «نیای مشترک» ِ انواع و تلاش برای تبارشناسی و مطالعه سلول خودهمانندساز در حدود ۴ میلیارد سال پیش، این نظریه خود به خود ظرفیت بسیاری زیادی برای تناقض پیدا کردن با آموزه های ادیان در موضوع خلقت دارد. ر. ک: مقاله «قرآن و رویکردهای جدید نظریه تکامل»، کلانتری، ابراهیم، رضایی، روح الله، مجله علمی تخصصی قرآن و علم، بهار و تابستان ۱۳۸۹، شماره ۶، ص ۱۳ تا ۴۴.
(۲). تفسیر نمونه، همان، ص ۸۵ و ۸۶ با تلخیص.
(۳). بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ج ۳۷، ص ۸۵.
(۴). تفسیر نمونه، همان، ص۸۷ و ۸۸.
(۵). تفسیر المراغی، مراغی، احمد بن مصطفی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج ۲، ص ۲۲۷.
(۶). تفسیر نمونه، همان، ص ۸۸ و ۸۹ با تلخیص. بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج ۲، ص ۲۲۷.
(۶). تفسیر نمونه، همان، ص ۸۸ و ۸۹ با تلخیص. بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج ۲، ص ۲۲۷.
(۷). سوره آل عمران، آیه ۵۹.
(۸). سوره اسراء، آیه ۶۱.
(۹). سوره سجده، آیه ۷ و ۸.
(۱۰). معارف قرآن، مصباح یزدی محمدتقی، قم، انتشارات موسسسه امام خمینی، ص ۲۳۷.
(۱۱). تفسیر نمونه، همان، ص ۸۹.
(۱۲). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق/ مصحح: فیض الإسلام، قم، نشر هجرت، ۱۴۱۴هـ. ق، چاپ اول، ص ۴۲.
نظر شما