۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۵
تلاش کن؛ اما برای روزی حرص نزن

ایشان می فرماید: «بدان که روزی بر دو گونه است: یک نوع، روزی است که به جستجوی آن برمی خیزی [و باید برخیزی] و نوع دیگری آن که به سراغ تو خواهد آمد حتی اگر به دنبالش نروی خود به دنبال تو می آید». باید دانست انسان در تحصیل روزی نباید حریص و یا سست و تنبل باشد، به همین دلیل باید به دنبال کارهای روزانه خود برود، اما دسته ای از رزق ها مانند ارث هستند که بدون زحمت نصیب انسان می شود؛ بنابراین انسان نباید از کمبود روزی های قسم اوّل مأیوس شود و ضمن تلاش، انتظار روزی های ناخواسته را داشته باشد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: امام علی(علیه السلام) در بخشی از نامه ۳۱ «نهج البلاغه» درباره رزق و روزی هایی که بسیاری از مردم با حرص و ولع به دنبال آنند می فرماید: (پسرم بدان که روزی بر دو گونه است: یک نوع، روزی است که به جستجوی آن برمی خیزی [و باید برخیزی] و نوع دیگری آن که به سراغ تو خواهد آمد حتی اگر به دنبالش نروی خود به دنبال تو می آید)؛ «وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقَانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ، وَ رِزْقٌ یَطْلُبُکَ، فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاکَ». این جمله به قرینه جمله مشابه؛ اما مفصل تری که در کلمات قصار(۱) آمده ناظر به آن است که انسان نباید در تحصیل روزی حریص باشد و نیز نباید سست و تنبل شود.


منظور امام(علیه السلام) از روزی هایی که انسان باید به دنبال آن برود کسب و کارهای روزانه است؛ مانند زراعت، صنعت، تجارت و امثال آن و منظور از روزی هایی که به دنبال انسان می آید، هرچند انسان به دنبال آن نرود اموری مانند ارث، هدایا و یا تجارت و درآمدهای غیر منتظره ای است که انسان به چنگ می آورد؛ بنابراین اگر روزی های قسم اوّل برای او تنگ شود نباید از لطف خدا مأیوس گردد و در عین تلاش و کوشش بیشتر انتظار روزی های ناخواسته را داشته باشد.


هنگامی که انسان در جهان خلقت، موارد زیادی از نوع دوم را می بیند، این امید در دل او قوت بیشتری پیدا می کند. روزی جنین در عالم رحم از طریق بند ناف متصل به مادر تأمین می شد و بعد از تولد آنچه را برای حیات خود لازم دارد از سینه مادر می مکد، «قرآن مجید» می گوید: «وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَی اللهِ رِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فِی کِتاب مُبینٍ» (۲)؛ (هیچ جنبده ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست.

و او قرارگاه و محل نقل و انتقالشان را می داند؛ همه اینها در کتاب مبین [لوح محفوظ] ثبت است). مخصوصاً اگر انسان با تقوا باشد و از درآمدهای حرام بپرهیزد، خداوند مژده وسعت رزق را به او داده است «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب».(۳)


از سوی دیگر مشاهده می کنیم که در جهان خلقت روزی های بسیار گرانبها و ضروری برای زندگی انسان به طور فراوان به مقتضای رحمانیّت خداوند به همه انسان ها اعم از مؤمن و کافر ارزانی داشته شده همچون نور خورشید، برکات زمین، باران و اکسیژن هوا که زندگی بدون آن غیر ممکن است. اینها همه روزی هایی هستند که به سراغ انسان می آیند، هرچند او به سراغش نرود.

«قرآن مجید» نیز می فرماید: «وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ» (۴)؛ (و روزی شما در آسمان است و نیز آنچه شما وعده داده می شوید). نیز می فرماید: «وَ ما أَنْزَلَ اللهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِّزْقٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» (۵)؛ (از آیات و نشانه های خدا رزقی [بارانی] است که از آسمان برای شما نازل می کند و بوسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات می بخشد).

گرچه این آیه به قراینی موجود در آن، تنها ناظر به دانه های حیات بخش باران است؛ ولی آیه قبل مفهوم گسترده تری دارد که شامل نور آفتاب که منبع هرگونه حرکت در روی کره زمین است و هوا که مایه حیات همه موجودات زنده است نیز می شود.


در تاریخ پیشینیان، گاه داستان ها از حوادثی پرده برمی دارد که مصداق زنده روزی هایی است که به دنبال انسان می آید بی آنکه او بخواهد. از جمله داستانی که ابن ابی الحدید در شرح این جمله از عماد الدوله (از سلاطین آل بویه) نقل می کند: «و آن زمانی بود که عماد الدوله وارد شیراز شد و ابن یاقوت را که بر آن حکومت می کرد مجبور به فرار نمود. این در حالی بود که وضع مالی عماد الدوله بسیار بد بود. هنگامی که از بیابان می گذشت یکی از پاهای اسب او ناگهان در زمین فرو رفت.

ناچار شد از اسب پیاده شود. غلامان به کمک او آمدند و او را نجات دادند. ناگاه دیدند در آنجا نقب وسیعی است. عماد الدوله دستور داد آن را حفر کنند. ناگهان انبار عظیم و ذخایر پرقیمتی را که مربوط به ابن یاقوت بود در آنجا یافتند. روز دیگری در همان شهر استراحت کرده بود و به پشت خوابیده بود همان خانه ای که قبلاً ابن یاقوت در آن ساکن بود. ناگهان ماری را بر فراز سقف مشاهده کرد. به غلامان گفت: بالا بروید و مار را بکشید.

مار فرار کرد و در لابه لای چوب های سقف پنهان شد. عماد الدوله دستور داد چوب ها را بشکنید و مار را بیرون بیاورید و بکشید. هنگامی که چوب ها را شکستند دیدند بیش از پنجاه هزار دینار در آنجا ذخیره و جاسازی شده است. در حادثه دیگری، نیاز به دوختن لباسی داشت، گفتند: در اینجا خیاط ماهری است که پیش از این لباس های ابن یاقوت را او می دوخت و او مردی است باایمان و اهل خیر. تنها اشکال او این است که کر است و چیزی نمی شنود [اما می تواند سخن بگوید] عماد الدوله دستور داد او را احضار کردند؛ ولی او بسیار متوحّش و ترسان بود هنگامی که نزد عماد الدوله حاضر شد به او گفت: من می خواهم لباسی این گونه و آن گونه برای من بدوزی.

[خیاط چون کر بود نفهمید و ذهنش به مسئله دیگری منتقل شد، لذا] خیاط لرزید و با صدایی لرزان گفت: به خدا سوگند ای مولای من ابن یاقوت بیش از چهار صندوق در نزد من امانت نداشت اگر دشمنان من چیزی غیر از این بگویند باور نکن. عمادالدوله تعجب کرد و دستور داد صندوق ها را حاضر کنند. دید تمام آنها مملوّ از طلا و زینت آلات و جواهرات است که همه تعلق به ابن یاقوت داشته و او به عنوان غنیمت آنها را تصاحب کرد. (۶)، (۷)

پی نوشت:

(۱). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ‌۱۴۱۴ قمری، چاپ: اول، ص ۵۴۳، (حکمت ۳۷۹).

(۲). سوره هود، آیه ۶.

(۳). سوره طلاق، آیات ۲ و ۳.

(۴). سوره ذاریات، آیه ۲۲.

(۵). سوره جاثیه، آیه ۵.

(۶). شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، أبو حامد عز الدین عبد الحمید بن هبة الله بن محمد بن محمد، محقق / مصحح: محمد ابوالفضل ابراهیم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، ‌ ۱۴۰۴ قمری، چاپ: اول، ج ۱۶، ص ۱۱۴.

(۷). گردآوری از کتاب: پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ: اول، ج ۹، ص ۶۶۵.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha