۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۷
انقلاب ۲۱ سپتامبر یمن ادامه مسیر آزادسازی ملی است

دکتر قاسم محمد لبوزه، نایب دوم رئیس کنگره مردمی عمومی یمن، انقلاب ۲۱ سپتامبر را ادامه مسیر آزادسازی ملی، دولت‌سازی و بازنگری در مسیر انقلاب دانست و تأکید کرد این انقلاب در لحظه‌ای آمد که یمن به وضعیت بی‌سابقه‌ای از دوقطبی‌شدن و نزاع رسیده بود و تصمیم ملی در معرض سرپرستی خارجی قرار گرفته بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ دکتر قاسم محمد لبوزه، نایب دوم رئیس کنگره مردمی عمومی یمن، در گفت‌وگویی ویژه با پایگاه «المسیره نت» به بررسی ابعاد انقلاب ۲۱ سپتامبر یمن پرداخت و آن را ادامه مسیر آزادسازی و دولت‌سازی و بازنگری در مسیر انقلاب توصیف کرد.

لبوزه توضیح داد که انقلاب ۲۱ سپتامبر یک ایستگاه گذرا در تاریخ سیاسی یمن نیست و رویدادی نیست که بتوان آن را جدا از بافت ملی پیش از خود خواند.

به گفته او، این انقلاب در جوهر خود در لحظه‌ای آمد که یمن به وضعیت بی‌سابقه‌ای از دوقطبی‌شدن و درگیری و نزاع رسیده بود و تصمیم ملی در معرض تأثیرات و قیمومیت خارجی قرار گرفته بود؛ پس از آنکه کشور با بحران‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی انباشته سنگین شده بود.

وی توضیح داد که انقلاب ۲۱ سپتامبر در یکی از ابعاد اصلی خود، ادامه مسیر آزادسازی ملی است که انقلاب‌های ۲۶ سپتامبر و ۱۴ اکتبر آن را حمل کردند و تکمیل اهداف آنها در رهایی از قیمومیت و سلطه و بازگرداندن تصمیم ملی و ساختن دولتی یمنی و مستقل که قادر به حفاظت از حاکمیت و منافع مردمش باشد.

لبوزه افزود: این انقلاب در برابر واقعیتی آمد که در آن نیروهای سیاسی مانند اصلاح و مراکز سلطه و انحصار و غارت و متحدانشان، با رفتارها و درگیری‌ها و محاسباتشان به بسیاری از ارزش‌ها و اصولی که انقلاب‌های سپتامبر و اکتبر بر آن بنا شده بودند آسیب زدند و رقابت سیاسی را به دوقطبی‌شدن شدید تبدیل کردند و کشور را به بحران‌های پی‌درپی رساندند که بارزترین جلوه آن آنچه به «جرعه» اقتصادی معروف شد و بارهای همراه آن بود که بر دوش شهروند یمنی افزوده شد.

انصارالله به دنبال انحصار یک‌جانبه قدرت نرفت

او اشاره کرد که انصارالله پس از ورود به صنعا پس از پیروزی انقلاب، مستقیماً به سوی انحصار یک‌جانبه قدرت نرفت، بلکه به سوی امضای توافق صلح و مشارکت ملی رفت؛ گزینه‌ای که می‌شد بر آن به شکلی گسترده‌تر بنا کرد تا مشارکت ملی واقعی فراتر از منطق غلبه و حذف تأسیس شود.

لبوزه توضیح داد که سال‌های بعد ثابت کرد نبرد دیگر فقط سیاسی داخلی نیست؛ زیرا یمن وارد مرحله رویارویی باز با تجاوز شد و کشور به میدان درگیری منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شد؛ امری که بر نیروهای ملی مسئولیتی تاریخی در دفاع از حاکمیت و وحدت یمن و رد سلطه و قیمومیت و اشغال تحمیل کرد.

دکتر لبوزه توضیح داد که در این مرحله، اتحاد میان کنگره مردمی عمومی و انصارالله و همراه نیروهای ملی حاضر در جبهه رویارویی با تجاوز برجسته شد و به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل پایداری در برابر چالش‌ها شناخته شد.

او گفت: صرف‌نظر از اختلافات سیاسی و فکری میان اجزای این اتحاد، ایستادن مشترک در برابر تجاوز و دفاع از استقلال تصمیم یمنی و رد قیمومیت خارجی، موضعی ملی است که باید به‌روشنی در صفحات تاریخ ثبت شود.

او ادامه داد: مردم یمن در طول سال‌های تجاوز، توانایی استثنایی در پایداری نشان دادند و با محاصره و ویرانی و تلاش‌ها برای شکستن اراده‌شان روبه‌رو شدند، در حالی که معادله یمنی از موضع دفاع مستمر به داشتن برگ‌های فشاری تبدیل شد که مهاجم را وادار کرد بفهمد ادامه محاصره یمن بی‌هزینه نخواهد بود و مردم یمن نخواهند پذیرفت اراده خارج با زور بر آنها تحمیل شود.

موضع یمن در قبال فلسطین؛ بُعدی فراتر از جغرافیا

از مهم‌ترین ایستگاه‌هایی که به انقلاب ۲۱ سپتامبر بُعدی فراتر از جغرافیای یمن داد، موضع یمن درباره مسئله فلسطین است؛ به‌ویژه در قبال آنچه مردم فلسطین در غزه با آن روبه‌رو هستند.

به گفته دکتر لبوزه، رهبری یمن به ریاست عبدالملک بدرالدین حوثی از آغاز رویدادها موضعی روشن اتخاذ کرد و این موضع پشتیبانی مردمی گسترده‌ای یافت و یمن آن را به مواضع سیاسی و نظامی و اقتصادی ترجمه کرد که در این سطح پیش‌تر سابقه نداشت.

او افزود: مردم یمن در این مسئله موضعی آبرومند نشان دادند؛ آنها به همدردی زبانی با غزه بسنده نکردند، بلکه هزینه موضع خود را در شرایط اقتصادی و انسانی بسیار دشوار پذیرفتند.

آنها تأکید کردند مسئله فلسطین برای آنها مسئله‌ای عربی و انسانی و عادلانه است و تجاوز به مردم فلسطین را نمی‌توان از منظومه سلطه و برتری‌جویی جدا کرد که منطقه دهه‌ها از آن رنج برده است.

او تأکید کرد که وفاداری به انقلاب ۲۱ سپتامبر به معنای تبدیل آن به تجربه‌ای فراتر از نقد یا بازنگری نیست؛ انقلاب‌ها، هر چقدر هم اهداف و توجیهاتشان بزرگ باشد، تجربه‌های بشری می‌مانند و کار انقلابی مستمر تنها با توانایی بازنگری در مسیر و کشف نقاط ضعف و اصلاح اشتباهات و توسعه آنچه موفق بوده، کامل می‌شود.

لبوزه خواستار برجسته شدن اهمیت ایستگاه‌های ارزیابی در مسیر انقلاب شد؛ به‌ویژه آنهایی که عبدالملک بدرالدین حوثی در بیش از یک مقطع مطرح کرده‌اند، به عنوان یک عمل سیاسی و اخلاقی مهم؛ زیرا اعتراف به وجود اشتباهات و جستجوی راه‌های عبور از آنها، از انقلاب کم نمی‌کند، بلکه یکی از عناصر قدرت و توانایی آن بر ادامه و ارتقای عملکرد است.

مقابله با فساد نباید شعاری فصلی باشد

او معتقد است آنچه امروز لازم است، بازتولید اشتباهات نیست، بلکه ساختن بر آنچه از مثبت‌ها در رویارویی با تجاوز محقق شده و حفاظت از تصمیم ملی و تقویت استقلال و بازگرداندن هیبت دولت و نهادهایش، همراه با درمان همه مظاهر کاستی و اختلالی است که این مرحله را همراهی کرد.

او اشاره کرد که مقابله با فساد نباید شعاری فصلی باشد، بلکه مسیری مستمر است که بر حفاظت از مال عمومی و محاکمه دست‌اندرکاران غارت و برتری قانون و تثبیت اصل برابری فرصت‌ها و ساختن نهادهای دولتی که خادم شهروند باشند نه باری بر او، بنا شود.

او توضیح داد که انقلاب ۲۱ سپتامبر، اگر بخواهد اهداف کاملش را محقق کند، باید انقلاب کار و سازندگی و اصلاح مستمر بماند، نه فقط یادبود سالانه.

به گفته او، استقلال واقعی تنها با ساختن دولتی قوی و عادل کامل می‌شود و حاکمیت را فقط نیروی نظامی محافظت نمی‌کند، بلکه نهادها و اقتصاد و قضا و شایستگی و مبارزه با فساد و تحقق عدالت اجتماعی نیز از آن محافظت می‌کنند.

دکتر لبوزه از موضع کنگره مردمی عمومی تأکید می‌کند: اتحاد ملی که انصارالله و کنگره را در برابر تجاوز کنار هم آورد، هم در گذشته و هم امروز، ستون مهمی برای حفاظت از جبهه داخلی بوده است.

حفظ وحدت صف ملی به این معنا نیست که تکثر یا اختلاف را حذف کنیم؛ به این معناست که اختلاف را در چارچوب ملی مدیریت کنیم و مصلحت یمن را بالاتر از حساب‌های حزبی و شخصی بگذاریم.

او افزود: رویارویی با تجاوز یک امتحان تاریخی بود و موضع استوار نیروهای ملی، در رأس آنها انصارالله و کنگره مردمی عمومی، صفحه‌ای مهم در تاریخ معاصر یمن است.

او توضیح می‌دهد: آنچه آینده می‌طلبد این است که این پایداری به یک برنامه برای ساختن دولت تبدیل شود و پیروزی در نبرد دفاع از حاکمیت، به پیروزی در نبرد توسعه و ثبات و عدالت و مبارزه با فساد بدل گردد.

او تأکید کرد که وفاداری واقعی به انقلاب ۲۱ سپتامبر و انقلاب‌های ۲۶ سپتامبر و ۱۴ اکتبر، در شعار دادن نیست. وفاداری واقعی این است که اهداف اصلی آنها محقق شود: یمنی مستقل که خودش تصمیم بگیرد، متحد باشد، با نهادهایش قوی باشد، با اراده مردمش عزیز باشد، از قیمومیت و سلطه پاک باشد و بتواند از منافع خودش و مسائل عادلانه‌اش دفاع کند.

او معتقد است کار انقلابی واقعی همین است: آنچه به دست آورده‌ایم حفظ کنیم، اشتباهاتمان را اصلاح کنیم، عملکردمان را پیوسته بازنگری کنیم و راه را برای بهتر شدن باز کنیم. به گفته او، ایستادن و ارزیابی صادقانه، عقب‌نشینی از انقلاب نیست؛ حفاظت از آن، اصلاح مسیرش و تضمین ادامه‌اش در رسیدن به اهداف است.

دکتر لبوزه در پایان سخنانش تأکید کرد که آنچه یمن امروز نیاز دارد انقلاب بر انقلاب نیست، بلکه تکمیل اهداف انقلاب با ساختن دولت و تثبیت مشارکت ملی و تحکیم جبهه داخلی و ادامه رویارویی با همه اشکال قیمومیت و سلطه است، تا رسیدن به یمنی آزاد و مستقل که تصمیمش را دارد و آینده‌اش را با اراده فرزندانش می‌سازد.

..............

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha