به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ در پی بیماری سرکار حاجیه خانم «مرضیه حدیدچی (دباغ)» و بستری شدن ایشان در یکی از بیمارستانهای تهران، عصر دیروز دو تن از مشاوران رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به نمایندگی از آیتالله هاشمی رفسنجانی از ایشان عیادت کردند.
فرستادگان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این دیدار، پس از ابلاغ مراتب سلام آیتالله هاشمی رفسنجانی و آرزوی سلامتی برای این بانوی مبارز انقلاب اسلامی، در جریان بیماری و روند درمانی ایشان قرار گرفتند.
خانم مرضیه دباغ با اظهار خوشحالی و تشکر، گفت: آیتالله هاشمی رفسنجانی از سابقون مبارزه و انقلاب هستند که توکل و توسل ایشان در تحمل مصائب، نشانه اتصال ایشان با خداوند است.
وی افزود: خداوند متعال توفیقات خاصی را به برخی انسانها عطا میکند. از جمله این افراد آیتالله هاشمی رفسنجانی است، که با تحمل و صبر مثال زدنی خود به وظایف خویش در قبال نظام و انقلاب اسلامی ادامه میدهند.
خانم دباغ با قدردانی مجدد از اظهار لطف آیتالله هاشمی رفسنجانی، اظهار داشت: نماینده ایشان دو سال قبل هم از من عیادت کرد که نشان میدهد ایشان همچنان به بنده لطف داشته و مرا فراموش نکرده است.
این اسوه شیرزنان انقلابی در پایان گفت: سلام صمیمانه من و خانوادهام را به ایشان برسانید.
* مرضیه حدیدچی دباغ کیست؟
مرضیه حدیدچی معروف به طاهره دباغ (زادهٔ ۱۳۱۸ در همدان) زندانی سیاسی، فعال مبارزهٔ مسلحانه با حکومت پهلوی قبل از انقلاب اسلامی ایران (۱۳۵۷) و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و از بنیانگذاران سپاه پاسداران است.
وی از شاگردان «آیتالله شهید سید محمدرضا سعیدی» بود و از بدو تأسیس با جامعه روحانیت مبارز همکاری داشت. در پی این مبارزات، خانم دباغ دستگیر و به همراه دخترش «رضوانه میرزا دباغ» بشدت توسط دژخیمان ساواک شکنجه شد.
در سال ۱۳۵۳ و پس از دو بار بازداشت توسط ساواک با کمک شهید محمد منتظری و با پاسپورت جعلی از کشور خارج شد. دباغ ابتدا به لندن رفت و بهمدت شش ماه در یک هتل، به عنوان نظافتچی در قبال مقداری غذا و جایی برای خواب مشغول بهکار شد. او در فرانسه و انگلیس در اعتصاب غذاهایی برای آزادی زندانیان سیاسی ایرانی شرکت کرد.
وی همچنین با انجام سفر حج، در عربستان سعودی به توزیع اعلامیههای امام خمینی(ره) در میان زائران میپرداخت اما بیشتر فعالیتهای او در خارج از کشور مربوط به آموزش مبارزات چریکی در سوریه و لبنان زیر نظر شهید محمد منتظری و با حمایت امام موسی صدر میشد. او در برپایی یک اردوگاه نظامی در سوریه برای آموزش چریکهای ضد شاه ایرانی مشارکت داشت و توانست نسل جوانی از ایرانیان مبارز را با تاکتیکهای شبهنظامی آشنا کند.
در خارج وی را با نامهای خواهر دباغ، خواهر زینت احمدی نیلی و خواهر طاهره میشناختند. در هنگام اقامت امام راحل(ره) در پاریس وی به نوفل لوشاتو شتافت و در کنار مبارزان علیه رژیم ستمشاهی به فعالیت خود ادامه داد.
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، مناصبی چون فرماندهی سپاه همدان و رئیس زندانهای زنان تهران را بر عهده داشت. وی اولین فرمانده سپاه غرب کشور در بعد از انقلاب بود و در نابودی سازمانهای رقیب جمهوری اسلامی از کومله و حزب دموکرات کردستان گرفته تا شبکههای مخفی فدائیان و مجاهدین نقش فعالی را ایفا کرد.
خانم دباغ به همراه «آیت الله جوادی آملی» و «دکتر محمدجواد لاریجانی» یکی از سه نمایندهای بود که در سال ۶۷ پیام امام خمینی(ره) را به «گورباچف» رساندند. وی در خصوص این سفر چنین نقل میکند: "وقتی به شوروی رسیدیم، تعدادی به استقبال آمدند. مسئول تشریفات خود آقای گورباچف به استقبال ما آمده بود. احساس کردم این بنده خدا وقتی چشمش به چادر من و عبای آیتالله جوادی آملی افتاد، قدری هول شده بود و نمیدانست که چه خبر است؟ در دنیا مرسوم است وقتی هیأتی وارد کشوری میشود، گلی که برای استقبال آورده میشود، به رئیس هیئت میدهند؛ این مسئول تشریفات دسته گل را به من داد و من احساس میکردم که تنش میلرزید و نمیفهمید چه کار میکند بنابراین دسته گل را محضر آیتالله جوادی آملی دادم".
وی سه دوره نماینده مردم تهران و همدان در مجلس شورای اسلامی، مسئول بسیج خواهران کل کشور و استاد مدرسه عالی شهید مطهری بوده است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی جمعیت زنان انقلاب اسلامی و مدرس واحد معارف اسلامی دانشگاه علم و صنعت و قائم مقام دبیرکل جمعیت زنان جمهوری اسلامی است. دباغ در سال ۱۳۸۲ نشان ایثار درجه سه دریافت کرد.
نمونه ای از ساده زیستی و ایثار شگفت انگیز خانم دباغ در ماجرای مسافرکشی او برای حل مشکلات اقتصادی فقرا تجلی یافت. او در دیدار معاون زنان و خانواده ریاست جمهوری، داستان را اینگونه نقل کرد: "در دوره دوم نمایندگی مجلس برای حل مشکلات اقتصادی چند خانواده، هر ماه مبلغی به آنها کمک میکردم. وقتی دوره نمایندگی ام به پایان رسید، دیگر پولی نداشتم به آنها کمک کنم. شبها وقتی که بچهها و همسرم میخوابیدند، با ماشین به فرودگاه یا میدان آزادی میرفتم و مسافرکشی میکردم. البته فقط افرادی که همراه با خانواده بودند را سوار میکردم".
.........................
پایان پیام/ 101