۲۹ دی ۱۴۰۳ - ۰۹:۵۳
دکتر شاملی: مرحوم سقای بی‌ریا در مرکز اسلامی هیوستون کارنامه درخشانی از خود برجای گذاشت

عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اظهار داشت: چند سال کار کردن در یک مرکز آمریکایی و مقبول و مورد پذیرش قرار گرفتن اهالی آن شهر، نقطه طلایی زندگی مرحوم سقای بی‌ریا بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر «ناصر سقای بی‌ریا» از شاگردان مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی و از مبلغان با تجربۀ عرصه بین‌الملل، دیروز چهارشنبه 26 دی 1403 دار فانی را وداع گفت.

او رئیس سابق مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم بود و در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی، امامت مرکز آموزش اسلامی هوستون، تگزاس را برعهده داشت. همچنین مرحوم سقای بی‌ریا سال‌ها عضو شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) بود.

برای آشنایی بیشتر با شخصیت و فعالیت‌های بین‌المللی حجت الاسلام سقای بی‌ریا، خبرنگار ابنا با حجت الاسلام و المسلمین دکتر «عباسعلی شاملی» عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت‌وگو کرد که متن کامل آن در پی می‌آید:

ابنا: در ابتدا درباره آشنایی خود با مرحوم حجت الاسلام دکتر سقای بی‌ریا بگویید.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در مدرسه حقانی و در آغاز طلبگی با آن مرحوم آشنا شدیم. در آن روزگار شهید قدوسی، ریاست مدرسه حقانی را بر عهده داشت و بر این مدرسه، نظام جدیدی با اندیشه‌ها و هدایت‌های بزرگانی همچون شهید بهشتی، شهید قدوسی، آیت‌الله جنتی و علامه مصباح یزدی حاکم بود. این نظام درسی جدید تلاش می‌کرد تا طلاب در یک استاندارد زمانی، هم درس‌های حوزه و هم پیش نیازهای مورد نیاز برای روزآمد بودن و پاسخگویی به چالش‌های جهان اسلام را فرا گیرند.

در آن دوره به دلیل رواج جریان روشنفکری و نوگرایی، اندیشه‌های دکتر شریعتی مطرح بود و کسانی که می‌خواستند گرایش اسلام انقلابی را از خود بروز دهند، به دنبال اندیشه‌های دکتر شریعتی بودند. در این میان علامه مصباح یزدی تلاش کرد تا با اندیشه‌های دکتر شریعتی به صورت عالمانه برخورد نمایند، اما طیف مقابل کار را به جایی کشاند که برای به هم نخوردن نظام مدرسه حقانی، همه‌ی طلاب طرفدار اندیشه مرحوم مصباح یزدی را از این مدرسه جدا کند لذا بنده و شاگردان آیت‌الله مصباح یزدی به مدرسه‌ای در کوچه عشقعلی رفتیم. آشنایی و دوستی ما با مرحوم دکتر بی‌ریا از آنجا قوی‌تر و کامل‌تر شد، تا به موسسه در راه حق رسیدیم.

اولین سال انقلاب بود که جریان منافقین و خطر حضور آن‌ها در حوزه و دانشگاه پدیدار شد، به همین دلیل علامه مصباح یزدی در موسسه در راه حق، دوره‌ای را با عنوان «پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک» برگزار کرد. ما جزء همان گروهی بودیم که از مدرسه حقانی جدا شدیم و این دوره را برای مبارزه عالمانه و حکیمانه با جریان مجاهدین خلق و نفاق گذراندیم. بعد از آن به بنیاد فرهنگی باقر العلوم(ع) منتقل شدیم. پس از این‌که دوره کارشناسی را در موسسه در راه حق گذراندیم، دوره کارشناسی ارشد را در بنیاد باقرالعلوم(ع) طی کردیم.

انقلاب فرهنگی به دستور امام خمینی(ع) و فراخوان حوزویان و دانشگاهیان شروع شد و امام راحل، ریاست و مدیریت انقلاب فرهنگی را بر دوش علامه مصباح یزدی قرار دادند  که اولین گام، اسلامی‌سازی متون درسی بود. اسلامی‌سازی متون درسی دانشگاه منجر به تشکیل «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» شد. در تمام این مسیر پر فراز و نشیب، گروهی که از مدرسه حقانی جدا شده بودند، با هدایت علامه مصباح یزدی به سمت پاسخگویی به نیازهای جدید رفتند. مرحوم علامه مصباح یزدی ما را در گروه‌های مختلف متناظر علوم انسانی مثل گروه اقتصاد، گروه جامعه‌شناسی، گروه روان‌شناسی و ... تقسیم کرد. تمام شاخه‌های علوم انسانی، طبقه‌بندی شد و ما به این گروه‌ها هدایت شدیم. بنابراین بنده و مرحوم دکتر سقای بی‌ریا به گروه روان‌شناسی هدایت شدیم.

ابنا: قضیه‌ی سفر شما، دکتر سقای بی‌ریا و جمعی از شاگردان مرحوم آیت‌الله مصباح به کانادا برای ادامه تحصیل چه بود؟

متن دانشگاهی روان‌شناسی دانشگاه را گروه روان‌شناس بنیاد باقرالعلوم(ع) که اعضای آن 17 نفر بودند، تدوین کرد و بعد از دو سال و نیم توانستیم دو جلد متن درسی دانشگاهی را تدوین کنیم. در حین تدوین این کتاب متوجه شدیم که میزان دانش دانشگاهی ما برای اسلام‌سازی متون دانشگاهی، در حد تخصصی و دقیق نیست. اینجا بود که مرحوم علامه مصباح یزدی با کمک دولت ما را به کشور کانادا و دانشگاه مک گیل اعزام کرد. دوره کارشناسی ارشد اول ما در ایران، در گرایش روان‌شناسی رشد شخصیت بود، دوره کارشناسی دوم را در دانشگاه مک گیل با عنوان روان‌شناسی فلسفی اسلامی گذراندیم و بعد از آن، براساس نیازها و احتیاجات فوریِ برخی از ایالت‌ها، سه نفر از دوستان به نام‌های مرحوم دکتر سقای بی‌ریا، دکتر محمدرضا حجازی و دکتر آقاتهرانی از ما جدا شدند؛ دکتر آقاتهرانی به نیویورک رفت، دکتر حجازی به واشنگتن رفت و دکتر سقای بی‌ریا به ایالت تگزاس شهر هیوستون رفت. دکتر سقای بی‌ریا در شهر هیوستون به مدت پنج شش، کار تبلیغی و امامت مرکز امام علی(ع) را بر عهده داشت و دوره دکترا را در دانشگاه رایس در رشته رهبری تعلیم و تربیت دنبال ‌کرد.

ابنا: مرحوم سقای بی‌ریا، مرکز اسلامی هیوستون را چگونه اداره می‌کرد؟ اگر خاطره‌ای از آن دوران دارید تشریح کنید.

اواسط دوره دکتری بود که دل ما هوای دکتر سقای بی‌ریا را کرد. من و دکتر رهنما با ماشین از کانادا به سمت جنوب آمریکا در نزدیکی خلیج مکزیک یعنی شهر هیوستون در ایالت تگزاس رفتیم تا ایشان را ببینیم. آنجا متوجه شدیم که آن مرحوم با رشادت و تلاش‌های زیاد، بین تحصیل در دانشگاه رایس در مقطع دکترا و اداره‌ی مرکز امام علی(ع) هیوستون جمع کرد‌ه‌اند و مردم منطقه ایشان را پسندیده بودند. چون مرحوم سقای بی‌ریا دانش حوزوی را تا نزدیک اجتهاد گذرانده بود، از یکی از دانشگاه‌های خوب دنیا یعنی دانشگاه مک گیل، ارشد دوم خود را گرفته بود و در دانشگاه رایس به تحصیل در مقطع دکترا اشتغال داشت. جمع بین دانشگاه و حوزه به همه ما شخصیتی داده بود که وقتی در فضای بین‌الملل قرار می‌گرفتیم، می‌توانستیم ایفای نقش عالمانه‌ی خوبی داشته باشیم.

مرحوم سقای بی‌ریا در ایالت تگزاس و شهر هیوستون، در جمع خوجه‌ها ـ از منظم‌ترین گروه‌های شیعه در دنیا ـ توانست جای پای خوبی باز کند و آن مرکز را به سمت تبلیغ صحیح مکتب و مدرسه اهل بیت(ع) هدایت کند. بعد از چند سالی که آن مرحوم می‌خواستند برگردند، اهالی منطقه ناراحت بودند و نمی‌خواستند چهره‌ی موثر و کارآمدی مثل ایشان را از دست بدهند، اما مرحوم سقای بی‌ریا به فرموده مرحوم علامه مصباح یزدی برای تأمین نیروهای مورد نیاز برای نهضت نرم‌افزاری تولید علم دینی، به ایران برگشت.

ابنا: درباره ویژگی‌های شخصیتی مرحوم سقای بی‌ریا بگویید.

در طول سی چهل ساله‌ی دوستی، ایشان را شخصیتی باهوش، کارآمد، جامع بین علوم حوزه و دانشگاه و دارای روحیه‌ی تواضع به لحاظ علمی و معنوی و صبور دیدم. او در پیچ و خم سختی‌های دوره‌ی طلبگی صبوری بسیار خوبی داشت و در دوره طولانی دوستی؛ مهر، رافت، تواضع و تشویق و حضور در کار تیمی و همگرایی، شاخصه‌های شخصیت ایشان در ایران و خارج از کشور بود. چند سال کار کردن در یک مرکز آمریکایی و مقبول و مورد پذیرش قرار گرفتن اهالی آن شهر، نقطه طلایی زندگی آن مرحوم بود.

ما بورسیه جمهوری اسلامی ایران بودیم و هفت سال دوران تحصیل در خارج از کشور به طول انجامید لذا شرعاً و قانوناً مسئول بودیم تا چهارده سال در خدمت نظام باشیم. در طول مدتی که دکتر بی‌ریا به ایران برگشت، در فضای موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، جزء سربازان گمنام نهضت نرم‌افزاری تولید علم دینی و اسلام‌سازی علوم بودیم و پیشگام و جلودار همه‌ی ما علامه مصباح یزدی بود.

من هیچ وقت هوش و استعداد شگرف این روحانی فداکار و جمع‌کننده‌ی بین علوم حوزه و دانشگاه را فراموش نمی‌کنم. مشارکت در نهضت نرم‌افزار تولید علم دینی و اسلام‌سازی علوم، سه دوره ریاست انجمن روان‌شناسی اسلامی حوزه، مدیریت گروه روان‌شناسی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و امامت پنج ساله در هیوستون از یادگارهای به یادماندنی آن مرحوم فرهیخته است.

ابنا: ممنون و متشکرم از اینکه وقت گران‌قدر خود را در اختیار ما گذاشتید.

........................................
پایان پیام/ 167