۱۳ فروردین ۱۴۰۴ - ۰۳:۰۳
معناشناسی «شهر» در قرآن کریم ۳/ تاثیر اخلاق‌مداری در هویت شهری

مفهوم «شهر» در آیات قرآن کریم، مفهومی فراتر از معنای ساده «شهر» دارد و هر کدام از کلمات مترداف با با این معنا مانند «قریه، بلد یا مدینه» دارای بار مفهومی خاصی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در قسمت های اول و دوم این نوشته، معنا و جایگاه کلماتی مانند «مدینه»، «بلد» و «قریه» مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی بیان شد که هر کدام از این کلمات، علاوه بر معنای کلمه «شهر»، مفهومی متفاوت با همدیگر دارد، به عنوان نمونه کلمه «مدینه»، در قرآن کریم دارای معنایی الهی و فرهنگی است که این کلمه را از دیگر واژه های مشابه، متمایز می کند. تغییر نام شهر «یثرب» به «مدینه النبی (ص)» نیز با همین موضوع بوده است.

در برخی دیگر از آیات قرآن کریم با توجه به فعالیت‌های ویژگی‌های اخلاقی ساکنان شهر از آن شهر به شکل محترمانه یا غیر محترمانه یاد شده است. به عنوان نمونه در سوره کهف، آیات ۷۷ تا ۸۲ ، ماجرای داستان حضرت موسی(ع) و حضرت خضر(ع) و حضور آن در یک شهر روایت می شود.

این شهر در برخی  از منابع تفسیری مانند تفسیر طبرسی و تفسیر نمونه، شهر «انطاکیه» در کشور ترکیه فعلی یا «ایله» منطقه فعلی بیت المقدس یا «بندر ناصره» در شمال فلسطین اشغالی امروزی، بوده است. برای اشاره به این شهر در فاصله ۵ آیه دو واژه «قریه» و «مدینه» استفاده شده است.

در آیه ۷۷ آمده است: «فَانْطَلَقَا حَتَّی إِذَا أَتَیَا أَهْلَ قَرْیَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِیهَا جِدَارًا یُرِیدُ أَنْ یَنْقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْرًا ، باز با هم روان شدند تا وارد بر قریه (شهری) شدند و از اهل آن شهر طعام خواستند، مردم از طعام دادن و مهمانی آنها ابا کردند (آنها هم از آن شهر به عزم خروج رفتند تا) در (نزدیکی دروازه آن) شهر به دیواری که نزدیک به انهدام بود رسیدند و آن عالم به استحکام و تعمیر آن پرداخت. باز موسی گفت: روا بود که بر این کار اجرتی می‌گرفتی».

در آیه ۸۲ همین سوره، با اشاره به همین شهر و دیوار تعمیر شده در آن توسط این دو پیامبر الهی، آمده است: «وَأَمَّا الْجِدَارُ فَکَانَ لِغُلَامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَةِ وَکَانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُمَا وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَیَسْتَخْرِجَا کَنْزَهُمَا . اما آن دیوار از آن دو طفل یتیمی در آن  «مدینه» شهر بود که پدری صالح داشتند و زیر آن گنجی برای آن دو نهفته بود، خدایت خواست تا به لطف خود آن اطفال به حد رشد رسند و خودشان گنج را استخراج کنند».

براساس این آیات باید گفت که وجود یک یا چند صفت مذموم در اهالی یک شهر، به عنوان نمونه در این آیات صفت «خساست»، آن شهر را در حد «قریه» تنازل می دهد، این در حالی  است که وجود شخصی مومن، که سالها قبل از دنیا رفته و اکنون فرزندان یتیمی از او به یادگار مانده است، این شهر را لایق اطلاق کلمه «مدینه» کرده است.

اگر حضور یک فرد مومن در یک شهر می تواند در نحوه استفاده از یک کلمه در اشاره به آن شهر موثر باشد، می توان تصور کرد که حضور گروهی زیادی از افراد مومن در یک سرزمین کوچک یا بزرگ چه تاثیری در آن منطقه دارد ولو اینکه از حضور آن مومنین، سالها یا حتی قرن ها گذشته باشد.

در بخش بعدی این نوشته، نسبت میان کلمه «مدینه» و «دین» و تاثیر آن در معنای شهر در آیات قرآن کریم بررسی می شود.

سید علی اصغر حسینی/ ابنا

---

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha