خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: در عصر حاضر، تجاوز به مقدسات دینی، بهویژه قرآن کریم، نهتنها بهعنوان یک تهدید فرهنگی، بلکه بهیکی از چالشهای اخلاقی و اجتماعی تبدیل شده است. در سالهای اخیر، حوادثی مانند سوزاندن قرآن در اعتراضات داخلی و بینالمللی و بیانیههای اهانتآمیز نسبت به کتب آسمانی، نگرانیهایی را دربارهٔ تأثیر این اعمال بر جایگاه معنوی و اجتماعی قرآن در جوامع اسلامی ایجاد کرده است.
این سؤال که آیا چنین اعمالی میتواند قرآن را از بین ببرد یا تنها بر سطح ایمان و تعامل انسانها با آن تأثیر بگذارد، نیازمند تحلیلی عمیق از منظر قرآنی، تاریخی و اجتماعی است.
قرآن کریم، بهعنوان آخرین کتاب آسمانی، خود را در برابر هجمههای فکری و عملی انسانها تضمین کرده است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (۱). این وعدهٔ الهی، هرچند در خصوص حفظ متن قرآن است، اما این سؤال را مطرح میکند که آیا اهانتهای معنوی و عملی نیز میتوانند بر جایگاه معنوی آن در قلبها تأثیر بگذارند؟ در این میان، رفتار افرادی که در اعتراضات اخیر ایران دست به سوزاندن قرآن زدند، نهتنها از منظر دینی، بلکه از دیدگاه اخلاق عمومی و حقوق بشر، نیازمند نقد جدی است.
قرآن کریم در آیات متعددی خود را «کلامالله» معرفی میکند (۲) و در آیهٔ ۹ سورهی حجر از «حراست الهی» برخوردار دانسته است. این دو ویژگی، یعنی ماهیت الهی و حفاظت از آن توسط خدا، بنیانهای فلسفی و عقیدتی اسلام را در قبال هرگونه دستدرازی به این کتاب شریف تقویت میکند. اهانت به قرآن، در منظر اسلام، تنها نسبت به یک کتاب مقدس است، بلکه نسبت به «کلام خدا» و «پیامهای الهی» صورت میگیرد. این موضوع در روایات پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) نیز بهخوبی مورد تأکید قرار گرفته است؛ مانند حدیثی که پیامبر(ص) میفرماید: «هَلَکَ مَنْ سَبَّ الرُّوحَ الْقُدُسَ» (کسی که روح القدس را اهانت کرد، هلاک شد)، که اشارهای به جدیت این گونه اقدامات دارد.
در اغتشاشات اخیر، افرادی دست به آتشزدن قرآن زدند. این عمل، نه تنها نشانهٔ بیاعتقادی و بیاحترامی به یک کتاب مقدس، بلکه نمایانگر بحران اخلاقی و هویتی عمیق در میان افراد توهینکننده است. قرآن، بهعنوان یک منبع الهی، در برابر اقدامات انسانی مقاومت میکند و «ذات الهی» آن هیچگاه نمیتواند از بین برود؛ اما افرادی که چنین اقداماتی را انجام میدهند، در معرض عذاب الهی قرار میگیرند. در قرآن، داستان قوم صالح (ع) و شتر مادهٔ آنها نمونهٔ برجستهای است. آنها شتر حضرت صالح (ع) را کشتند و در نتیجه، «ذِی الْحِجْرِ» (سورهٔ حِجْر، آیهٔ ۸۴) به آنها عذاب فروفرستاده شد. این داستان، الگویی است برای درک عواقب نافرمانی از پیامبران و بیاحترامی به نشانههای الهی. از منظر قرآن، چنین اقداماتی «فَتْنَه» (آزمایش) محسوب میشوند که ممکن است منجر به هلاکت فردی یا جمعی شود.
همچنین، روایاتی اسلامی دربارهٔ سرنوشت کسانی که به کتب آسمانی اهانت کردند، اطلاعاتی ارائه میدهند. برای مثال، در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: «هَلَکَ مَنْ سَبَّ أَوْ سَبَّبَ سَبًّا لِلْقُرْآنِ» (کسی که قرآن را سبّ کرد یا سبب سبّ آن شد، هلاک شد). این حدیث، اهمیت اخلاقی و حقوقی اهانت به قرآن را برجسته میکند. از سوی دیگر، تاریخ اسلام شاهد این است که هرگاه افراد یا گروهها به قرآن دست دراز کردند (مانند تلاشهای مغول برای سوزاندن قرآن پس از تخریب بغداد)، نهایتاً شکست خوردند و قرآن باقی ماند. این مسئله، تحقق آیهٔ ۹ سوره ی حجر «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ») را تأیید میکند. در جریانات اخیر ایران نیز عدهای نادان و مُغرض اقدام به قرآنسوزی نمودند که با جواب کوبنده و دندانشکن مردم ایران در خروش چند ده میلیونی مواجه شدند. مردم همه قرآن بهدست و قرآن به سر، بهخیابانها آمدند تا ثابت کنند این عدهی کمی که اهانت به قرآن کردند از ایشان نیستند و از آنها اعلام برائت نمودند و دیگر اینکه به رسانههای جهان اثبات کنند با سوزاندن چند نسخه از قرآن، حقیقت قرآن از بین نمیرود.
اهانت به قرآن، نه تنها نمیتواند آن را از بین ببرد، بلکه نشانهٔ ضعف فرهنگی و اخلاقی مرتکبین است. این که هر از گاهی این عمل غیراخلاقی و ضدّ دینی را شاهد هستیم به علت عظمت قرآن است؛ اهانتکنندگان میدانند که هرچه هدایت است بهسبب قرآن است و همین موجب بغض آنها شده و به خیال باطل که با سوزاندن قرآن، کلام وحی از بین میرود دست به این عمل شنیع میزنند. حال آنکه قرآن معجزهی الهی است و همان خدایی که این معجزه را نازل کرده، خودش حافظ و نگهبان آن است. ضمن آنکه نه تنها در آخرت از عذاب الهی مصون نخواهند ماند، در دنیا نیز عاقبت سختی گریبانشان را خواهد گرفت. نمونهاش فردی عراقی که در سوئد با پشتیبانی دولت آنجا اقدام به قرآنسوزی کرد و پس از مدتی بهطرز فجیع و ناشناسی به قتل رسید و حتی همان حکومتی که حامی او در این عمل ضدّدینی بود، پیگیر عوامل قتل او نشد، چراکه اینها مهرههایی بیش نیستند و به محض انجام مأموریت دیگر تبدیل به مهره سوخته شده و به کار استکبار و شیاطین نمیآیند، بههمین دلیل بودنشان نفعی برای آنها ندارد، پس حذف میشوند.
در منابع اسلامی، داستان قوم ثمود که شتر حضرت صالح (ع) را کشتند، الگویی برای فهم عواقب تجاوز به نشانههای الهی است. قرآن در این خصوص میگوید: «فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ... فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ» (۳). این داستان نهتنها نشاندهندهٔ پیامد شکنجهٔ الهی، بلکه نشاندهندهٔ فراموشی خودآگاهانهٔ انسانها از درسهای الهی است. امروز نیز، کسانی که با اهانت به قرآن و دیگر مقدسات، مرزهای معنوی را نقض میکنند، در واقع در مسیری قرار میگیرند که تاریخ گذشتگان شاهد عواقب تلخ آن است.
این اقدامات، در منظر دین، «فِتْنَه» محسوب میشوند که میتوانند منجر به بحرانهای اجتماعی و روحی جامعه شوند. اسلام، در برابر چنین مواردی، از دو رویکرد اصلی پیروی میکند: اول، تأکید بر احترام به نمادهای دینی؛ و دوم، هشدار نسبت به عواقب این گونه اقدامات در دنیا و آخرت. بنابراین، پیشگیری از چنین اقداماتی نیازمند آموزشهای فرهنگی و دینی عمیق است تا جامعه از ارزشهای معنوی خود دفاع کند.
زهرا صالحیفر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، دانشگاه باقرالعلوم
پاورقی
۱. سورهٔ حجر، آیهٔ ۹.
۲. سوره بقره، آیه ۷۵ و سوره توبه، آیه ۶ و سوره فتح، آیه ۱۵.
۳. سورهٔ شعراء، آیههای ۱۵۷-۱۵۸.
..........................
پایان پیام
نظر شما