۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۵
آزادی بیان یا دیکتاتوری الگوریتم/ چرا مدیریت فضای مجازی یک ضرورت است؟

ادعاهای غیرواقعی در ایام اغتشاشات؛ همچون استفاده جمهوری اسلامی از بمب‌های شیمیایی علیه مردم، نمونه‌ای از این اطلاعات غلط بود که متأسفانه برخی بدون بررسی، آن را باور کردند. اینجا است که نقش الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی آشکار می‌شود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: در روزهای اخیر، شاهد موجی از آشوب‌های سازمان‌یافته در ایران بودیم که از ۱۸ و ۱۹ دی ماه آغاز شد. این حوادث، با فراخوان گروه‌های معاند و اپوزیسیون خارج‌نشین برای تخریب اموال عمومی و حمله به نیروهای حافظ امنیت همراه بود. متأسفانه در این درگیری‌ها، تعدادی از بسیجیان و مأموران انتظامی به شهادت رسیدند و همچنین، برخی عناصر ضد انقلاب با قتل شهروندان عادی، تلاش کردند اتهامات را متوجه نظام کنند. اکنون با فروکش کردن این آشوب‌ها، اینترنت بین‌المللی در حال بازگشت به وضعیت عادی است، اما حجم عظیمی از اخبار و محتوای تولیدشده در فضای مجازی، که بسیاری از آنها دروغ‌های آشکار و حتی شاخدار بودند، همچنان در حال انتشار است.

ادعاهای غیرواقعی همچون استفاده جمهوری اسلامی از بمب‌های شیمیایی علیه مردم، نمونه‌ای از این اطلاعات غلط بود که متأسفانه برخی بدون بررسی، آن را باور کردند. اینجا است که نقش الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی آشکار می‌شود: صفحات و پیج‌هایی که به کاربران پیشنهاد می‌شوند، عمدتاً در اختیار جریان‌های معاند است و هر محتوایی که علیه نظام جمهوری اسلامی ایران تولید شود، به سرعت وایرال می‌شود. به عبارت دیگر، ما با یک "دیکتاتوری الگوریتمی" روبرو هستیم که آزادی بیان واقعی را نقض کرده و تنها صدای مخالفان را تقویت می‌کند.

جالب آنکه کشورهایی مانند آمریکا که خود را مهد آزادی بیان می‌دانند، در مدیریت فضای مجازی هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دهند. نمونه برخورد آنها با پلتفرم "تیک‌تاک" نشان می‌دهد که چگونه قدرت‌های بزرگ، هم دیکتاتوری خود را بر پلتفرم‌ها اعمال می‌کنند و هم از الگوریتم‌ها برای تأثیرگذاری علیه کشورهای مستقل مانند ایران استفاده می‌کنند. این دورویی، ضرورت مدیریت داخلی فضای مجازی را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

سال‌هاست کارشناسان دلسوز هشدار می‌دهند که فضای مجازی بدون مدیریت، به بمبی ساعتی تبدیل می‌شود. در اغتشاشات اخیر شاهد بودیم که چگونه معاندین در شبکه‌های اجتماعی به آموزش ساخت بمب دستی و سازمان‌دهی آشوب‌گران می‌پرداختند. امروز نیز این روند ادامه دارد و این فضا به ابزاری برای شستشوی مغزی جوانان و تهییج آنها علیه منافع ملی تبدیل شده است.

حوادث اخیر ایران آشکار کرد که فضای مجازی دیگر یک بستر ارتباطی عادی نیست؛ به یک میدان جنگ تمام‌عیار تبدیل شده است. هنگامی که آشوب‌گران با چراغ‌سبز بی‌گانگان، به جان اموال عمومی و نیروهای مردمی می‌افتند و همزمان، شبکه‌های اجتماعی با سیل عظیمی از دروغ‌های عجیب و غریب به آتش فتنه دامن می‌زنند، زمان محافظه‌کاری به پایان رسیده است.

آزادی بیان یک ارزش است، اما وقتی این آزادی توسط الگوریتم‌های طراحی‌شده برای جنگ روانی به ابزار آشوب تبدیل می‌شود، باید برای آن چاره‌اندیشی کرد. دیکتاتوری الگوریتمی شرکت‌های غربی، هیچ تفاوتی با دیکتاتوری‌های کلاسیک ندارد؛ تنها نقاب آن مدرن‌تر است. وقت آن رسیده که جمهوری اسلامی ایران با درک این تهدید، فضای مجازی را به گونه‌ای مدیریت کند که از امنیت ملی و فرهنگی کشور حفاظت شود.

این یک هشدار است: الگوریتم‌های طراحی شده در سیلیکون‌ولی و واشنگتن، امروز خط مقدم تهاجم نرم علیه حاکمیت ملی کشورها هستند. آنها به‌صورت سیستماتیک، محتوای معاند را تقویت، اخبار جعلی را وایرال و هر صدای مخالف منطقی را خاموش می‌کنند. آن‌ها در پشت نقاب آزادی بیان، تنها به یک صدا (صدای خود و متحدانش) اجازه شنیده شدن می‌دهد.

واقعیت تلخ: فضای مجازی امروز به آکادمی آشوب تبدیل شده است. آموزش ساخت بمب دستی، تشویق به براندازی خشونت‌آمیز و شستشوی مغزی نسل جوان، همه و همه در پلتفرم‌هایی انجام می‌شود که مدیریت آنها خارج از دسترس حاکمیت ملی است. سکوت یا انفعال در برابر این تهاجم، خیانت به امنیت نسل جوان و تمامیت ارضی کشور است.

پس راه حل چیست؟

۱. پایان دادن به سکوت و انفعال: دوران سیاست "صبر و مشاهده" به سر آمده. فضای مجازی باید مانند هر عرصه حاکمیتی دیگر _از مرزهای جغرافیایی تا فضای هوایی_ تحت حاکمیت و مدیریت ملی قرار گیرد. این یک انتخاب نیست، یک ضرورت امنیتی است.

۲. مقابله فنی و هوشمند: توسعه فناوری‌های بومی برای رصد، خنثی‌سازی و مقابله با حملات اطلاعاتی دشمن. باید شبکه‌های ملی قدرتمند، پلتفرم‌های بومی جذاب ایجاد کرد.

۳. نظام حقوقی شفاف و قاطع: باید قوانینی وضع شود که از هجوم سازمان‌یافته اطلاعات دروغ و مخرب به ذهن جوانان جلوگیری شود.

۴. مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها: هر پلتفرمی که در خاک ایران فعالیت می‌کند، باید بدون استثنا قوانین جمهوری اسلامی ایران را رعایت کند. در غیر این صورت، باید با تصمیم قاطع، مانع از ادامه فعالیت تخریبی آنها شد.

۵. جنگ روایت‌سازی: باید با قدرت تمام، روایت واقعی را بدون محافظه‌کاری و با زبان گویای دیجیتال منتشر کرد. سکوت رسانه‌ای برابر با تسلیم میدان جنگ روانی به دشمن است.

اگر دیر اقدام کنیم، فردا شاهد نسلی خواهیم بود که ذهن آن توسط بیگانه برنامه‌ریزی شده، میهن خود را نمی‌شناسد و برای اربابان جنگ روانی هلهله می‌کند. مدیریت فضای مجازی دیگر یک "گفت‌وگوی کارشناسی" نیست؛ یک فرمان عملیاتی فوری برای تمام ارکان نظام است. زمان تصمیم قاطع، امروز است.

به‌قلم: میلاد حسن‌زاده

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha