۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۲
نکات تربیتی سکونت آدم و حوا در بهشت تا تبعید به زمین

نقطه عطفی در داستان آدم رخ می‌دهد: بازگشت. آدم پس از لغزش، از خداوند «کلماتی» دریافت می‌کند و با آن‌ها توبه می‌نماید. علامه طباطبایی در المیزان تأکید می‌کند که این کلمات، تعلیم الهی برای بازگشت به فطرت نخستین‌ است. خداوند نه‌تنها راه توبه را مسدود نمی‌کند، بلکه خود راه آن را به انسان می‌آموزد. این نکته، اصل مهمی در تربیت را روشن می‌سازد: تربیت الهی، تربیتِ بازگشت‌پذیر است. انسان جایزالخطاست، اما مهم آن است که پس از خطا، راه بازگشت را بداند و احساس طردشدگی نکند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: در آیات ۳۵ و ۳۶ سوره بقره، خداوند داستانی بنیادین از آغاز تاریخ انسان را روایت می‌کند؛ ماجرای سکونت حضرت آدم و همسرش در بهشت، فرمان الهی، وسوسه شیطان و در نهایت هبوط به زمین. این آیات، فراتر از یک روایت تاریخی، حامل آموزه‌هایی ژرف در باب تربیت انسان‌اند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، با نگاهی فلسفی و تربیتی، پرده از لایه‌های پنهان این آیات برمی‌دارد و ما را به تأملی عمیق در چیستی تربیت الهی فرامی‌خواند.

در آغاز، خداوند آدم و همسرش را به سکونت در بهشت فرا می‌خواند و به آنان اجازه می‌دهد که از نعمت‌های آن بهره‌مند شوند، جز از یک درخت خاص که از نزدیک شدن به آن نهی می‌شوند. این نهی، نه از سر محدودسازی، بلکه برای آزمودن اراده و تربیت انسان است. علامه طباطبایی تأکید می‌کند که این نهی، نهی مولوی و تشریعی است، نه ارشادی صرف؛ یعنی تخلف از آن، نوعی ظلم به نفس و خروج از مسیر فطری انسان است. در اینجا، اصل مهمی در تربیت نمایان می‌شود: آزادی در چارچوب. انسان باید در فضایی آزاد رشد کند، اما این آزادی باید با مرزهایی حکیمانه همراه باشد تا زمینه‌ساز تعالی گردد.

نکته دوم، هشدار پیشینی خداوند است. پیش از آنکه آدم به درخت نزدیک شود، فرمان الهی صادر می‌شود: «وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ». این نهی، پیشگیرانه است؛ یعنی تربیت مؤثر، باید پیش از وقوع خطا، زمینه‌های لغزش را شناسایی و هشدار دهد. مربی موفق کسی است که پیش از افتادن، دست شاگرد را بگیرد، نه پس از سقوط.

اما علی‌رغم این هشدار، شیطان با وسوسه، آدم و همسرش را می‌لغزاند. علامه در المیزان، وسوسه شیطان را نه صرفاً یک حادثه بیرونی، بلکه تجلی ضعف درونی انسان می‌داند. شیطان از راه میل طبیعی انسان به بقا و جاودانگی وارد می‌شود و وعده «ملک لا یبلی» می‌دهد. این نکته، ما را به اصل مهمی در تربیت می‌رساند: شناخت دشمنان تربیتی. تربیت باید انسان را نسبت به وسوسه‌های درونی (نفس) و بیرونی (شیطان، محیط) آگاه کند و قدرت تشخیص و مقاومت در برابر آن‌ها را در او پرورش دهد.

نتیجه این لغزش، خروج از بهشت است. اما این خروج، صرفاً یک تنبیه نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای نو از تربیت است. خداوند می‌فرماید: «اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ». زمین، با همه سختی‌ها و تضادهایش، میدان رشد و شکوفایی انسان است. علامه طباطبایی در اینجا تأکید می‌کند که زندگی زمینی، با دشمنی‌ها، تضادها و تلاش‌ها همراه است و انسان باید در دل این واقعیت‌ها، راه خود را به سوی کمال بگشاید. این نگاه، ما را از تربیتی آرمانی و غیرواقعی دور می‌کند و به سوی تربیتی واقع‌گرا و مقاوم‌ساز سوق می‌دهد.

در نهایت، خداوند می‌فرماید: «وَلَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَیٰ حِینٍ». زمین، محل اقامت موقت و بهره‌مندی محدود است. این آموزه، انسان را از دل‌بستگی افراطی به دنیا بازمی‌دارد و او را به سوی هدفی والاتر سوق می‌دهد. تربیت باید به انسان بیاموزد که دنیا، مزرعه آخرت است؛ نه خانه ابدی.

به‌طور خلاصه، این دو آیه، نقشه راهی برای تربیت انسان ترسیم می‌کنند: آزادی در چارچوب، هشدار پیشینی، شناخت دشمن، پذیرش پیامد نافرمانی، واقع‌گرایی در مواجهه با تضادها، و آمادگی برای زیستن در جهانی ناپایدار. این‌ها اصولی‌اند که اگر در تربیت فردی، خانوادگی و اجتماعی ما جاری شوند، می‌توانند انسان‌هایی مقاوم، آگاه و رو به تعالی پرورش دهند


آیه ۳۷: فَتَلَقَّیٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِیمُ

در این آیه، نقطه عطفی در داستان آدم رخ می‌دهد: بازگشت. آدم پس از لغزش، از خداوند «کلماتی» دریافت می‌کند و با آن‌ها توبه می‌نماید. علامه طباطبایی در المیزان تأکید می‌کند که این کلمات، تعلیم الهی برای بازگشت به فطرت نخستین‌اند. خداوند نه‌تنها راه توبه را مسدود نمی‌کند، بلکه خود راه آن را به انسان می‌آموزد. این نکته، اصل مهمی در تربیت را روشن می‌سازد: تربیت الهی، تربیتِ بازگشت‌پذیر است. انسان جایزالخطاست، اما مهم آن است که پس از خطا، راه بازگشت را بداند و احساس طردشدگی نکند.

علامه می‌نویسد که «تلقی کلمات» یعنی دریافت با آمادگی قلبی و پذیرش با جان. این نشان می‌دهد که تربیت مؤثر، تنها انتقال دانش نیست، بلکه نیازمند آمادگی درونی و پذیرش قلبی است. مربی باید لحظه‌های آمادگی روانی متربی را بشناسد و در آن لحظات، پیام‌های کلیدی را منتقل کند.

آیه ۳۸: قُلْنَا ٱهْبِطُوا۟ مِنْهَا جَمِیعًۭا ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًۭی فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

در این آیه، خداوند با لحنی جامع و سرنوشت‌ساز، مسیر آینده انسان را ترسیم می‌کند: «اگر از سوی من هدایتی آمد و شما آن را پیروی کردید، نه ترسی بر شماست و نه اندوهی». این جمله، اساس تربیت الهی را بیان می‌کند: هدایت، همواره در دسترس است و پیروی از آن، ضامن امنیت روانی و آرامش درونی است. علامه طباطبایی این آیه را به‌منزله اعلام یک سنت الهی می‌داند: سنت هدایت و ضلالت. خداوند انسان را در زمین رها نکرده، بلکه با ارسال هدایت، مسیر رشد را هموار کرده است.

از منظر تربیتی، این آیه به ما می‌آموزد که مربی باید همواره راهنمایی روشن و قابل‌فهم در اختیار متربی بگذارد و در عین حال، مسئولیت انتخاب را به او واگذارد. همچنین، آرامش روانی و رهایی از ترس و اندوه، نتیجه مستقیم پیروی از هدایت است؛ یعنی تربیت موفق، به آرامش درونی و ثبات روانی منتهی می‌شود.

آیه ۳۹: وَٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ وَکَذَّبُوا۟ بِـَٔایَـٰتِنَآ أُو۟لَـٰٓئِکَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَـٰلِدُونَ

در نقطه مقابل، کسانی که کفر ورزیدند و آیات الهی را تکذیب کردند، اهل آتش‌اند و در آن جاودانه خواهند بود. این آیه، اصل دیگری از تربیت را روشن می‌سازد: تربیت، بدون مسئولیت‌پذیری بی‌معناست. اگر انسان راه هدایت را نپذیرد و آگاهانه آن را انکار کند، باید پیامد آن را نیز بپذیرد. علامه طباطبایی در اینجا بر «کفر» و «تکذیب» به‌عنوان دو مرحله انحراف تأکید می‌کند: نخست، انکار درونی، و سپس انکار بیرونی و عملی.

از این منظر، تربیت باید به انسان بیاموزد که آزادی انتخاب، با مسئولیت همراه است. نمی‌توان هم راه ضلالت را برگزید و هم انتظار آرامش و رستگاری داشت. این اصل، در تربیت اخلاقی و اجتماعی بسیار حیاتی است.

جمع‌بندی تربیتی آیات ۳۵ تا ۳۹

در مجموع، این پنج آیه، یک قوس کامل از مراحل تربیت انسان را ترسیم می‌کنند:  

از آزادی در بهشت، تا لغزش و وسوسه، سپس توبه و بازگشت، و در نهایت آغاز زندگی زمینی با مسئولیت و هدایت. این سیر، الگویی است برای هر نظام تربیتی که بخواهد انسان را از فطرت تا کمال، همراهی کند.

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha