به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ با فرارسیدن نیمهشعبان، یکی از شبهای پرفضیلت و روحبخش جهان اسلام، شب برات فرا میرسد؛ شبی سرشار از معنویت که در باور مسلمانان جایگاهی ممتاز دارد و فرصتی گرانبها برای دعا، توبه، طلب آمرزش و تقرب به درگاه الهی بهشمار میرود. این شب، جلوهای از رحمت و بخشش الهی است و مؤمنان با نیایش و ذکر خدا، به استقبال آرامش، امید و روشنایی دلها میروند.
برات چیست؟
واژه «برات» در لغت به معنای بیزاری، رهایی و بریالذمه شدن از دین و بدهی آمده است. در کاربردهای رایج، برات به سند یا نوشتهای گفته میشود که بهواسطه آن، فرد میتواند حقی را دریافت کند. این مفهوم در ادبیات دینی و عرفانی، بهصورت سند یا حواله معنوی رهایی و نجات به کار رفته است.
بر پایه برخی روایات و باورهای دینی، وجه نامگذاری این شب به «شب برات» از آن روست که هر کس در این شب به عبادت، نیکی و بندگی خداوند بپردازد، از عذاب الهی رهایی مییابد. به تعبیری نمادین، در این شب برای آمرزشیافتگان، سند آزادی از کیفر دوزخ صادر میشود.
شب تقدیر، آمرزش و تعیین سرنوشت
در باورهای رایج، شب برات شبی است که در آن تقدیر یکساله انسانها رقم میخورد؛ شبی که به اراده الهی، عمر، روزی و سرنوشت بندگان تعیین میشود و اسناد رزق و حیات آنان بهگونهای معنوی صادر میگردد. از همین رو، این شب در میان اهل دعا و نیایش، جایگاهی ویژه و پرارج دارد.
آیینها و اعمال شب برات
بسیاری از مسلمانان در نقاط مختلف جهان، به فضیلت و عظمت شب برات باور دارند و آن را با انجام اعمال عبادی گرامی میدارند. از جمله مهمترین آیینها و اعمال این شب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تلاوت قرآن کریم
- برپاداشتن شبزندهداری و احیا
- خواندن نمازها و دعا
- استغفار و طلب بخشش برای خود و دیگران
- روزهداری در روز پس از شب برات
شب برات همچنین بهعنوان روز یادبود درگذشتگان جایگاهی خاص دارد؛ شبی که مسلمانان با زیارت قبور، قرائت فاتحه، دعا و انجام خیرات، یاد عزیزان از دسترفته را گرامی میدارند و با پیوندی آمیخته به ایمان و محبت، آرامش و رحمت الهی را برای آنان طلب میکنند. این آیین، نمادی از وفاداری، مهربانی و تداوم پیوند معنوی میان زندگان و رفتگان است.
شب امید، رحمت و بازگشت
شب برات، بیش از هر چیز، شب امید و بازگشت به سوی خداوند است؛ شبی که دلها به نور بخشش الهی روشن میشود و انسان با پالایش نیت و روح، گامی تازه در مسیر بندگی و آرامش برمیدارد. این شب، فرصتی مغتنم برای خودسازی، بازنگری در رفتار و تقویت پیوندهای معنوی است و مؤمنان در پرتو آن، آیندهای روشنتر را در سایه لطف و رحمت الهی جستوجو میکنند.

مولانا
برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
خضر آمد خضر آمد بیار آب حیاتی را
عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را
سحر آمد سحر آمد بهل خواب سباتی را
بهار آمد بهار آمد رهیده بین اسیران را
به بستان آ به بستان آ ببین خلق نجاتی را
چو خورشید حمل آمد شعاعش در عمل آمد
ببین لعل بدخشان را و یاقوت زکاتی را
همان سلطان همان سلطان که خاکی را نبات آرد
ببخشد جان ببخشد جان نگاران نباتی را
درختان بین درختان بین همه صایم همه قایم
قبول آمد قبول آمد مناجات صلاتی را
ز نورافشان ز نورافشان نتانی دید ذاتش را
ببین باری ببین باری تجلی صفاتی را
گلستان را گلستان را خماری بد ز جور دی
فرستاد او فرستاد او شرابات نباتی را
بشارت ده بشارت ده به محبوسان جسمانی
که حشر آمد که حشر آمد شهیدان رفاتی را
شقایق را شقایق را تو شاکر بین و گفتی نی
تو هم نو شو تو هم نو شو بهل نطق بیاتی را
شکوفه و میوه بستان برات هر درخت آمد
که بیخم نیست پوسیده ببین وصل سماتی را
زبان صدق و برق رو برات مؤمنان آمد
که جانم واصل وصلست و هشته بیثباتی را
حافظ غزل
دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند
واندر آن ظلمتِ شب، آبِ حیاتم دادند
بیخود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند
باده از جامِ تَجَلّیِّ صفاتم دادند
چه مبارکسَحَری بود و چه فرخندهشبی
آن شبِ قدر که این تازهبراتم دادند
بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال
که در آن جا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شِکر کز سخنم میریزد
اَجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند
همّتِ حافظ و انفاسِ سحرخیزان بود
که ز بندِ غمِ ایّام نجاتم دادند
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما