به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ رسانههای عربی و غربی در روزهایی که مذاکرات سیاسی بین ایران و آمریکا برقرار است، با توجه به سخنان، بیانیهها و هشدارهای طرفین مذاکره به پیشبینیهای مختلفی درباره وقوع و یا عدم وقوع جنگ و تبعات این جنگ میپردازند.
آنچه که در بین نظرات تمام کارشناسان و رسانهها تقریبا مشترک است، غیرقابل تصور بودن نتایج جنگ ایران و آمریکا در صورت وقوع یک رویارویی فراگیر خواهد بود که نه تنها کل منطقه، بلکه اقتصاد کل جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
.

.
«جمال قاسم» کارشناس علوم سیاسی از دانشگاه ایالتی گرند ولی، در ایالات متحده طی یادداشتی تحلیلی درباره عواقب خطرناک حمله آمریکا به ایران به بررسی جوانب این جنگ و تبعات غیرقابل تصور آن پرداخته و نوشت:
نصر بن سیار الکنانی، یکی از برجستهترین چهرههای سلسله اموی، با احساس خطر قریبالوقوعی که دولتشان را تهدید میکرد، نامهای به آخرین خلیفه اموی، مروان بن محمد، نوشت. او در ابیات جاودانه خود، به معنای عمیقی اشاره کرد که تا به امروز در میان اعراب رواج داشته است، معنایی که میتواند به عنوان عنوانی گسترده برای استراتژی رسانهای مورد استفاده برای آمادگی برای جنگها باشد: «و جنگ با کلمات آغاز میشود.»
تبادل بیانیههای آتشین بین آمریکا و ایران، ممکن است نشاندهنده احتمال رویارویی قریبالوقوع آمریکا و ایران باشد که میتواند منطقه را به ورطه یک درگیری نظامی بکشاند که پیشبینی دامنه یا وسعت جغرافیایی آن دشوار است.
با این حال، اگر دولت آمریکا به منطق گوش فرا دهد و به مذاکرات هستهای با ایران فرصتی واقعی برای کاهش تنشها و جلوگیری از رویارویی نظامی بدهد، اجتناب از این سناریو همچنان امکانپذیر است.
دولت آمریکا به طور قابل توجهی آمادگی نیروهای خود را برای انجام حملات هوایی احتمالی علیه اهداف نظامی ایران اعلام کرده است.
در مقابل، رهبر انقلاب اسلامی ایران نیز به توانایی نیروهای ایرانی در هدف قرار دادن و غرق کردن ناوهای هواپیمابر آمریکایی در منطقه اشاره کرده است.
ایران همچنین مانورهای نظامی انجام داد که منجر به بسته شدن موقت تنگه هرمز شد، که بخشی از تمریناتی بود که شامل آمادگی جنگی برای پرتاب تعداد زیادی موشک بالستیک بود.
این تبادل فزاینده بیانیهها در زمانی صورت میگیرد که مذاکرات دیپلماتیک بین دو طرف در جریان است و نشانههایی از یک پیشرفت سیاسی در روزهای اخیر پدیدار شده است و چشمانداز منطقهای را در معرض احتمالات متعددی از تهدید و تشدید تنش گرفته تا کاهش تنش قرار داده است.
ترامپ اخیراً بیانیهای که بیشتر شبیه یک اعلامیه تلویزیونی نمایشی بودصادر کرد که طی ده روز آینده همه خواهند فهمید که آیا ایالات متحده با ایران وارد جنگ خواهد شد یا خیر.
ترامپ ممکن است از دوره مذاکرات با تهران برای آمادهسازی گزینههای نظامی تحت پوشش تشدید فشار با هدف مجبور کردن ایران به پذیرش شرایط آمریکا، که مهمترین آنها توقف کامل غنیسازی اورانیوم بود، استفاده کرده باشد.
بنابراین، اکنون وضعیت به رئیس جمهور ترامپ، به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح ایالات متحده، بستگی دارد تا برای هرگونه حمله احتمالی علیه اهداف ایرانی چراغ سبز نشان دهد.
تصمیم برای شروع جنگ ممکن است از قبل گرفته شده باشد، اما اجرای آن ممکن است با انتظار برای اطلاعات دقیقی که امکان هدف قرار دادن رهبران ارشد ایران را فراهم میکند، مرتبط باشد، که نشان دهنده سقف بالاتری برای اهداف سیاسی اقدام نظامی آمریکا در این زمان است که ناشی از اعتماد دولت آمریکا به تواناییهای نظامی خود است و امکان اجرای حملات اولیه را فراهم میکند که باعث فلج و سردرگمی در مراکز فرماندهی و کنترل ایران خواهد شد.
با این حال، این سوال همچنان باقی است: آیا هرگونه حمله احتمالی، رهبران سیاسی یا فرماندهان ارشد نیروهای مسلح و سپاه پاسداران را هدف قرار خواهد داد؟ پاسخ به این دو سوال به دو عامل کلیدی بستگی دارد؛ میزان تغییری که ترامپ در رژیم ایران میخواهد، همچنین، در دسترس بودن اطلاعات تأیید شده در مورد محل حضور فرماندهان ارشد.
در مقابل، این احتمال همچنان وجود دارد که ایران به برخی از خواستههای آمریکا پاسخ دهد، به ویژه با توجه به گزارشهایی که حاکی از آمادگی تهران برای ارائه فرصتهای سرمایهگذاری در بخش نفت خود به شرکتهای آمریکایی است که برای اولین بار از زمان انقلاب اسلامی بیش از چهار دهه پیش اتفاق میافتد تا از رویارویی نظامی جلوگیری کند.
با توجه به پیچیدگیهای چشمانداز امنیتی و سیاسی منطقه و درگیریهای منطقهای و بینالمللی، احتمال حملات نظامی تلافیجویانه در صورت وقوع که از کنترل خارج شوند، همچنان بالاست.
خطر ورود به سوی جنگی تمام عیار
اگرچه نه ایالات متحده و نه ایران احتمالاً خواهان یک جنگ تمامعیار نیستند، اما هرگونه حمله قابل توجه ایالات متحده علیه اهداف ایرانی این بار میتواند با پاسخ شدیدتر و تأثیرگذارتر ایران مثل هدف قرار دادن سایتهای نظامی ایالات متحده یا اسرائیل مواجه شود، برخلاف موارد قبلی که تهران تصمیم میگرفت اهداف نسبتاً محدودی از ایالات متحده را هدف قرار دهد تا از تشدید درگیری آشکار جلوگیری کند.
برای مثال، اگر ایران هر یک از ناوهای هواپیمابر آمریکایی مستقر در منطقه را هدف قرار دهد در راستای تهدیدهای قبلی رهبر انقلاب اسلامی این یک رویداد نظامی بسیار خطرناک خواهد بود که پس از آن ایالات متحده ممکن است چارهای جز درگیر شدن در یک جنگ گسترده علیه ایران نداشته باشد.
بنابراین، با توجه به پیچیدگیهای چشمانداز امنیتی و سیاسی منطقه و درگیریهای منطقهای و بینالمللی که میتواند تشدید تنشها را تسریع و دامنه آن را گسترش دهد، احتمال حملات نظامی تلافیجویانه در صورت وقوع که از کنترل خارج شوند، همچنان بالاست.
اما رئیس جمهور آمریکا چگونه میتواند بدون انجام یک کمپین روابط عمومی در داخل ایالات متحده برای متقاعد کردن شهروندان در مورد امکانپذیری این جنگ و اهمیت آن برای منافع استراتژیک ایالات متحده، یک جنگ تمام عیار علیه ایران را رهبری کند؟
این همان کاری است که جورج دبلیو بوش، سلف جمهوریخواه او، قبل از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ انجام داد، زمانی که ماهها در ایالات متحده سفر کرد و در مورد خطر برنامه ادعایی سلاحهای شیمیایی عراق صحبت کرد و تأکید کرد که رژیم صدام حسین، رئیس جمهور سابق، نباید به ویژه پس از وقایع ۱۱ سپتامبر، پابرجا بماند.
ترامپ همچنین برخلاف کاری که جورج دبلیو بوش انجام داد، تلاش نکرد تا رهبران جمهوریخواه کنگره را در مورد لزوم حمایت از چنین جنگی متقاعد کند، زمانی که بوش موفق شد کنگره را متقاعد کند قانونی را تصویب کند که به او اجازه اقدام نظامی علیه رژیم صدام حسین را به بهانه حفظ امنیت ملی آمریکا میداد.
در غیاب این دو عامل حیاتی؛ کمپین روابط عمومی گسترده و حمایت آشکار کنگره، پیشبینی اینکه ترامپ چگونه ممکن است یک جنگ تمام عیار علیه ایران آغاز کند، دشوار است.
با این حال، ترامپ ممکن است خود را ملزم به اطلاع قبلی به کنگره برای کسب اجازه حمله به ایران نداند، اما در صورت طولانی شدن جنگ، حتی اگر فقط چند هفته طول بکشد، ناگزیر به حمایت سیاسی و مادی کنگره نیاز مبرم دارد.
در هر صورت، عواقب چنین جنگی در صورت وقوع برای اقتصاد جهانی بسیار شدید خواهد بود، به خصوص اگر عرضه جهانی نفت از طریق تنگه هرمز مختل شود. این امر منجر به افزایش قیمت نفت و افزایش نرخ تورم در اکثر اقتصادهای جهان خواهد شد که هنوز از پیامدهای بحران جهانی ویروس کرونا بهبود نیافتهاند.
اهداف پنهان ترامپ
هرچه وقایع دراماتیکتر میشوند و هرچه پوشش رسانهای اظهارات و تصمیمات ترامپ جنجالیتر میشود، ترامپ بیشتر به وجد میآید و بیشتر آرزو میکند صحنه سیاسی را، چه در داخل ایالات متحده و چه در عرصه بینالمللی، کنترل کند.
به نظر میرسد، رئیس جمهور آمریکا معتقد است که تناقضات موجود در اظهاراتش به ابهام دشمن در مورد اقدامات استراتژیک او کمک میکند، اقداماتی که او آنها را دستاوردهای قابل توجهی برای خود و سیاستهایش میداند.
با این حال، سوال اساسی همچنان پابرجاست: آیا رئیس جمهور آمریکا واقعاً میخواهد حملات هوایی نظامی قدرتمندی را آغاز کند و به دنبال آن یک انقلاب داخلی یا کودتای نظامی در ایران رخ دهد که نظام سیاسی آن را سرنگون کند؟ یا اینکه او در درجه اول به دنبال دستیابی به یک پیروزی سیاسی بزرگ از طریق افزایش بیسابقه فشار علیه ایران است که منجر به کنار گذاشتن کامل برنامه هستهای و قابلیتهای مرتبط با آن شود، هدفی که روسای جمهور قبلی آمریکا، از جورج دبلیو بوش گرفته تا باراک اوباما و جو بایدن، در دستیابی به آن شکست خوردهاند؟
شاید قابل توجهترین جنبه این تحولات این باشد که اکثر طرفهای منطقهای و بینالمللی به استثنای اسرائیل، نمیخواهند اوضاع به یک رویارویی نظامی تمامعیار تبدیل شود، از جمله ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران.
این جنگی است که به نظر نمیرسد هیچ یک از طرفین خواهان آغاز آن باشند، اما ممکن است در نتیجه محاسبات یا قضاوتهای نادرست یک درگیری غیرضروری بوجود بیاید که عواقب آن را تمام جهان خواهد پرداخت.
تصمیمگیرندگان اسرائیلی معتقدند که فروپاشی ایران آنها را قادر میسازد تا کنترل و تسلط منطقهای خود را در خاورمیانه اعمال کنند. با این حال، تجربیات اخیر نشان میدهد که مطیع کردن مردم یا شکستن اراده آنها کار آسانی نیست.
اسرائیل که علیرغم جنگ ویرانگر دو ساله که منجر به دهها هزار تلفات غیرنظامی در غزه شد، نتوانسته حماس را مجبور به تسلیم یا خلع سلاح کند، ممکن است بفهمد که رویارویی با کشورهایی با سابقه طولانی و احساسات ملی ریشهدار، کار آسانی نیست.
بنابراین، ترامپ احتمالاً به حملات سریع و محدود علیه ایران متوسل خواهد شد و بلافاصله پس از آن پیشنهادی برای بازگشت به میز مذاکره با شرایط آمریکا ارائه خواهد داد.
..............
پایان پیام
نظر شما