خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ روزی روزگاری، در شبهجزیرهٔ عربستان و در شهر مکه، زنی زندگی میکرد که تمام داراییاش را نه در راه زرق و برق دنیا، که در مسیری گذاشت که نه او، بلکه قرنها بعد دیگران نیز از آن بهره ببرند. حضرت خدیجه (س)، اشرافزادهای ثروتمند از خاندانی بزرگ، تمام داشتههای مادیاش را فدای ندایی کرد که تازه در گوش تاریخ زمزمه میشد: «اشهدُ انَّ محمداً رسولُ الله».
او اولین زنی بود که ایمان آورد؛ بیآنکه از فردای زندگی مشترکش با پیامبر (ص) از لحاظ مادی اطمینان داشته باشد. محمّدِ امین برای خدیجه، آوردهای جز نور نداشت؛ اما همین نور برایش کافی بود تا از همه تعلقات بگذرد. او در شعب ابیطالب، گرسنگی کشید، تحقیر شنید، از سوی قبیله و خویشان طرد شد؛ اما لحظهای از پای ننشست. مگر نه اینکه این ایستادگیها بود که اسلام را پس از ۱۴۰۰ سال به ما رساند؟ مگر نه اینکه نام او در سلسلهٔ بهترین زنان عالم تا ابد ماندگار شد، چون او بهای اثرگذاری را با تمام وجود پرداخت؟
و اینجا، در روزگار ما...
زن امروز اما انگار در برابر کوچکترین سختیها، زودتر از همیشه تسلیم میشود. کافی است زندگی قدری چهرهٔ خشن خود را نشان دهد، تا خستگی بر جانش چیره شود. از آرزوهای بزرگ میگوید، اما بهای رسیدن به آنها را نمیپردازد؛ از تغییر دنیا حرف میزند، اما در برابر یک رابطهٔ ناموفق، یک تنهایی ساده یا یک توهین، آنچنان فرو میریزد که گویی تمام هستی را از دست داده است.
نمیخواهم سختی را نادیده بگیرم؛ اما حقیقت این است که رسیدن به قلهها، از میان درههای تاریک میگذرد. حضرت خدیجه نشان داد زن میتواند در عین مهربانی و لطافت، چون کوهی استوار باشد. او به ما آموخت که اثرگذاری در تاریخ، نیازمند عبور از روزهای سخت، از دست دادن ها و تحمل نگاههای سنگین است.
زن امروز اگر میخواهد نامش در تاریخ بماند، لازم نیست در مسابقهای دنیوی خود را به آب و آتش بزند. کافی است یاد بگیرد که برای ماندگاری، باید از خودگذشت. برای شنیده شدن صدایش در آینده، باید در زمان حال فریاد بکشد؛ گاه در سکوت، گاه در ایستادگی پای ارزشها و گاه با تحمل زخمهایی که راه را روشنتر میکند.
آیا تو ای زن امروز، آمادهای از «خود» بگذری تا فردا «اسلامی» بماند برای نسلها؟ آیا حاضری شبیه خدیجه باشی؛ نه فقط در ادعای ایمان، که در عملِ پای ماندن بر سر آن؟ او از تمام داشتههای مادی گذشت، تا نامش بر تارک عزت بدرخشد. امروز ما هم اگر خواهان عزتیم، بهایش را باید با گذشتن از راحتی، تن ندادن به سختیهای کوچک، و ایستادن پای آرمانهای بزرگ بپردازیم. خدیجه الگویی است برای زنانی که میخواهند اثرگذار باشند؛ الگویی برای آنان که میدانند برای رسیدن به قله، باید از درههای سخت عبور کرد. آیا این الگو هنوز در زندگی ما زنده است؟
سالهاست از خود میپرسیم: چرا با وجود این همه امکانات، این همه ابزار پیشرفت و این همه ادعای بزرگ، هنوز در رسیدن به قلههای حقیقی میمانیم؟ چقدر زن امروز شبیه حضرت خدیجه (س) است در استقامت، و چقدر شبیه تصویری که رسانهها از «زن موفق» ساختهاند؛ زنی که به محض کوچکترین چروکی در مسیر زندگی، دست از تلاش میکشد و خود را قربانی شرایط میداند؟
جامعه امروز به زنان میآموزد که «حق» داری حساس باشی، «حق» داری زود برنجی، «حق» داری در برابر سختی بایستی و اعتراض کنی، اما این که «وظیفه» داری مقاوم باشی را آموزش نمیدهد. اینجا نقطهٔ افتراق ما با حضرت خدیجه (س) است. او در اوج اشرافیت و نازپروردگی، وقتی پا در راه ایمان گذاشت، میدانست که مسیر هموار نیست. اما زن امروز، اگر یک رابطه به هم بخورد، اگر یک توهین در فضای مجازی ببیند، اگر یک بار در محیط کار جدی گرفته نشود، چنان فرو میریزد که گویی تمام هستی اش را باخته است. ما «حساسیت» را با «ضعف» اشتباه گرفتهایم و گمان میکنیم هر گونه واکنش تند به سختی، نشانهٔ شخصیت مستقل است؛ غافل از اینکه استقلال یعنی تابآوری، نه واکنشهای لحظهای.
نقش رسانهها در این میان غیرقابل انکار است. سریالها، فیلمها و شبکههای اجتماعی مدام به ما تصویری از زن میدهند که در برابر هر سختی، یا قربانی میشود یا به انتقام رو میآورد. زنانی که راه میانه را بلد نیستند؛ زنانی که مقاومت آرام و صبورانه را یاد نگرفتهاند. در مقابل، حضرت خدیجه (س) سه سال در شعب ابیطالب، با تحریم اقتصادی و اجتماعی زندگی کرد. نه شکایت کرد، نه به گذشتهٔ مرفه خود ناسزا گفت، نه پیامبر را به خاطر این انتخاب سرزنش کرد. او میدانست برای رسیدن به «آرامش حقیقی» که همان قرب الهی است، باید از آرامشهای کاذب دنیوی گذشت. اما زن امروز، اگر یک روز اینترنت قطع شود، یا یک هفته نتواند به مسافرت برود، احساس میکند دنیا به پایان رسیده است.
زن امروز از «اثرگذاری» میگوید، از «تغییر جهان» حرف میزند، از «ماندگاری در تاریخ» سخن میگوید. اما وقتی نوبت به بهای این ماندگاری میرسد، حاضر نیست کوچکترین هزینهای بپردازد. حضرت خدیجه تمام ثروتش را داد. زن امروز حاضر نیست از یک خرید لوکس بگذرد. حضرت خدیجه آبروی اجتماعی و جایگاه قبیلهای اش را فدا کرد. زن امروز اگر چند لایک کمتر بگیرد، اعتمادبهنفسش فرو میریزد. حضرت خدیجه تحقیر خویشان را به جان خرید. زن امروز با یک نظر منفی از سوی اطرافیان، مسیر زندگی اش را عوض میکند. این فاصلهٔ عمیق میان «ادعا» و «عمل» است که زن امروز را از رسیدن به قلههای واقعی بازداشته است.
نکته ی قابل تأمل آن است که جامعه چه انتظاری از زن امروز دارد؟ جامعه از زن امروز نمیخواهد مانند خدیجه (س) قدیس شود، اما انتظار دارد: در برابر مشکلات زندگی، زود تسلیم نشود، برای رسیدن به آرزوهایش، هزینهاش را بپذیرد، بداند ماندگاری در تاریخ، بدون عبور از سختیها ممکن نیست، «زن بودن» را معادل «شکننده بودن» نگیرد.
راه بازگشت؛ به خدیجه شدن چیست؟ چگونه خدیجهای شویم؟ بازگشت به این الگو، نیازمند تحول در نگاه ماست. باید لفظ موفقیت بازتعریف شود. موفقیت یعنی رسیدن به قرب الهی، نه جمعآوری لایک و تایید دیگران. لازم است عرصه ی صبر و تابآوری به دخترانمان بیاموزیم، باید از کودکی به دختران بیاموزیم که سختی بخشی از زندگی است، نه پایان آن. خوب است که برایشان الگوسازی کنیم، به جای معرفی سلبریتیها به عنوان الگو، زنان واقعی تاریخ را به دخترانمان بشناسانیم. در نهایت باید بپذیریم برای اثرگذاری باید بهایی را بپردازیم، نه اینکه فقط آرزویش را داشته باشیم.
خدیجه (س) به ما آموخت که میتوان هم زن بود، هم قوی؛ هم مهربان بود، هم مقاوم؛ هم ثروت داشت، هم از آن گذشت؛ هم محبوب بود، هم در راه محبوبترین، از همه چیز گذشت.
زن امروز اگر خواهان عزت و ماندگاری است، باید از این الگو بیاموزد. باید بداند که رسیدن به قله، از میان درههای تاریک میگذرد. باید بپذیرد که هر تحقیر و توهین، اگر در راه حق باشد، نه شکست که پلهای برای صعود است.
آیا ما زنان امروز، آمادهایم از «خودِ» کوچکمان بگذریم تا «خودی» بزرگ شویم؟ آیا حاضریم مثل خدیجه، بهای ماندگاری را با تمام وجود بپردازیم؟ این پرسشی است که پاسخش را نه در آینهٔ گوشی موبایل، که در ژرفای جانمان باید جستجو کنیم.
زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.
نظر شما