به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ سعید ابوالحسنی در یادداشتی کوتاه با بررسی فضای رسانههای داخلی و بینالمللی و با استناد به هشدار برخی رسانههای رسمی، به تحلیل موج تازه مهاجرستیزی و سناریوهای احتمالی پشت آن پرداخته است.
در هفتههای اخیر برخی گزارشها و تحلیلهای منتشرشده در رسانههای منطقهای از شکلگیری سناریوهای تازهای برای بیثباتسازی بخشهایی از ایران حکایت دارد؛ سناریوهایی که گفته میشود پس از ناکامی در تحریک برخی جریانهای تجزیهطلب در مناطق کردنشین، اکنون با الگوها و ابزارهای متفاوتی دنبال میشود.
بر اساس این گزارشها، طراحان چنین پروژههایی تلاش دارند از مسیرهای تازهای برای ایجاد تنشهای اجتماعی و امنیتی بهره بگیرند؛ از جمله ایجاد حساسیتهای قومی و مهاجرتی و حتی سوءاستفاده از نام و هویت برخی اتباع افغانستانی برای شکل دادن به فضای بیاعتمادی در جامعه.
این در حالی است که تجربه سالهای گذشته نشان داده است پروژههای بیثباتسازی در منطقه اغلب بر پایه ایجاد شکافهای اجتماعی، بزرگنمایی اختلافات قومی و تحریک احساسات عمومی طراحی میشوند.
در چنین الگوهایی، ابتدا یک گروه اجتماعی یا قومی بهعنوان «مسئله امنیتی» معرفی میشود و سپس تلاش میشود فضای رسانهای و روانی جامعه به سمت تقابل و بیاعتمادی سوق داده شود.
سعید ابوالحسنی معتقد است طرح نام اتباع افغانستانی در چنین سناریوهایی میتواند بخشی از یک جنگ شناختی و رسانهای باشد؛ جنگی که هدف آن ایجاد فاصله میان جامعه ایران و مهاجران افغانستانی است؛ در حالی که روابط تاریخی، فرهنگی و زبانی دو ملت همواره بر پایه پیوندهای عمیق و چندلایه شکل گرفته است.
واقعیت این است که میلیونها افغانستانی طی دهههای گذشته در ایران زندگی، کار و تحصیل کردهاند و در بسیاری از عرصهها در کنار مردم ایران حضور داشتهاند.
همین پیوندهای اجتماعی و انسانی سبب شده است که تلاش برای تبدیل این جامعه به ابزار بیثباتی، نهتنها غیرواقعی بلکه در عمل بسیار دشوار باشد.
با این حال، تجربه تحولات منطقه نشان میدهد که پروژههای امنیتی خارجی اغلب تلاش میکنند از آسیبهای اجتماعی، فشارهای اقتصادی یا سوءتفاهمهای فرهنگی بهعنوان نقطه ورود استفاده کنند. در چنین شرایطی، کوچکترین حادثه یا روایت رسانهای میتواند به سرعت در شبکههای اجتماعی بازتولید و به ابزاری برای ایجاد تنش تبدیل شود.
از این رو هوشیاری جامعه افغانستانی در ایران اهمیت ویژهای دارد.
آگاهی از اینگونه سناریوها و پرهیز از قرار گرفتن در مسیر تحریکهای سیاسی یا رسانهای میتواند نقش مهمی در خنثی شدن چنین طرحهایی ایفا کند.
در کنار آن، مسئولیت رسانهها و فعالان اجتماعی نیز بسیار مهم است. انتشار اخبار تأییدنشده، بزرگنمایی اختلافات یا دامن زدن به روایتهای تنشزا میتواند ناخواسته در خدمت همان پروژههایی قرار گیرد که هدفشان ایجاد شکاف در جامعه است.
کارشناسان امنیتی تأکید میکنند که یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با این سناریوها تقویت اعتماد اجتماعی، افزایش آگاهی عمومی و مقابله با جنگ روانی و رسانهای است؛ مسیری که میتواند زمینه سوءاستفاده از مسائل قومی و مهاجرتی را از میان ببرد.
در همین حال، نهادهای مسئول نیز اعلام کردهاند هرگونه تحرک مشکوک یا تلاش برای ایجاد ناامنی در کشور با دقت رصد میشود و در صورت مشاهده هرگونه اقدام سازمانیافته، برخورد قاطع و قانونی صورت خواهد گرفت.
در نهایت، آنچه میتواند اینگونه پروژهها را ناکام بگذارد، همبستگی اجتماعی و هوشیاری افکار عمومی است؛ چرا که تجربه نشان داده است سناریوهای بیثباتسازی زمانی موفق میشوند که بتوانند میان مردم شکاف ایجاد کنند، اما در برابر جامعهای آگاه و متحد، این طرحها عملاً راه به جایی نخواهند برد.
..............
پایان پیام/
نظر شما