۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۹

بررسی تاریخ پر فراز و نشیب بنی‌اسرائیل؛ از ابراهیم خلیل(ع) و خاستگاه توحیدی او، تا موسی کلیم(ع) با تطبیق بر آیات قرآن و بررسی تحولات باورها و رفتارشان در طول قرون، درس‌های بنیادینی برای روابط میان ادیان در دنیای امروز ارائه می‌دهد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت (ع) _ ابنا: بنابر نقل، حضرت داوود (ع) قلعه‌‏ای که بر تپه «صهیون» در اورشلیم ساخته بودند، فتح کرد و کاخی بر آن ساخت. پس از ویرانی اورشلیم در سال ۷۰ میلادی و انقراض دولت یهود، یهودیان همواره در آرزوی فتح دوباره اورشلیم بودند و بدین روی نام صهیون را شعار خویش ساختند و از آن پس در کشورهای گوناگون زندگی کردند. نفوذ یهودیان به کشورهای اروپای غربی و رفتار نژادپرستانه آنان، نفرت و کینه مردم و برخی دولت‌‏ها را علیه آنان برانگیخت. در سال ۱۸۹۷ نخستین کنگره جهانی صهیونیست در شهر بال سوئیس برگزار شد. در این کنگره مقرر گشت که در کشورهایی که شمار یهودیان در آن‌ها بسیار است، سازمان‏‌های صهیونیستی تشکیل شود. در سال ۱۹۰۵ بیش‏تر نمایندگان صهیونیسم ضرورت تشکیل دولت یهود را در سرزمین فلسطین تصویب کردند و به سال ۱۹۱۷ در جنگ بریتانیا و عثمانی، صهیونیست‏‌ها زمینه صدور اعلامیه بالفورد را فراهم ساختند. این اعلامیه تأسیس یک کشور را در سرزمین فلسطین برای یهودیان پذیرفت. با شکست دولت عثمانی در سال ۱۹۲۳ فلسطین تحت قیومیت انگلستان درآمد. جنگ‏ جهانی دوم و کشتار یهود به دست هیتلر راه تأسیس دولت مستقل یهودی را هموار ساخت. سرانجام سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ به تجزیه خاک فلسطین رأی داد و این سرزمین را به دو بخش اسلامی غربی به نام اردن هاشمی و یهودی به نام اسرائیل تقسیم کرد (۱).

قرآن بارها از حضرت ابراهیم (ع) یاد کرده و این ادعای یهودیان که او را یهودی می‏‌دانند نادرست شمرده و فرموده است: «ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه موحدی خالص و مسلمان بود و از مشرکان نبود» (۲). آیات قرآن درباره حضرت موسی (ع) بیش از دیگر پیامبران سخن گفته و مراحل گوناگون زندگی او را وصف کرده‏ مانند؛ دوران کودکی موسی (ع)، افکندن او به نیل، پرورش یافتن در خانه فرعون، سخن گفتن خداوند با او، سرگردانی یهود به دلیل نافرمانی از او، ورود به ارض موعود و مأموریت یافتنش برای دعوت فرعون (۳). بخشی دیگر از آیات قرآنی، از نعمت‏‌های خداوند به یهود یاد کرده است؛ همانند بهره‌‏مندی از پیامبران فراوان، نجات یافتن از دست ستم فرعون، جوشش دوازده چشمه آب، مبعوث گشتن دوازده نقیب، پذیرفته شدن توبه آنان و شکافته شدن رود نیل و غرق شدن فرعون (۴). همچنین صفت‏‌های زشت بنی‏‌اسرائیل را نکوهش می‏‌کند؛ همانند پیمان‏‌شکنی، اسراف، رباخواری، طمع به دارایی‌‏های دیگران، حرص به زندگی، رشوه‏‌خواری، ستمکاری، بت‏‌پرستی و تکذیب پیامبران (۵). قرآن کریم، دروغگویی‏‌ها و ادعاهای ناروای یهودیان را نقل می‏‌کند و می‏‌نکوهد.

یهودیان به ناروا مدعی بودند که هدایت تنها از آن آنان است (۶) و آنان در دوزخ نمی‌‏مانند (۷) و دست خدا بسته است (۸) و تنها کتاب خویش را می‌‏پذیرند و به همان عمل می‏‌کنند. به بخشی از تورات که به سود خود می‌‏پندارندش ایمان دارند و بخش دیگر را وامی‌‏نهند (۹). کتاب خدای را تحریف کرده‏‌اند (۱۰). تورات را پنهان ساخته و تورات دیگری برنوشته‏‌اند (۱۱) و در آن به اختلاف افتاده‌‏اند (۱۲).

قرآن کریم از فرجام یهود پرده برداشته و آینده آنان را بازنموده و فرموده است که آنان تا قیامت به کینه و دشمنی گرفتار خواهند گشت، (۱۳) به خواری ابدی درخواهند لغزید (۱۴) و تا ابد به لعنت خدا و پیامبرانش دچار خواهند بود (۱۵). عذاب دنیا و آخرت بر آنان فرود می‏‌آید (۱۶) و سرگذشت این قوم، پیوسته، عبرتی است برای پرهیزگاران (۱۷). با این همه، میان یهودیان، مؤمنان و صالحانی را نیز می‌‏توان یافت که قرآن از آنان گاه با عنوان «صالحان قوم یهود» یاد کرده است (۱۸).

شیعه، پیرو آن امامی است که ریشه یهود را در شبه جزیره عربستان کند و باب خیبر را به امر الهی از جای در آورد و قلعه را گشود و شکست قطعی یهود را در تاریخ رقم زد. هیچ‏گاه شیعه با یهود و نصاری همراه نبوده است. دولت‌‏های شیعی، مرزبانان کشور پهناور اسلامی بودند و این مرز و بوم را از هجوم دشمنان خارجی؛ مانند یهود و نصاری حفظ می‏‌کردند. ابن‌کثیر چنین نقل نموده که «سربازان مهاجم مغول دارالخلافه بغداد را محاصره کردند و پیوسته با پرتاب تیر، ساکنان آن را هدف قرار می‏‌دادند، حتی تیری به یکی از کنیزان خلیفه، که مشغول رقص در برابر وی بود، اصابت کرد و او را کشت. این کنیز بسیار مورد علاقه خلیفه بود. وقتی کنیز درگذشت، خلیفه سخت ناراحت شد، و فریاد کشید ...» (۱۹) بر این اساس می‌توان گفت کشوری که زمامدار آن در سخت‏‌ترین لحظات، از دشمن غفلت بورزد و خود را با رقص کنیزی مشغول کند! جز سقوط سرنوشتی نخواهد داشت که عوامل آن به دست خود افراد فراهم شده بود.

مطالعه تاریخ مسلمانان در قرون پیش از تسلّط مغول، نشان می‏‌دهد که پیوسته ترک‏تازی و غلبه امیری بر امیر دیگر، کشور را فرا گرفته بود؛ گویی امیران کشور و فرمانروایان تحت امر خلیفه، هدفی نداشتند جز این که مناصب و پست‏‌های کشور را از دست یکدیگر بربایند، بی‏‌آن‏که به فکر دشمن خارجی باشند، که یکی پس از دیگری در کمین اسلام نشسته بودند. مفتی سلفی «عبدالعزیز بن باز» منادی صلح با اسرائیل بود. او صلح با اسرائیل را بسان صلح پیامبر با قریش در حدیبیه می‌‏دانست؛ در حالی که پیامبر (ص) با مردم مکه از سر قدرت و عزّت صلح کرد، نه از سر ضعف و ذلّت و فرمود: به خدا سوگند اگر آنان از صلح دریغ ورزند با آنان می‏‌جنگیم و صفوفشان را درهم می‏‌ریزیم (۲۰).

کشورهای به اصطلاح اسلامی، روابط بسیار نزدیک با صهیونیست‌ها دارند و در طول ۶۰ سال گذشته، گام مهمی در راه جلوگیری از جنایت‏‌های اسرائیل و تجاوزات آن به کشورهای مسلمان اهل سنت برنداشته‌‏اند. در اشغال افغانستان و عراق با متجاوزان همکاری کردند و پایگاه‌‏های هوایی خود را در اختیار بمب‌افکن‏‌های ویرانگر آن‏ها گذاشتند. در تاریخ مبارزه با صهیونیسم‏ جز شیعه کسی نتوانست داغ شکست را بر پیشانی متجاوزان اسرائیلی بنشاند. امام خمینی قدس سره این نظریه را مطرح کرد که اسرائیل یک غدّه سرطانی است و باید از میان برود. او جرأت داشت فتوای اعدام سلمان رشدی مرتد را صادر کند. درحالی که بزرگترین مفتی سلفی، بن باز، منادی صلح با اسرائیل بود و فتوای او در این مورد منتشر شد و اما در مورد نویسنده مرتد کتاب آیات شیطانی مهر سکوت بر لب نهاد و دم بر نیاورد. مفتیانی که هم اکنون در قید حیات‌‏اند حتی اعلام کرده‌‏اند دعا کردن برای پیروزی رزمندگان شیعه حزب اللَّه بر ضدّ اسرائیل متجاوز جایز نیست (۲۱).


پی‌نوشت

۱ . خلاصة الادیان‏، ۱۴۶ و ۱۴۷؛ پژوهشکده تحقیقات اسلامی، فرهنگ شیعه، دوم، قم: زمزم هدایت، ۱۳۸۶، ص ۲۶۵ -۲۶۲.
۲. آل‌عمران: ۶۸.
۳. طه:۴۰- ۹؛ قصص: ۱۴- ۷؛ ۲۶- ۲۰؛ اعراف: ۱۳۶- ۱۰۳.
۴. قصص: ۱۷۱؛ بقره: ۴۹، ۵۶ و ۶۰؛ اعراف: ۱۶۰؛ نساء: ۱۵۳.
۵. نساء: ۱۵۵ و ۱۶۱؛ مائده: ۱۳، ۳۲؛ بقره: ۵۷ و ۹۶.
۶. بقره: ۱۳۵.
۷. آل عمران: ۱۸۳.
۸. مائده: ۱۶۴.
۹. بقره: ۵۸.
۱۰. بقره: ۵۸ و ۵۹.
۱۱. بقره: ۷۹.
۱۲. هود: ۱۱۰.
۱۳. مائده: ۶۴.
۱۴. آل عمران: ۱۱۲.
۱۵. بقره: ۸۸؛ نساء: ۵۲؛ مائده: ۷۸.
۱۶. آل عمران: ۵۶.
۱۷. بقره: ۶۶.
۱۸. بقره: ۶۲؛ آل عمران: ۱۱۲؛ اعراف: ۱۵۹؛ ۱۶۸ و ۱۷۰؛ صافات: ۱۱۳.
۱۹. البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج ۱۳، ص ۲۰۰ به بعد.
۲۰. صحیح بخاری کتاب شهادات، باب ما یحرز من الشروط فی الإسلام، ج ۳، ص ۲۵۳- ۲۵۵؛ مسند احمد، ج ۳۱، ص ۲۴۳، حدیث ۱۸۹۲۸.
۲۱. طبری، محمد، پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان، دوم، تهران: نشرمشعر،۱۳۸۶، ص: ۲۵۰-۲۴۶.


نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha