به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نشریه آتلانیتک در مقالهای به تبیین «نظریه مرد دیوانه» و انطباق آن با ترامپ پرداخت.
در ادامه به بخشی از این گزارش می پردازیم:
مهمترین نکتهای که باید درباره «نظریه مرد دیوانه» در سیاست خارجی درک کرد، این است که این نظریه توسط بازندهها برای بازندهها طراحی شده است.
دنیا اولین بار نام «نظریه مرد دیوانه» را در کتاب خاطرات «اچ. آر. هالدمن»، رئیس کارکنان سابق پرزیدنت ریچارد نیکسون، در سال ۱۹۷۸ شنید. به گفته هالدمن، نیکسون گفته بود: «من میخواهم ویتنامیهای شمالی باور کنند که به نقطهای رسیدهام که ممکن است برای متوقف کردن جنگ دست به هر کاری بزنم.» نیکسون که با جنگی در ویتنام روبرو بود که در حالت عادی هیچ امیدی به آن نداشت، تظاهر به دیوانگی میکرد تا ویتنامیهای شمالی را بترساند و آنها را وادار کند راه فراری برای او باز کنند تا آبرویش حفظ شود.
هیچکس زمانی که احساس میکند در حال پیروزی است، استراتژی مرد دیوانه را اجرا نمیکند. قدرتهای قوی و موفق بر ثبات و پیشبینیپذیری تأکید دارند؛ همانطور که قدرتهایی که امیدوارند قوی و موفق دیده شوند نیز چنین میکنند. وقتی وزیر امور خارجه چین با دنیا صحبت میکند، از عباراتی نظیر «چین نیرویی قابلاتکا برای ثبات خواهد بود» و چین «بزرگترین قطعیت را در این دنیای نامطمئن فراهم میکند» استفاده میکند. او درک میکند که قدرت واقعی نیازی به لاف زدن یا فریاد کشیدن ندارد.
با این حال، کسانی که احساس میکنند قدرتشان در حال فروکش کردن است، ممکن است پرخاشگری و عربدهجویی کنند. طی هفت هفتهای که از جنگ او با ایران میگذرد، دونالد ترامپ کشف کرده است که هیچ مقداری از نیروی تحت اختیارش، بازارهای جهانی انرژی را آرام نخواهد کرد و آمارهای رو به افول نظرسنجیهای او را بهبود نخواهد بخشید.
او یک استراتژی دوگانه را امتحان کرده است: وعده گشایشهای قریبالوقوع در مذاکرات، و همزمان انتشار تهدیدهای هرچه خشونتآمیزتر در رسانههای اجتماعی تا به ظاهر، آن مذاکرات را تسریع کند. اما اگر این یک استراتژی مرد دیوانه بود، در به دست آوردن امتیازی که او به دنبالش بود، بهوضوح شکست خورد. همه میتوانستند ببینند که ترامپ بیش از همتایان ایرانیاش خواهان توافق است. یک قاعده سرانگشتی خوب این است: طرفی که توافق را بیشتر میخواهد، همان طرفی است که در حال باختن است.
استراتژی مرد دیوانه برای رهبران «غیردیوانه»ای است که در شرایط نامطلوب گرفتار شدهاند. این یک استراتژی مبتنی بر فریب است. استراتژیستِ مرد دیوانه تظاهر میکند که تمایل دارد کارهایی انجام دهد که در واقعیت مایل به انجام آنها نیست. این رویکرد به اعتبار متکی است: رقیبان باید بتوانند تهدید به اقدام افراطی را جدی بگیرند.
مشکلات ترامپ با این استراتژی کنایهآمیز است. رهبران خارجی مطمئناً مایلاند باور کنند که ترامپ «دیوانه» است، به این معنا که او از واقعیت جدا شده است. آنها شاهد محاسبات اشتباه او در ریسک و خرابکاریهایش در انواع پروژهها بودهاند، مانند جنگهای تجاری با چین و تلاش برای کودتا در ۶ ژانویه ۲۰۲۱. اما آنها این را هم میدانند که وقتی زمان عمل واقعی (بزنگاه) فرا برسد، ترامپ عقبنشینی خواهد کرد. «تاکو» (TACO) نیز مانند «ناتو» (NATO) به مخففی چنان آشنا تبدیل شده است که دیگر نیازی به توضیح دادن ندارد.
ایرانیها بهتازگی دراماتیکترین رویداد «تاکو» در تاریخ را اجرا کردند. ترامپ تهدید کرد که اگر آنها با خواستههای او برای بازگشایی تنگه هرمز موافقت نکنند، تمام تمدنشان را نابود خواهد کرد. ایران در برابر این تهدید ایستادگی کرد و اکنون ظاهراً ترامپ کنترل بر تنگه و حق وضع عوارض بر کشتیهایی که در آن تردد میکنند را واگذار کرده است. در نقطهای که ترامپ بیشترین تلاش را برای ایجاد وحشت کرد، ایرانیها بهدرستی حدس زدند که او در حال بلوف زدن است.
ترامپ به دنیا آموخته است که او تمام ویژگیهای یک مرد دیوانه را دارد، به جز بیتفاوتی نسبت به درد. او دوست دارد جنگهایش یکجانبه، سریع و ارزان باشد. او به دنبال جلب رضایت کنگره نخواهد رفت و نمیتواند به افکار عمومی متوسل شود.
او فقط قمار میکند که جنگ قبل از اینکه اعداد نظرسنجیاش بیش از حد سقوط کنند، تمام شود. وقتی این آخرین جنگ او دشوار شد، او وحشت کرد. همه، از جمله ایرانیها، میتوانستند این وحشت را ببینند. پستهای خونبار او در «تروث سوشال» (Truth Social) – با وجود شوکهکننده بودنشان – نشاندهنده استیصال بود، نه عزم راسخ. این نسخه ترامپ از استراتژی مرد دیوانه است: فریاد زدن بر سر مردم در خیابان، در حالی که همزمان از همان مردم التماس کمک مالی (بسته نجات) میکند.
برعکسِ عبارت «مثل روباه دیوانه» (دیوانهای که بسیار باهوش و مکار است) چه میشود؟
................
پایان پیام
نظر شما