۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۶
وابستگی شدید به همسر؛ عشق یا آسیب اخلاقی؟

عشق به همسر زمانی فضیلت اخلاقی است که همراه با ایمان، عقل و حفظ کرامت باشد و به وابستگی افراطی و دوری از تعادل نینجامد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: عشق و دوست‌داشتن یکی از زیباترین موهبت‌های الهی است که خداوند مهربان با نظر لطف خویش به انسان عطا نموده است. از میان انواع محبت و عشق، حلال‌ترین آن عشق به همسر است. عشق به همسر ذاتاً نه‌تنها غیراخلاقی نیست، بلکه در صورتِ درست بودن جهت، ساختار و مرزها، فضیلت اخلاقی و کمال انسانی محسوب می‌شود. نزدیکی و پیوند عاطفی میان زوج‌ها یکی از ارکان اساسی ازدواج موفق و تربیت سالم فرزندان است. این پیوند به زوجین کمک می‌کند خود را نه دو فرد جدا، بلکه یک واحد همدل ببینند. بااین‌وجود آیا وابستگی شدید عاطفی به همسر امری معقول است؟

 برای رسیدن به پاسخ این پرسش لازم است نکاتی مطرح شود. تبیین مفهوم وابستگی عاطفی و تشریح انواع آن می‌تواند ما را در رسیدن به پاسخ این پرسش کمک کند.

وابستگی افراطی

وابستگی افراطی به همسر به وضعیتی گفته می‌شود که در آن فرد به‌طور بیش‌ازحد به همسر خود متکی است و انتظار دارد تمام یا بخش عمده‌ای از نیازهای عاطفی، روانی و گاه جسمانی او صرفاً از طریق همسر تأمین شود. در این حالت، فرد احساس امنیت، ارزشمندی و آرامش خود را وابسته به حضور، توجه و تأیید همسر می‌داند.

عشق ممدوح و مذموم

انسان به‌طور فطری طالب کمال است و محبت، تجلی این طلب است. در نگاه اسلام ارزش هر عمل به میزان تقربی است که آن عمل نتیجه می‌دهد. به همین دلیل عشق در وجود انسان زمانی مورد تأیید است که همسو با نظام احسن باشد. عواطف و احساسات نیز به شرطی که به‌واسطه عقل مدیریت شوند جایز شمرده می‌شوند؛ بنابراین عشق به همسر اگر انسان را به آرامش، مسئولیت‌پذیری و قدم‌گذاشتن در مسیر کمال برساند عشقی ممدوح تلقی می‌شود. عشقی که انسان را از خدا غافل نکند و در آخرت‌گرایی اختلال ایجاد ننماید، نه‌تنها مذموم نیست، بلکه می‌تواند عبادت باشد و بالعکس اگر وابستگی به همسر، جای محبت الهی را بگیرد یا موجب ترک تکالیف شود، هرگز تأیید نمی‌شود.

تفاوت دو عشق

عشق اگر مسیر خود را به‌درستی طی کند نه‌تنها آرامش افراد را تأمین می‌کند؛ بلکه موجب انسجام خانواده، تربیت سالم فرزندان، کاهش آسیب‌های اجتماعی و وفاداری می‌شود. این در حالی است که وابستگی افراطی می‌تواند منجر به انزوا، فرسودگی رابطه، فشار روانی بر طرف مقابل، قطع شبکه‌های اجتماعی، عدم مسئولیت‌پذیری اجتماعی و کنترل‌گری شود.

در عشق ممدوح و سالم انتخاب هر یک از زن و مرد در زندگی انتخاب‌هایی آگاهانه و مبتنی بر تعقل است. چنین زوجی به مرزها و حریم شخصی یکدیگر احترام می‌گذارند و امنیت یکدیگر را تأمین می‌کنند؛ اما در وابستگی شدید و مذموم ترس از رهاشدگی و اضطراب مزمن همواره برای یکی از زوجین و یا هر دو وجود دارد.

همسر مایه آرامش

خداوند زن و مرد را تکمیل‌کننده یکدیگر و مایه آرامش هم معرفی کرده است. قرآن می‌فرماید:

«و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و رحمت قرارداد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند!» (۱)

بنابراین، عشق باید از حیث فردی، زن و مرد را به رشد عقلانی، اخلاقی و معنوی برساند که اگر چنین نتیجه‌ای از وابستگی حاصل شود عشق ارزشمند خواهد بود؛ اما اگر این وابستگی باعث شود تا فرد خودمختاری، کرامت و مسئولیت شخصی خود را از دست بدهد، نارواست و باید درمان شود.

تفاوت حمایت عاطفی با وابستگی عاطفی

یکی از نکات مهمی که لازم است به آن توجه کرد این است که بین حمایت عاطفی و وابستگی عاطفی تفاوت وجود دارد. زن و مرد در زندگی متأهلی به حمایت عاطفی یکدیگر نیاز دارند. احساس امنیت، احترام متقابل، پذیرش تفاوت‌ها و توانایی اتکا به همسر در مواقع دشوار از ثمرات حمایت عاطفی است؛ اما وابستگی عاطفی زمانی شکل می‌گیرد که فرد ارزش خود را مستقل از تأیید همسر نمی‌بیند، دائماً نیازمند اطمینان گرفتن است و عشق به ترس از طرد، خیانت یا رها شدن تبدیل می‌شود.

در این وضعیت، فرد بیشتر از آنکه نگران کیفیت رابطه باشد، درگیر شک، ناامنی و ترس‌های درونی خود است. لازم به ذکر است که وابستگی عاطفی شدید مختص زنان نیست. مردان نیز ممکن است دچار این مشکل شوند چراکه وابستگی عاطفی یک پدیده انسانی و روان‌شناختی است، نه مسئله‌ای جنسیتی.

نتیجه:
محبت به غیر خدا مجاز و مطلوب است، مشروط به آن‌که در طول محبت الهی باشد نه در عرض آن. به همین دلیل عشق به همسر، اگر باعقل همراه باشد، فضیلت است؛ اما اگر وابستگی به همسر به‌نوعی وابستگی کور باشد، ضد کرامت انسانی است. عاشق همسر بودن نه‌تنها غیراخلاقی نیست، بلکه در صورت تعادل، یکی از زیباترین فضایل انسانی است؛ اما وابستگی شدید اگر به معنای ازدست‌دادن تعادل عقل، ایمان، هویت و مسئولیت باشد قابل نقد است. در روابط سالم، فرد بخشی از نیازهای عاطفی خود را مستقل تأمین می‌کند و برای بخشی دیگر از همسر کمک می‌گیرد؛ اما در وابستگی افراطی همه نیازهای عاطفی بر دوش یک نفر می‌افتد و این فشار درنهایت رابطه را تخریب می‌کند.


پی‌نوشت‌:
۱. «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.» روم، آیه ۲۱

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha