خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: ازدواج به خودی خود امر واجبی نیست و خداوند به خاطر مصالحی که برای حفظ زندگی فردی و اجتماعی بشر لازم است آن را تشریع نموده است. در عین حال ازدواج باعث آرامش انسان(۱) و از عوامل کمال و خودسازی است و از بهترین مستحبات است؛ و همین مستحب در مواردی برای برخی افراد خاص واجب می شود، مثل کسانی که اگر ازدواج نکنند دچار گناه می شوند.
اما از آنجا که پیامبران باید الگوی دیگران هم در واجبات و هم در مستحبات باشند ازدواج نکردن آنها می تواند خلاف شأن آنها باشد.
در ابتدا چنین تصور می شود که چرا حضرت عیسی(علیه السلام) ازدواج نکردند و همین امر باعث شد فرهنگ مجرد بودن سالها در بین مسیحیان رواج یابد و حتی بر اساس باب نوزدهم انجیل متّی، «اگر انسان بتواند خود را برای ملکوت خدا خصی کند، بطوریکه قدرت آمیزش نداشته باشد، افتخاری است ولی همه کس قدرت آن را ندارند»!؟ و ...
ولی نباید فراموش نمود که ازدواج نکردن حضرت مسیح(علیه السلام) بخاطر بد بودن ازدواج از دیدگاه ایشان نبوده، بلکه ایشان عمری کوتاه در زمین داشت، و حدود سی سال در میان مردم روی زمین زندگی نمود، و در این مدّت مشغول به تبلیغ آیین حق بود، و پیوسته از نقطه ای به نقطه دیگر می رفت و مجالی برای ازدواج نیافت. (۲)
از طرفی این احتمال هم منتفی نیست که اگر حضرت عیسی ازدواج می کرد و دارای نسلی می شد آن نسل به علت ولادت غیر طبیعی جدشان عیسی(علیه السلام) مدعی خدازادگی می شدند و یا اینکه مردم درباره آنها دچار غلو می شدند، چنانکه درمورد حضرت عیسی دچار غلو شدند.
این احتمال نیز وجود دارد که با توجه به افراط یهود در شهوات و عدم محدودیت در ازدواج در شریعت حضرت موسی(علیه السلام) (۳) شرایط فرهنگی زمان حضرت عیسی چنین اقتضا می کرد که از دنیا فاصله گرفته و مردم را متوجه معنویات گردانند. لذا می بینیم حضرت عیسی و یحیی(علیهما السّلام) که هر دو، همزمان با هم و در یک منطقه بوده اند، یعنی در شرایط فرهنگی و اجتماعی واحدی می زیسته اند، هیچکدام ازدواج نکردند؛ چراکه هر پیامبری بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه خود برنامه ای مناسب با آن محیط برای هدایت و مبارزه با انحرافات آنها دارد.
انحرافات جامعه بنی اسرائیل در زمان این پیامبران به گونه ای بوده است که یکی از راه های مبارزه با آن فرهنگ، ترویج زندگی زاهدانه و دنیاگریزی بوده است تا گرایش افراطی مردم به شهوات مهار شود.
در روایتی از امام علی(علیه السلام) می خوانیم: «إِنْ شِئْتَ قُلْتُ فِی عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ(علیه السلام) فَلَقَدْ کَانَ یَتَوَسَّدُ الْحَجَرَ وَ یَلْبَسُ الْخَشِنَ وَ یَأْکُلُ الْجَشِبَ وَ کَانَ إِدَامُهُ الْجُوعَ وَ سِرَاجُهُ بِاللَّیْلِ الْقَمَرَ وَ ظِلَالُهُ فِی الشِّتَاءِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ فَاکِهَتُهُ وَ رَیْحَانُهُ مَا تُنْبِتُ الْأَرْضُ لِلْبَهَائِمِ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ وَ لَا وَلَدٌ یَحْزُنُهُ وَ لَا مَالٌ یَلْفِتُهُ وَ لَا طَمَعٌ یُذِلُّهُ دَابَّتُهُ رِجْلَاهُ وَ خَادِمُهُ یَدَاه» (۴)؛
(اگر بخواهی سرگذشت عیسی بن مریم(علیه السلام) را برایت باز گو می کنم: او سنگ را بالش خویش قرار می داد، لباس خشن می پوشید، نان خشک می خورد، نان خورشش گرسنگی، چراغ شبهایش ماه، مسکنش در زمستان مشرق و مغرب آفتاب بود [صبحها در جانب مغرب و عصرها در جانب مشرق روبروی آفتاب قرار می گرفت]، میوه و گلش گیاهانی بود که زمین برای بهائم می رویانید.
نه همسری داشت که وی را بفریبد و نه فرزندی که او را غمگین نماید، و نه ثروتی که او را به خود مشغول دارد، و نه طمعی که خوارش سازد. مرکبش پاهایش و خادمش دستهایش بود).(۵)
بنابراین مجرد بودن حضرت مسیح(علیه السلام) به هیج وجه اثبات نمی کند که ازدواج کردن ضد ارزش است و یا اینکه تجرد ارزش دارد و باعث پاکی انسان می شود و مانند آن.
ضمن اینکه حضرت عیسی هرگز توصیه به مجرد بودن هم نکرده اند و در آیین اصلی مسیح(علیه السلام) طبق مدارک تاریخی و دینی (حتی خود اناجیل) ترک ازدواج بطور مطلق و انزوای اجتماعی، نبوده است. (۶) بلکه فرهنگ مجرد بودن در بین مسیحیت سیاستی بود که بعدا توسط بزرگان آنها پایه ریزی شد و خود حضرت عیسی چنین چیزی را رواج ندادند و بعد از ایشان هم تا مدتی وجود نداشت؛ چنانکه در رساله اوّل پولس به قرنتیان می خوانیم: «آیا اختیار نداریم خواهر دینی را به زنی گرفته، همراه خود ببریم مثل سایر رسولان و برادران خداوند».(۷)
از این بیان به خوبی استفاده می شود که پولس و سایر شاگردان مسیح و رسولان و برادران دینی مسیح نیز ازدواج کردند و بر چنین مطلبی وقعی ننهادند.
و در رساله اوّل پولس به تیموتاوس می خوانیم: «اسقف باید بی ملامت و صاحب یک زن و هوشیار و خردمند و صاحب نظام و مهمان نواز و راغب به تعلیم باشد».(۸)
قابل توجّه اینکه در همان رساله در باب چهارم می خوانیم: «ولی روح صریحاً می گوید: در زمان آخر بعضی از ایمان برگشته، به ارواح مضلّ و تعالیم شیاطین گوش خواهند نمود * به ریاکاری دروغگویان که ضمایر خود را داغ کرده اند که از مزاوجت منع می کنند و حکم می نمایند به احتزاز از خوراک هایی که خدا آفرید برای مؤمنین و عارفین به حق تا آنها را به شکرگزاری بخورند».(۹)
از این عبارت به خوبی برمی آید که منع از ازدواج از بدعت هایی است که در زمان های بعد به وجود خواهد آمد و این بر اثر اغوای شیاطین و ارواح گمراه کننده است. (۱۰)
در نتیجه فرهنگ مجرد زیستن بعدا بخاطر برداشت اشتباه یا مقاصد دیگری که رهبران مسیحی در سر داشتند رواج یافت و مجرد بودن مسیح بهانه ای بیش نبوده است؛ لذا می بینیم برخی از رهبران مسیحی علت زن نداشتن حضرت عیسی(علیه السلام) را با خیال بافی و داستان سرایی اینگونه بیان کرده اند که: زن عنصر گناه و شیطان کوچک است و ازدواج و مسائل جنسی مانع رشد و تعالی انسان می شود. از دیدگاه آنها رابطه جنسی ذاتاً پلید است و تنها کسانی به مقامات معنوی نایل می گردند که همه عمر مجرد زیست کرده باشند.
یکی از پیشوایان معروف مذهبی جهان می گوید: «با تیشه بکارت درخت ازدواج را از بن برکنید».(۱۱) همان پیشوایان [برای توجیه این مسأله که در شریعت مسیح ازدواج با یک زن مشروع دانسته شده(۱۲)] ازدواج را فقط از جنبه دفع افسد به فاسد اجازه می دهند؛ یعنی مدعی هستند که چون غالب افراد قادر نیستند با تجرد صبر کنند و اختیار از کفشان ربوده می شود و گرفتار فحشا می شوند و با زنان متعددی تماس پیدا می کنند، پس بهتر است ازدواج کنند تا با بیش از یک زن در تماس نباشند. (۱۳)
اما با اینحال تاریخ فجایع زیادی را [در زمینه شهوت رانی و ارتباط های نامشروع با زنان] از دیرهای مسیحیان به خاطر دارد، تا آنجا که به گفته «ویل دورانت»، «پاپ انیوسان» سوم یکی از دیرها را به عنوان فاحشه خانه توصیف کرد! (۱۴)
یقینا برداشت علمای مسیحی از این حالت مسیح واقع گرایانه نیست، زیرا به دلیل قطعی عقل و نقل می دانیم که ازدواج سنت حسنه است و آدمی به تشکیل خانواده و همسر گزینی نیاز دارد؛ چنانکه قرآن در کنار مردان پاک از زنان پاکیزه یاد می کند و از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسی و عیسی در نهایت تجلیل یاد کرده است. (۱۵) بلکه همانطور که بیان شد مجرد بودن حضرت عیسی(علیه السلام) دلایل دیگری داشت و شرایط ویژه آن زمان این اقتضا را داشت که ایشان دائما در حرکت باشد و خانه و زن و فرزند اختیار نکند.
پی نوشت:
(۱). قرآن مجید در آیه ۲۱ سوره روم به این حقیقت علمی اشاره کرده و می فرماید: «وَمِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا»؛ (از نشانه های او [خدا] اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید).
(۲). اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۷۷ هـ ش، چاپ اول، ج ۳، ص ۴۵۱.
(۳). در روایات صحیحه آمده که ازدواج در شریعت حضرت موسی(علیه السلام) بی محدودیّت جایز بوده است به دلیل رعایت مصالح مردان و در شریعت حضرت عیسی(علیه السلام) جز یکی جایز نبوده است به دلیل رعایت مصلحت زنان ولی این شریعت اسلام رعایت هر دو مصلحت را نموده است. منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، بروجردی، آقا حسین، انتشارات فرهنگ سبز، تهران، ۱۳۸۶ هـ ق، چاپ اول، ج ۲۵، ص ۱۰۳۹.
(۴). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، انتشارات هجرت، قم، ۱۴۱۴ هـ ق، چاپ اول، ص ۲۲۷.
(۵). ترجمه گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، مکارم شیرازی، ناصر، موسسه مطبوعاتی هدف، قم، بی تا، چاپ اول، ج ۲، ص ۱۷۳.
(۶). زندگی در پرتو اخلاق، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات سرور، قم، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ ششم، ص ۱۷۹.
(۷). عهد جدید، رساله پولس، باب ۹، جمله ۵.
(۸). همان، باب ۳، جمله ۲.
(۹). عهد جدید، رساله پولس، باب ۴، جمله های ۱- ۳.
(۱۰). مسیحیت در دنیای کنونی، مکارم شیرازی، ناصر، امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۹۰ هـ ش، چاپ اول، ص ۶۱.
(۱۱). مجموعه آثار شهید مطهری، مطهری، مرتضی، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ چهارم، ج ۱۹، ص ۱۳۳.
(۱۲). منابع فقه شیعه، همان.
(۱۳). مجموعه آثار شهید مطهری، همان.
(۱۴). ر. ک: تاریخ ویل دورانت، ج ۱۳، ص ۴۴۳؛ به نقل از:تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ سی و دوم، ج ۲۳، ص ۳۸۹.
(۱۵). مجموعه آثار شهید مطهری، همان.
نظر شما